English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English Persian
retention index اندیس بازداری
Other Matches
deterrence بازداری
inhibition بازداری
inhibitions بازداری
suppression بازداری
block age بازداری
dissuasion بازداری
inhibit بازداری کردن
cortical inhibition بازداری مغزی
inhibits بازداری کردن
conditioned inhibition بازداری شرطی
external inhibition بازداری برونی
internal inhibition بازداری درونی
inhibition potential پتانسیل بازداری
disinhibition بازداری زدایی
reactive inhibition بازداری واکنشی
social inhibition بازداری اجتماعی
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
retention volume حجم بازداری
retention time زمان بازداری
strait jacket بازداری کردن
retention index شاخص بازداری
strait jackets بازداری کردن
reciprocal inhibition بازداری تقابلی
retroactive inhibition بازداری پس گستر
proactive inhibition بازداری پیش گستر
associative inhibition بازداری ناشی از تداعی
unconditioned inhibition بازداری غیر شرطی
indexes اندیس
index اندیس
indexed اندیس
liquidity index اندیس مایع
voids ratio اندیس تهیگاهها
plasticity index اندیس خمیری
group index اندیس گروه
pulling figure اندیس تغییر بسامد بالا
pushing figure اندیس تغییر بسامد پایین
displacement امنیت در آدرس اندیس دار
indexing نوشتن اندیس برای کتاب
indexing زبان ساخت کتابخانه یا اندیس کتاب
indexing استفاده از روش آدرس دهی اندیس به کامپیوتر
inverter فایل یا ورودی اندیس برای همه داده ها
queued indexed sequential access method روش دستیابی ترتیبی اندیس دار صف بندی شده
qisam فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به بافر می خواند
key کلیدی که برای اندیس گذاری رکورد به کار می رود.
aspects روش ذخیره سازی و اندیس دهی به متن ها در سیستم بازیابی
aspect روش ذخیره سازی و اندیس دهی به متن ها در سیستم بازیابی
addressing روش آدرس دهی به یک محل چه به صورت ترتیبی یا اندیس یا مستقیم و...
benchmark نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
indexes علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
benchmarks نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
indexed علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
index علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
explicit address آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
qisam Access IndexedSequential Queued روش دستیابی ترتیبی اندیس دارصف بندی شده ethod
floated اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
float اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floats اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
queueing فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queue فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
offset مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
Web crawler نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
california bearing ratio اندیس مقاومت کالیفرنی نمایه کالیفرنی
machine address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیلهای دستیابی دارد. مقایسه شود با آدرس اندیس #INDEX ADDRESS
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
dense index اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com