Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
to pat upon something
اهسته دست بر چیزی زدن
Other Matches
stews
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
limper
اهسته رو
cattish
اهسته رو
catlike
اهسته رو
below ones breath
اهسته
at a slow pace
اهسته
indistinct
اهسته
plodder
اهسته رو
ritardando
اهسته تر
lentamente
اهسته
low
اهسته
low low
اهسته اهسته
slow down
اهسته
slow footed
اهسته
largo a
اهسته
lento a
اهسته
tardo
اهسته
gradual
اهسته
slower
اهسته
languidly
اهسته
slows
اهسته
lightly
اهسته
slowing
اهسته
silently
اهسته
slowly
اهسته
fabian
اهسته رو
slowest
اهسته
quietly
اهسته
slowed
اهسته
slow
اهسته
to concern something
مربوط بودن
[شدن]
به چیزی
[ربط داشتن به چیزی]
[بابت چیزی بودن]
jogs
اهسته دویدن
slackened
اهسته کردن
slacken
اهسته کردن
jog trot
کاریکنواخت و اهسته
susurration
سخن اهسته
slow paced
اهسته خرام
tip
ضربت اهسته
low
پایین اهسته
goose step
قدم اهسته
slow ahead
اهسته به جلو
tapping
اهسته زدن
slow paced
اهسته گام
slow and steady
اهسته وپیوسته
slackening
اهسته کردن
jogging
اهسته دویدن
slackens
اهسته کردن
tap
اهسته زدن
jogged
اهسته دویدن
jog
اهسته دویدن
trickle charge
پر کردن اهسته
largo
اهسته و مفصل
tipping
ضربت اهسته
dabs
اهسته زدن
trudges
قدم اهسته
trudged
قدم اهسته
trudge
قدم اهسته
sluggish
بطی اهسته رو
slid
اهسته رفتن
crawls
اهسته خزیدن
crawled
اهسته خزیدن
crawl
اهسته خزیدن
simmered
اهسته جوشیدن
goose-steps
قدم اهسته
goose-stepping
قدم اهسته
goose-stepped
قدم اهسته
goose-step
قدم اهسته
dead slow
خیلی اهسته
simmering
اهسته جوشیدن
simmers
اهسته جوشیدن
trudging
قدم اهسته
dogtrot
یورتمه اهسته
jiggle
تکان اهسته
jiggled
تکان اهسته
andante
نسبتا اهسته
jiggles
تکان اهسته
jiggling
تکان اهسته
dabbed
اهسته زدن
dab
اهسته زدن
languid
بی حال اهسته
to wear away
اهسته راندن
to slack up
کم کم اهسته کردن
dink
ضربه اهسته
to burn down ar low
اهسته ترسوختن
to burn down or low
اهسته ترسوختن
simmer
اهسته جوشیدن
rallenttando
بتدریج اهسته تر
tapped
اهسته زدن
percuss
اهسته زدن به
mealy mouthed
اهسته حرف زن
lagging
اهسته کند
soften
اهسته ترکردن
softened
اهسته ترکردن
softens
اهسته ترکردن
mealy-mouthed
اهسته حرف زن
lockstep
قدم اهسته
pianissimo
بسیار اهسته
piaffer
یورتمه اهسته
to speak under one's breath
اهسته سخن گفتن
jogger
کسیکه اهسته می دود
heavy footed
اهسته وسنگین درحرکت
creepers
گوی غلطان و اهسته
slow motion picture
تصویر با حرکت اهسته
to tread light
اهسته لگد زدن
ruffling
صدای طبل اهسته
ruffles
صدای طبل اهسته
tap
ضربت اهسته شیر
tapped
ضربت اهسته شیر
ruffle
صدای طبل اهسته
decelerating
کندکردن اهسته کردن
decelerates
کندکردن اهسته کردن
tapping
ضربت اهسته شیر
steady on
اهسته به سمت هدف
gentlest
اهسته ملایم کردن
creeper
گوی غلطان و اهسته
jiggling
اهسته تکان دادن
gentle
اهسته ملایم کردن
jiggles
اهسته تکان دادن
oozing
اهسته جریان یافتن
oozes
اهسته جریان یافتن
oozed
اهسته جریان یافتن
jiggled
اهسته تکان دادن
clammy
سرد ومرطوب اهسته رو
jiggle
اهسته تکان دادن
ooze
اهسته جریان یافتن
joggers
کسیکه اهسته می دود
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
gentler
اهسته ملایم کردن
coddled
اهسته جوشاندن یا پختن
slowed
اهسته کردن یاشدن
coddling
اهسته جوشاندن یا پختن
slowest
اهسته کردن یاشدن
decants
اهسته خالی کردن
drifts
مقصود جریان اهسته
decant
اهسته خالی کردن
drifting
مقصود جریان اهسته
decanted
اهسته خالی کردن
feather
اهسته زدن گوی
decanting
اهسته خالی کردن
coddles
اهسته جوشاندن یا پختن
coddle
اهسته جوشاندن یا پختن
slower
اهسته کردن یاشدن
decelerated
کندکردن اهسته کردن
slowing
اهسته کردن یاشدن
doggo
اهسته ناپدید شونده
drift
مقصود جریان اهسته
whispery
اهسته صحبت کننده
fox trot
یورتمه اهسته اسب
elutriate
اهسته خالی کردن
slows
اهسته کردن یاشدن
slow burning conductor
سیم اهسته سوز
drifted
مقصود جریان اهسته
decelerate
کندکردن اهسته کردن
slow
اهسته کردن یاشدن
to watch something
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
fudge
فریفتن اهسته حرکت کردن
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
flicking
ضربت اهسته و سبک با شلاق
pats
دست زدن اهسته قالب
pat
دست زدن اهسته قالب
fudging
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
فریفتن اهسته حرکت کردن
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
cooing
اهسته بازمزمه ادا کردن
flicks
ضربت اهسته و سبک با شلاق
cooed
اهسته بازمزمه ادا کردن
flick
ضربت اهسته و سبک با شلاق
coo
اهسته بازمزمه ادا کردن
fudges
فریفتن اهسته حرکت کردن
coos
اهسته بازمزمه ادا کردن
blooper
پرتاب اهسته توپ به توپزن
flicked
ضربت اهسته و سبک با شلاق
patted
دست زدن اهسته قالب
spiller
موجی که اهسته ویکنواخت می شکند
patting
دست زدن اهسته قالب
retards
عقب انداختن اهسته کردن
logged
اهسته وکند شده در حرکت
retard
عقب انداختن اهسته کردن
retarding
عقب انداختن اهسته کردن
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
drop shot
ضربه اهسته روی تور والیبال
entrain
اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
plodding
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
to p aperson on the back
اهسته دست به پشت کسی زدن
plodded
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
still hunting
روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
minuet
رقص گام اهسته قرون 71 و81 میلادی
piano
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
pianos
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
bunting
روش ضربه زدنی که توپ اهسته می غلتد
paces
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com