Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (12 milliseconds)
English
Persian
percuss
اهسته زدن به
Search result with all words
pat
دست زدن اهسته قالب
pat
دست نوازش برسرکسی کشیدن اهسته دست زدن به
pats
دست زدن اهسته قالب
pats
دست نوازش برسرکسی کشیدن اهسته دست زدن به
patted
دست زدن اهسته قالب
patted
دست نوازش برسرکسی کشیدن اهسته دست زدن به
patting
دست زدن اهسته قالب
patting
دست نوازش برسرکسی کشیدن اهسته دست زدن به
indistinct
اهسته
clammy
سرد ومرطوب اهسته رو
andante
نسبتا اهسته
pace
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paced
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paces
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
sluggish
بطی اهسته رو
bunting
روش ضربه زدنی که توپ اهسته می غلتد
simmer
اهسته جوشیدن
simmered
اهسته جوشیدن
simmering
اهسته جوشیدن
simmers
اهسته جوشیدن
languid
بی حال اهسته
kiss
برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kissed
برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kisses
برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kissing
برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
slow
اهسته
slow
اهسته کردن یاشدن
slowed
اهسته
slowed
اهسته کردن یاشدن
slower
اهسته
slower
اهسته کردن یاشدن
slowest
اهسته
slowest
اهسته کردن یاشدن
slowing
اهسته
slowing
اهسته کردن یاشدن
slows
اهسته
slows
اهسته کردن یاشدن
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
اهسته زدن
tap
ضربت اهسته شیر
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
اهسته زدن
tapped
ضربت اهسته شیر
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping
اهسته زدن
tapping
ضربت اهسته شیر
jogger
کسیکه اهسته می دود
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
joggers
کسیکه اهسته می دود
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
piano
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
pianos
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
flick
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicked
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicking
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicks
ضربت اهسته و سبک با شلاق
ooze
اهسته جریان یافتن
oozed
اهسته جریان یافتن
oozes
اهسته جریان یافتن
oozing
اهسته جریان یافتن
goose-step
قدم اهسته
goose-stepped
قدم اهسته
goose-stepping
قدم اهسته
goose-steps
قدم اهسته
crawl
اهسته خزیدن
crawled
اهسته خزیدن
crawls
اهسته خزیدن
slid
اهسته رفتن
trudge
قدم اهسته
trudged
قدم اهسته
trudges
قدم اهسته
trudging
قدم اهسته
dab
اهسته زدن
dabbed
اهسته زدن
dabs
اهسته زدن
gong
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
gongs
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
decant
اهسته خالی کردن
decanted
اهسته خالی کردن
decanting
اهسته خالی کردن
decants
اهسته خالی کردن
coddle
اهسته جوشاندن یا پختن
coddled
اهسته جوشاندن یا پختن
coddles
اهسته جوشاندن یا پختن
coddling
اهسته جوشاندن یا پختن
stew
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
soften
اهسته ترکردن
softened
اهسته ترکردن
softens
اهسته ترکردن
gentle
اهسته ملایم کردن
gentler
اهسته ملایم کردن
gentlest
اهسته ملایم کردن
coo
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed
اهسته بازمزمه ادا کردن
Other Matches
largo a
اهسته
lentamente
اهسته
catlike
اهسته رو
quietly
اهسته
slowly
اهسته
cattish
اهسته رو
languidly
اهسته
fabian
اهسته رو
silently
اهسته
lento a
اهسته
limper
اهسته رو
plodder
اهسته رو
slow footed
اهسته
slow down
اهسته
gradual
اهسته
tardo
اهسته
ritardando
اهسته تر
lightly
اهسته
low
اهسته
at a slow pace
اهسته
below ones breath
اهسته
low low
اهسته اهسته
jogged
اهسته دویدن
jog
اهسته دویدن
jogging
اهسته دویدن
jiggled
تکان اهسته
slacken
اهسته کردن
slackened
اهسته کردن
slackening
اهسته کردن
slackens
اهسته کردن
dead slow
خیلی اهسته
jiggle
تکان اهسته
jiggles
تکان اهسته
jiggling
تکان اهسته
tip
ضربت اهسته
tipping
ضربت اهسته
jogs
اهسته دویدن
low
پایین اهسته
pianissimo
بسیار اهسته
rallenttando
بتدریج اهسته تر
slow ahead
اهسته به جلو
slow and steady
اهسته وپیوسته
slow paced
اهسته خرام
susurration
سخن اهسته
to burn down ar low
اهسته ترسوختن
to burn down or low
اهسته ترسوختن
to slack up
کم کم اهسته کردن
to wear away
اهسته راندن
piaffer
یورتمه اهسته
lockstep
قدم اهسته
mealy mouthed
اهسته حرف زن
mealy-mouthed
اهسته حرف زن
lagging
اهسته کند
slow paced
اهسته گام
dink
ضربه اهسته
dogtrot
یورتمه اهسته
goose step
قدم اهسته
jog trot
کاریکنواخت و اهسته
largo
اهسته و مفصل
trickle charge
پر کردن اهسته
drifted
مقصود جریان اهسته
drift
مقصود جریان اهسته
doggo
اهسته ناپدید شونده
heavy footed
اهسته وسنگین درحرکت
elutriate
اهسته خالی کردن
creepers
گوی غلطان و اهسته
creeper
گوی غلطان و اهسته
ruffles
صدای طبل اهسته
ruffle
صدای طبل اهسته
fox trot
یورتمه اهسته اسب
feather
اهسته زدن گوی
drifts
مقصود جریان اهسته
drifting
مقصود جریان اهسته
ruffling
صدای طبل اهسته
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
jiggling
اهسته تکان دادن
to tread light
اهسته لگد زدن
whispery
اهسته صحبت کننده
to speak under one's breath
اهسته سخن گفتن
jiggles
اهسته تکان دادن
jiggled
اهسته تکان دادن
decelerating
کندکردن اهسته کردن
jiggle
اهسته تکان دادن
slow burning conductor
سیم اهسته سوز
decelerates
کندکردن اهسته کردن
decelerated
کندکردن اهسته کردن
decelerate
کندکردن اهسته کردن
steady on
اهسته به سمت هدف
slow motion picture
تصویر با حرکت اهسته
blooper
پرتاب اهسته توپ به توپزن
spiller
موجی که اهسته ویکنواخت می شکند
to pat upon something
اهسته دست بر چیزی زدن
logged
اهسته وکند شده در حرکت
fudges
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge
فریفتن اهسته حرکت کردن
retards
عقب انداختن اهسته کردن
retarding
عقب انداختن اهسته کردن
retard
عقب انداختن اهسته کردن
fudging
فریفتن اهسته حرکت کردن
cooing
اهسته بازمزمه ادا کردن
coos
اهسته بازمزمه ادا کردن
plodding
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
to p aperson on the back
اهسته دست به پشت کسی زدن
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
plodded
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
entrain
اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
drop shot
ضربه اهسته روی تور والیبال
plod
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
minuet
رقص گام اهسته قرون 71 و81 میلادی
still hunting
روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
parade lap
رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
hang
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hangs
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
squawk low
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اهسته بگذارید
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
anneal
نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
drawl
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawls
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
whisperingly
به نجوا نجوا کنان سر گوشی اهسته
instilled
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com