English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
anthropocentrism انسان محوری
Other Matches
axial position حالت محوری قرارگاه محوری
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
anthrop پیشوند بمعانی > انسان < و > جنس انسان <
anthropo پیشوند بمعانی >انسان < و > جنس انسان <
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
id مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
anthropography علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
monaxial یک محوری
rotates محوری
rotate محوری
uniaxial یک محوری
rotated محوری
axile محوری
pivotal محوری
axial محوری
adaxial محوری
triaxial سه محوری
thrust فشار محوری
thrusts فشار محوری
axial vector بردار محوری
sociocentrism جامعه- محوری
thrusting فشار محوری
compass swing چرخش خط محوری
axisymmetric متقارن محوری
axially parallel در راستای محوری
pivoting window پنجره محوری
axial thrust بار محوری
orbital overlap همپوشانی محوری
axial thrust فشار محوری
pluriaxial چند محوری
axially symmetric متقارن محوری
axial stress تنش محوری
axial section برش محوری
axial runout ضربه محوری
axial bond پیوند محوری
axial flow impulse turbine توربین محوری
axial flow turbine توربین محوری
axial ligation لیگاندپوشی محوری
axial load بار محوری
axial position وضعیت محوری
axially parallel موازی محوری
axial rake angle زاویه محوری
axial runout رانش محوری
axial runout شوک محوری
axial flow جریان محوری
egocentricity خود محوری
egocentricism خود محوری
axial compression فشار محوری
uniaxial force نیروی تک محوری
triaxial shear test ازمایش سه محوری
nutation رقص محوری
trochoid محوری فرفرهای
uniaxial bending خمش یک محوری
end thrust فشار محوری
xenocentrism بیگانه محوری
radials محوری مربوط به رادیو
triaxial compression test ازمایش فشار سه محوری
angular contact thrust ball bearing بلبرینگ طولی محوری
axial rotation symmerty تقارن چرخشی محوری
tog method روش دیدبانی محوری
pivot journal یاطاقان گرد محوری
triaxial deformation تغییر شکل سه محوری
radial محوری مربوط به رادیو
thrust بار محوری ضربه
axial mining مین گذاری محوری
thrusting بار محوری ضربه
thrusts بار محوری ضربه
armature end play بازی محوری ارمیچر
offset distance فاصله برون محوری
uniaxial دارای یک محور یک محوری
cylinder roller thrust bearing یاطاقان غلطکی محوری
axial feed method روش تغذیه محوری
shaft extension قسمت الحاقی محوری
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
rotation about ... دوران دور ... [محوری یا جایی]
parataxic mode شیوه ادراکی خود- محوری
buttress centres فاصله محوری پشت بندها
drilling thrust فشار محوری مته کاری
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
end play حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
rachis اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
sympodium منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
axil گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
tilt and swivel که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
mortal انسان
in human shape انسان
man انسان
homo انسان
loard of creation انسان
mortals انسان
mans انسان
human beings انسان
homosapiens انسان
human being انسان
manward بطرف انسان
bods بدن انسان
humanist انسان گرا
marginal man انسان حاشیهای
anthropoids شبه انسان
bod بدن انسان
humanly مثل انسان
infrahuman پایین تر از انسان
infrahuman مادون انسان
anthropophobia انسان هراسی
homo economicus انسان اقتصادی
atomy اسکلت انسان
voice صدای انسان
homo faber انسان ابزارساز
kindlity انسان وار
voicing صدای انسان
The human body بدن انسان
hominid جنس انسان
godman انسان خداوار
heidelberg man انسان هایدلبرگ
homosapiens نوع انسان
voices صدای انسان
homo politicus انسان اجتماعی
humanitarian انسان گرایانه
anthropomorphic شبیه انسان
subhuman مادون انسان
palm کف دست انسان
anthropoid انسان نما
cannibalism ادمخواری انسان
humanoid شبیه انسان
humanoids شبیه انسان
superhuman برتر از انسان
humansit انسان دوست
egalitarian طرفدارتساوی انسان
the outward man انسان فاهر
anthropoids انسان نما
dewlap غبغب انسان
dewlaps غبغب انسان
human movement حرکت انسان
brisket سینه انسان
humankind نوع انسان
mankind نوع انسان
anthropoid شبه انسان
rumps کفل انسان
rump کفل انسان
economic man انسان اقتصادی
anthropomorphism انسان انگاری
eudemonology گفتاردرسعادت انسان
misanthropy انسان بیزاری
human nature طبیعت انسان
anthropology انسان شناسی
palms کف دست انسان
misanthropes انسان گریز
pithecanthrope انسان میمونی
anthropologist انسان شناس
primitive انسان اولیه
misanthrope انسان گریز
pure bending حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
homosapiens نام علمی انسان
feces مدفوع انسان وحیوان
cultural anthropology انسان شناسی فرهنگی
equalitarian طرفدار تساوی انسان
hypomorph انسان سرگرد وپاکوتاه
hu man وابسته ب ه انسان بشری
varmint انسان یاحیوان مزاحم
aped میمون انسان نما
ape میمون انسان نما
theophany فهور خدابه انسان
humanism مکتب اصالت انسان
man made مصنوع انسان انسانی
man made ساخته دست انسان
man-made مصنوع انسان انسانی
man-made ساخته دست انسان
humankind بشریت نژاد انسان
prehuman پیش از پیدایش انسان
homo sapiens انسان اندیشه ورز
supermen موجود مافوق انسان
apes میمون انسان نما
aping میمون انسان نما
voice صدای سخنرانی انسان
foliate mask صورت مجسمه انسان
voices صدای سخنرانی انسان
voicing صدای سخنرانی انسان
varment انسان یاحیوان مزاحم
superman موجود مافوق انسان
anthropomorphic دارای شکل انسان
pre adamite انسان پیش از ادم
theophany تجلی خدا به انسان
anthropology علم انسان شناسی
ethos صفات وشخصیت انسان
anthropometry انسان سنجی جسمانی
neoanthropic شبیه انسان جدید
neoanthropic وابسته به انسان جدید
man trap دام برای انسان
man of mould انسان خاکی یا فانی
kindlily بطورملایم انسان وار
misanthropic مربوط به انسان گریزی
buff جلا پوست انسان
buffs جلا پوست انسان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com