Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
climax
اوج جنسی
climaxes
اوج جنسی
Search result with all words
deviation
انحراف جنسی
deviations
انحراف جنسی
modesty
شرم جنسی
frigid
دارای اندکی تمایل جنسی
libido
شور جنسی
libido
شهوت جنسی هوس
libidos
شور جنسی
libidos
شهوت جنسی هوس
mate
جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mated
جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mates
جفت گیری یاعمل جنسی کردن
heat
تحریک جنسی زنان
heats
تحریک جنسی زنان
backlog
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlogs
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
clone
تولید مثل یاابستنی غیر جنسی
cloned
تولید مثل یاابستنی غیر جنسی
clones
تولید مثل یاابستنی غیر جنسی
cloning
تولید مثل یاابستنی غیر جنسی
excitement
برانگیختگی جنسی
excitements
برانگیختگی جنسی
coitus
مقاربت جنسی
tie in
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-in
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-ins
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
sodomy
انحراف جنسی
kind
جنسی
kindest
جنسی
kinds
جنسی
paedophilia
میل جنسی به کودکان
gash
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashed
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashes
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashing
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
puberty
بلوغ جنسی
homosexual
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
homosexuals
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
impotence
ضعف جنسی
impotence
ناتوانی جنسی
pornography
نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
pornography
نقاشی یا عکس محرک احساسات جنسی
sadism
نوعی انحراف جنسی که شخص در اثر ان از ازار دادن لذت میبرد
heterosexual
مربوط به علاقه جنسی نسبت به جنس مخالف
heterosexuals
مربوط به علاقه جنسی نسبت به جنس مخالف
fission
تولید مثل غیر جنسی
rape
تجاوز جنسی
raped
تجاوز جنسی
rapes
تجاوز جنسی
raping
تجاوز جنسی
copulate
مقاربت جنسی کردن
copulated
مقاربت جنسی کردن
copulates
مقاربت جنسی کردن
copulating
مقاربت جنسی کردن
oversexed
دارای تمایلات جنسی زیاد شهوتران
sex
احساسات جنسی روابط جنسی
sex
جنسی
sexes
احساسات جنسی روابط جنسی
sexes
جنسی
orgasm
شور شهوانی اوج لذت جنسی
orgasm
اوج لذت جنسی
orgasms
شور شهوانی اوج لذت جنسی
orgasms
اوج لذت جنسی
libidinous
وابسته به شهوت جنسی
rapist
متجاوز جنسی
rapists
متجاوز جنسی
sex education
اموزش جنسی
petting
نوازش جنسی
sexuality
تمایلات جنسی
sexuality
عطش جنسی
promiscuous
بیقید در امور جنسی
asexual
فاقد خاصیت جنسی
asexual
بدون عمل جنسی
asexual
غیر جنسی
sex discrimination
تبعیض جنسی
sexism
تبعیض جنسی
intimacy
رابطه نامشروع جنسی
sexless
عاری از جذبه یا میل جنسی
potency
توان جنسی
sex appeal
جاذبه جنسی
promiscuity
بی بند و باری جنسی
voyeurism
تماشاگری جنسی
passivity
فعل پذیری جنسی
transvestism
مبدل پوشی جنسی
heterosexuality
دگرخواهی جنسی
aphrodisiac
برانگیزنده جنسی
aphrodisiacs
برانگیزنده جنسی
sexual
جنسی
cohabit
رابطه جنسی داشتن
cohabited
رابطه جنسی داشتن
cohabiting
رابطه جنسی داشتن
cohabits
رابطه جنسی داشتن
sexual intercourse
مقاربت جنسی
sexual intercourse
امیزش جنسی
sexual intercourse
رابطه جنسی مجامعت
sexual intercourse
مواقعه نزدیکی جنسی
lesbianism
رابطه جنسی زن با زن
homogeneity
هم جنسی
hermaphrodite
دو جنسی
hermaphrodites
دو جنسی
bisexual
دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
Other Matches
androgen
هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen
هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous
ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism
نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
isogamete
سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
road sense
جنسی
diclinous
یک جنسی
bisexuals
دو جنسی
unisexual
یک جنسی
gamic
جنسی
ambisexual
دو جنسی
generic
جنسی
bisexual
دو جنسی
unisex
دو جنسی
commodity money
پول جنسی
Peeping Toms
تماشاگر جنسی
sexual relations
روابط جنسی
germ cell
یاخته جنسی
sexual symbolism
نمادگری جنسی
tax in kind
مالیات جنسی
bisexuality
دو گانگی جنسی
zygosis
امیختگی جنسی
active algolagnia
ازارگری جنسی
eroticism
تمایلات جنسی
eroticism
تحریکات جنسی
anaphrodisia
بی میلی جنسی
venery
مقاربت جنسی
unisexuality
حالت یک جنسی
Peeping Tom
تماشاگر جنسی
autoeroticism
خودانگیزی جنسی
autoerotism
خودانگیزی جنسی
autosomal
غیر جنسی
truckage
مبادله جنسی
benefit in kind
نفع جنسی
taxes in kind
مالیات جنسی
psychosexual
روانی- جنسی
sex differentiation
تمایز جنسی
impotency
ضعف جنسی
sex glands
غدههای جنسی
idols of the tribe
اوهام جنسی
sex offenses
جرایم جنسی
heterosome
کروموزوم جنسی
heterophilia
دیگرخواهی جنسی
heteroerotism
دگرخواهی جنسی
heteroeroticism
دگرخواهی جنسی
inkind
کمک جنسی
sex differences
تفاوتهای جنسی
sex chromosomes
کروموزومهای جنسی
psycholagny
خیالپردازی جنسی
peepling tom
تماشاگر جنسی
payment in kind
پرداخت جنسی
sexual anomaly
نابهنجاری جنسی
parasexuality
نابهنجاری جنسی
paraphilia
نابهنجاری جنسی
pansexualism
جنسی نگری
scopophilia
تماشاگری جنسی
multure
مزد جنسی
sex perversion
انحراف جنسی
haploid cell
یاخته جنسی
sexual delusion
هذیان جنسی
sexual development
رشد جنسی
gamete
یاخته جنسی
sexual disorder
اختلال جنسی
sexual maturity
بلوغ جنسی
gametangium
سلول جنسی
sexual offences
جرائم جنسی
sexual receptivity
پذیرندگی جنسی
sexual relations
مقاربت جنسی
sexual arousal
برانگیختگی جنسی
renifleur
بو پرست جنسی
gender identity
هویت جنسی
sexual aberration
انحراف جنسی
gynandrous
نر و ماده دو جنسی
gynandromorphy
ریخت دو جنسی
sexual deviation
انحراف جنسی
gonocyte
سلول جنسی
sexual perversion
انحراف جنسی
sexiness
جاذبه جنسی
gonad
غده جنسی
erotomania
جنون جنسی
Sexual assault
تجاوز جنسی
sexual orientation
گرایش جنسی
Y chromosomes
کروموزوم جنسی
Y chromosome
کروموزوم جنسی
inkind
کمک هزینه جنسی
hypersexuality
فزون خواهی جنسی
gamic
دارای خاصیت جنسی
heterogamet
یاخته جنسی ناهمخوان
love lives
زندگی عشقی و جنسی
sex therapy
درمان اختلالات جنسی
sexed
دارای خاصیت جنسی
gonadotropic
موثردر غده جنسی
passivism
فعل پذیری جنسی
sargassum
جنسی از خزههای دریایی
pedication
عمل جنسی با حیوانات
platyhelminth
جنسی از کرمهای پهن
polymophous perversity
چندگانگی میل جنسی
prestation
مالیات اجاره جنسی
levy duties
گمرک بستن به جنسی
libidinal
وابسته به شهوت جنسی
mixoscopia
ارضاء جنسی تماشاگرانه
odontoglssum
جنسی از ثعلبهای امریکایی
oral intercourse
رابطه جنسی دهانی
secondary sex characteristics
ویژگیهای جنسی ثانوی
retifism
پا- کفش پرستی جنسی
gonadotrophic
موثر درغده جنسی
erotogenic
محرک تحریکات جنسی
statokinetic reflexes
بازتابهای تعادلی- جنسی
sexual reproduction
تولید مثل جنسی
desexualization
غیر جنسی کردن
eonism
مبدل پوشی جنسی
agamous
فاقد الت جنسی
agamogenesis
تکثیر غیر جنسی
algolagnia
درد دوستی جنسی
anorgasmy
فقدان اوج جنسی
anorgasmia
فقدان اوج جنسی
undersexed
دارای ناتوانی جنسی
autosome
رنگینتن غیر جنسی
autosome
کروموزوم غیر جنسی
clitoral orgasm
اوج جنسی خروسهای
exospore
هاگ غیر جنسی
sexual promiscuity
بی بند و باری جنسی
sexual abuse
بهره کشی جنسی
love life
زندگی عشقی و جنسی
gametogenesis
تکوین یاخته جنسی
gamogenesis
زاد و ولد جنسی
zoogamy
توالد وتناسل جنسی
perversion
انحراف جنسی یا اخلاقی
perversions
انحراف جنسی یا اخلاقی
zoogamy
زاد و ولد جنسی
sexology
مبحث مطالعات جنسی
acanthus
جنسی از فامیل اکانتاسه
peeper
تماشاگر جنسی
[اصطلاح روزمره]
to try to get off with somebody
کسی را از نظر جنسی برانگیختن
peeping Tom
تماشاگر جنسی
[اصطلاح روزمره]
to get off with somebody
کسی را از نظر جنسی برانگیختن
venery
شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
unsex
از خواص جنسی محروم کردن
extra-curricular
فعالیت جنسی خارج از ازدواج
one-night stands
رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
Wallowing in sensual pleasures.
غرق درلذایذ جنسی بودن
one-night stand
رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
sex linked
واقع در کروموزم جنسی ارثی
gonium
جنسی از تاژکداران شبیه به گیاه
gonadotropic hormone
هورمون محرک غده جنسی
gonadotrophin
ماده محرک غده جنسی
frigidity
کمی تمایل درقوای جنسی
infantile sexuality
میل جنسی دوره کودکی
desexualize
فاقد قوه جنسی کردن
desex
فاقد قوه جنسی کردن
acrosome
برجستگی قدامی سلول جنسی نر
agamete
تکثیر سلولی غیر جنسی
attempting to commit rape
شروع کردن به تجاوز جنسی
homogeny
ایجاد جنسی شبیه خود
impuissance
ضعف قوای جنسی سستی
kleptolagnia
تحریک جنسی توام با دزدی
macrogamete
سلول جنسی ماده بزرگتر
sexy
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
without distinction of sex
بدون تبعیض جنسی اززن ومرد
sexiest
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexier
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
to be together with somebody
با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
undersexed
دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
guan
جنسی از پرندگان بزرگ ازراسته ماکیان
homosporous
دارای یکنوع هاگ غیر جنسی
foraminifer
جنسی از جانوران ریز ریشه پای
gametogenesis
ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
autosexing
دارای صفات جنسی مغایر بانوع خود
To smuggle in to ( out of ) a country .
جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
clonal
وابسته به تولید مثل یا ابستنی غیر جنسی
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
cohabitant
شریک زندگی یا عمل جنسی بغل خواب
auklet
جنسی از پنگوئنهای کوچک سواحل اقیانوس ارام
zygosity
کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
fornication
رابطه جنسی
[قبل از]
بیرون از ازدواج
[دین]
[حقوق]
salpa
جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
haploid
دارای نیمی ازکروموزومهای اصلی مانندکروموسوم سلولهای جنسی
gametophore
سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
roll back
قیمت جنسی یاکالایی را بسطح اولیه پایین اوردن
sadomasochism
لذت جنسی بوسیله شکنجه نفس خود یا دیگری
gametocyte
سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
gamete
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
salp
جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
p sexual relations
امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
haplont
موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
apogamy
رشد و نمو گیاه هاگدار بدون عمل لقاح ازسلول جنسی
barker
پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
general store
فروشگاهی که همه نوع جنسی در ان یافت میشود ولی قسمت بندی نشده
esturm
مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
estrus
مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
gonidium
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
to mount somebody
با کسی مقاربت جنسی کردن
[اصطلاح رکیک]
[اصطلاح روزمره]
bisexuals
دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
cross fertilization
لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
propositioning
پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
proposition
پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com