Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English
Persian
abort
انصراف از ماموریت
Search result with all words
aborted
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
aborting
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
aborts
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
Other Matches
tasking
سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
task component
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
determent
انصراف
put off
انصراف
relinquishment
انصراف
lapse
انصراف مرور
desistement
انصراف از دعوی
escape key
کلید انصراف
dissuasion
انصراف دلسردسازی
lapsing
انصراف مرور
lapses
انصراف مرور
absolution
انصراف از مجازات
passed
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
passes
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
pass
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
mission , oriented
لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
errand
ماموریت
errands
ماموریت
commissions
:ماموریت
commissioning
:ماموریت
mission
ماموریت
apostleship
ماموریت
duty
ماموریت
assignment
ماموریت
missions
ماموریت
assignments
ماموریت
commission
:ماموریت
task
ماموریت
tasks
ماموریت
task unit
یگان ماموریت
agentship
ماموریت پیشکاری
activity
ماموریت عمل
activities
ماموریت عمل
temporary duty
ماموریت موقت
missions
وابسته به ماموریت
air mission
ماموریت هوایی
staff duty
ماموریت ستادی
specified mission
ماموریت تصریحی
implied mission
ماموریت استنتاجی
fire task
ماموریت اتش
fire mission
ماموریت اتش
field duty
ماموریت رزمی
mission objectives
هدفهای ماموریت
end of mission
ماموریت تمام
sea duty
ماموریت دریایی
mission time
مدت ماموریت
mission type
حاوی ماموریت
mission type
متضمن ماموریت
combat duty
ماموریت رزمی
appointment quota
سهمیه ماموریت
function
ماموریت عمل
permanent oppointment
ماموریت دایمی
political mission
ماموریت سیاسی
primary mission
ماموریت اصلی
implied task
ماموریت استنتاجی
station
محل ماموریت
commission
ماموریت امریه
commissions
ارتکاب ماموریت
stationed
محل ماموریت
stations
محل ماموریت
commission
ارتکاب ماموریت
commission
ماموریت دادن
functioned
ماموریت عمل
commissioning
ماموریت امریه
commissions
ماموریت امریه
commissions
ماموریت دادن
functions
ماموریت عمل
agency
گماشتگی ماموریت
commissioning
ارتکاب ماموریت
commissioning
ماموریت دادن
mission
وابسته به ماموریت
tours
سیاحت ماموریت
touring
سیاحت ماموریت
reinforcing
ماموریت تقویتی
toured
سیاحت ماموریت
tour
سیاحت ماموریت
agencies
گماشتگی ماموریت
commissioned
ماموریت دار
perdue
ماموریت مخاطره امیز
employment schedule
برنامه ماموریت ناو
immediate mission
ماموریت فوری هوایی
general support
ماموریت عمل کلی
posted
محل ماموریت موضع
duty
ماموریت خدمت نگهبانی
task group
گروه ماموریت زمینی
postings
تعیین محل ماموریت
short tour
ماموریت کوتاه مدت
posting
تعیین محل ماموریت
surface mission
ماموریت دفاع زمینی
perdu
ماموریت مخاطره امیز
post
محل ماموریت موضع
post-
محل ماموریت موضع
change of station
تغییر محل ماموریت
posts
محل ماموریت موضع
close support mission
ماموریت پشتیبانی نزدیک
confidential
دارای ماموریت محرمانه
mission essential
ضروری برای انجام ماموریت
mission essential
حیاتی از نظر انجام ماموریت
mission request
درخواست اجرای ماموریت هوایی
to override one's commission
از حدود ماموریت خود تجاوزکردن
sectors
منطقه ماموریت قطاع اتش
specified tasks
ماموریت تصریحی وفایف مصرحه
mission
ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
commissions
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
assignment
ماموریت دادن انتقال افهار
sector
منطقه ماموریت قطاع اتش
air defense sector
منطقه ماموریت پدافند هوایی
party
گروه مخصوص انجام یک ماموریت
commission
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
general support reinforcing
ماموریت عمل کلی تقویتی
assignments
ماموریت دادن انتقال افهار
abort
عدم موفقیت درانجام ماموریت
missions
ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
commissioning
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
task element
یکی از عناصر ناوگان ماموراجرای یک ماموریت
task fleet
ناوگان مامور اجرای عملیات یا ماموریت
diverts
تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
diverted
تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
shore duty
ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
search mission
ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
joint task force
نیروی ماموریت مشترک ازنیروهای مسلح
divert
تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
missions
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
mission
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
aircraft mission equipment
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
charactristic velocity
مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
aircraft role equipment
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
detail
بتفصیل گفتن بکار ویژهای گماردن ماموریت دادن
detailing
بتفصیل گفتن بکار ویژهای گماردن ماموریت دادن
imposition of hands
هنگام دادن ماموریت روحانی بکسی یادعا کردن به وی
to second somebody
ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن
[اصطلاح رسمی]
what luck
در رهگیری هوایی یعنی نتیجه انجام ماموریت چه طور بود
to kiss hands
دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
packet
گروه مشابهی که از نظراموزش و تخصص برای ماموریت معینی انتخاب شده باشند
packets
گروه مشابهی که از نظراموزش و تخصص برای ماموریت معینی انتخاب شده باشند
carrier company
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
resume
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resuming
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
judy
در رهگیری هوایی علامت اینست که با هواپیمای دشمن درگیر شده ام و در حال انجام ماموریت می باشم
deploy
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploying
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
state tiger
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
i stay
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
back haul
بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
holdees
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
imagery sortie
پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
dual capable
جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
extra duty
وفیفه اضافی ماموریت اضافی
casual detachment
یکان جدا شده و منتظر دستوریا ماموریت قسمت جدا شده
call mission
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
field allowance
فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com