English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
proteinase انزیمهای ابکی کننده پروتئین
Other Matches
plasmin دیاستاز تجزیه کننده پروتئین
slurry تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
proteide پروتئین
protein پروتئین
proteins پروتئین
proteinaceous پروتئین دار
fibrous protein پروتئین رشتهای
globular protein پروتئین کروی
albumin نوعی پروتئین ساده
myosin پروتئین اساسی عضله
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
casein ماده پروتئین شیر
degrade protein enzyme انزیم پروتئین شکن
globin گلوبین یا پروتئین بی رنگ
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
proteinate ترکیب پروتئین دار
dilution ابکی
wishy-washy ابکی
soupy ابکی
wishy washy ابکی
washy ابکی
serous ابکی
liquids ابکی
pappy ابکی
liquid ابکی
watery پر اب ابکی
pepsin پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
pepsine پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
washiness ابکی بودن
slush برف ابکی
wateriness ابکی بودن
waterish چیز ابکی
weakish چیز ابکی
slurry ماده ابکی
slipslop خوراک ابکی
liquids چیز ابکی
diluted ابکی کردن
dilutes ابکی کردن
diluting ابکی کردن
to wash down ابکی کردن
thinned رقیق و ابکی
slops خوراک ابکی
liquid چیز ابکی
serosity ابکی بودن
dilute ابکی کردن
serous membrane شامه ابکی
thin رقیق و ابکی
thins رقیق و ابکی
thinnest رقیق و ابکی
semifluid نیمه ابکی
thinners رقیق و ابکی
aquosity حالت ابی یا ابکی
succulence اب داری حالت ابکی
small ale ابجو ابکی وارزان
wish wash مشروب ابکی اب زیپو
metaprotein هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
plasma پلاسما قسمت ابکی خون
plasm پلاسما قسمت ابکی خون
potions دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potion دارو یا زهر ابکی شربت عشق
kefir کفیر:یکجورخوراک ابکی وکفدارکه مانندماست است ودرقفقاز....میخورانند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
refutative رد کننده
doer کننده
rebutter رد کننده
doers کننده
refutatory رد کننده
fluxing oil اب کننده
catterer پچ پچ کننده
tracker پی کننده
spurner رد کننده
crepitant خش خش کننده
attacking تک کننده
noncommittal رد کننده
syncopator غش کننده
swooner غش کننده
hopper لی لی کننده
surfy کف کننده
ear-splitting کر کننده
trackers پی کننده
benders خم کننده
crusher له کننده
bender خم کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
hoppers لی لی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com