English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
entrain اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
Other Matches
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
slid اهسته رفتن
hitch one's wagon to a star <idiom> دنبال هدف رفتن
sink one's teeth into <idiom> با جدیت دنبال کاری رفتن
to pursue pleasure دنبال خوش گذرانی رفتن
To go about ones business. دنبال کار خود رفتن
canvasses مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to be after somebody پی [دنبال] کسی رفتن [برای کیفری مجازاتی]
canvass مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
To fetch and varry for someone . دنبال خرده فرمایش های کسی رفتن
coach dog یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
paced با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
pace با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
stews اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tap ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
philanderer زن دنبال کن
attachment دنبال
pickup artist زن دنبال کن
pope's nose دنبال چه
parsmip nose دنبال چه
in the wake of در دنبال
pick-up artist زن دنبال کن
philanderers زن دنبال کن
dangler دنبال رو
player [American E] زن دنبال کن
pursuits دنبال
rears دنبال
pursuit دنبال
rearing دنبال
reared دنبال
rear دنبال
cattish اهسته رو
slows اهسته
slow down اهسته
slow footed اهسته
plodder اهسته رو
catlike اهسته رو
below ones breath اهسته
at a slow pace اهسته
low اهسته
gradual اهسته
limper اهسته رو
languidly اهسته
slowing اهسته
low low اهسته اهسته
slow اهسته
lento a اهسته
lentamente اهسته
slowed اهسته
ritardando اهسته تر
largo a اهسته
quietly اهسته
slower اهسته
slowly اهسته
silently اهسته
fabian اهسته رو
lightly اهسته
slowest اهسته
tardo اهسته
indistinct اهسته
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
tandom connection اتصال دنبال هم
dogs دنبال کردن
courses :دنبال کردن
chase دنبال کردن
pursuing دنبال کردن
dogging دنبال کردن
pursues دنبال کردن
pursued دنبال کردن
pursue دنبال کردن
pursuant دنبال کننده
trackers دنبال کننده
chaser دنبال کننده
chasers دنبال کننده
tracker دنبال کننده
continuator دنبال کننده
chasing دنبال کردن
chases دنبال کردن
roil دنبال هم دویدن
give chase دنبال کردن
chased دنبال کردن
coursed :دنبال کردن
trace دنبال کردن
He is looking for trouble. دنبال شر می گردد
reopen دنبال کردن
graph follower دنبال گر گراف
reopens دنبال کردن
continues دنبال کردن
tracked دنبال کردن
continue دنبال کردن
dog دنبال کردن
reopened دنبال کردن
reopening دنبال کردن
tracks دنبال کردن
track دنبال کردن
course :دنبال کردن
traced دنبال کردن
to give chase دنبال کردن
What are you looking for ? دنبال چی؟ می گردی ؟
traces دنبال کردن
susurration سخن اهسته
dink ضربه اهسته
dogtrot یورتمه اهسته
goose-steps قدم اهسته
tipping ضربت اهسته
slow ahead اهسته به جلو
dead slow خیلی اهسته
slow and steady اهسته وپیوسته
crawl اهسته خزیدن
jog trot کاریکنواخت و اهسته
slow paced اهسته گام
slow paced اهسته خرام
pianissimo بسیار اهسته
sluggish بطی اهسته رو
piaffer یورتمه اهسته
goose step قدم اهسته
lockstep قدم اهسته
rallenttando بتدریج اهسته تر
largo اهسته و مفصل
crawls اهسته خزیدن
soften اهسته ترکردن
tip ضربت اهسته
softened اهسته ترکردن
crawled اهسته خزیدن
softens اهسته ترکردن
percuss اهسته زدن به
jiggling تکان اهسته
trudging قدم اهسته
goose-step قدم اهسته
jogged اهسته دویدن
dabbed اهسته زدن
dabs اهسته زدن
jog اهسته دویدن
dab اهسته زدن
goose-stepped قدم اهسته
goose-stepping قدم اهسته
mealy-mouthed اهسته حرف زن
jogging اهسته دویدن
slackening اهسته کردن
trudges قدم اهسته
trickle charge پر کردن اهسته
to wear away اهسته راندن
lagging اهسته کند
low پایین اهسته
jogs اهسته دویدن
slacken اهسته کردن
to slack up کم کم اهسته کردن
mealy mouthed اهسته حرف زن
slackened اهسته کردن
jiggle تکان اهسته
trudged قدم اهسته
jiggled تکان اهسته
simmer اهسته جوشیدن
simmered اهسته جوشیدن
languid بی حال اهسته
tap اهسته زدن
simmering اهسته جوشیدن
to burn down or low اهسته ترسوختن
andante نسبتا اهسته
to burn down ar low اهسته ترسوختن
tapped اهسته زدن
trudge قدم اهسته
jiggles تکان اهسته
simmers اهسته جوشیدن
slackens اهسته کردن
tapping اهسته زدن
One must let sleeping dogs lie. دنبال شر نباید رفت
look (someone) up <idiom> به دنبال کسی گشتن
stick with <idiom> دنبال کردن کاری
tows دنبال خود کشیدن
tow دنبال خود کشیدن
hunt down دنبال کردن و گرفتن
To be on someone trail. To trace someone. رد کسی را دنبال کردن
pound the pavement <idiom> دنبال کار گشتن
dog مثل سگ دنبال کردن
follow in one's footsteps (tracks) <idiom> دنبال روی دیگری
ask for trouble <idiom> دنبال دردسر گشتن
attends از دنبال امدن منتظرشدن
To follow up (trace) a matter (case). موضوعی را دنبال کردن
let sleeping dogs lie <idiom> [دنبال دردسر نگرد]
careerism دنبال کردن شغل
to follow ones nose دنبال قسمت خودرفتن
attending از دنبال امدن منتظرشدن
follow the ball دنبال توپ فرستادن
attend از دنبال امدن منتظرشدن
tagger تنکه دنبال کننده
run close سخت دنبال کردن
to run on chapters فصل ها را دنبال هم انداختن
to pursue a plan نقشهای را دنبال کردن
phliander دنبال زنی افتادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com