English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (7 milliseconds)
English Persian
these cloud promise rain این ابرها خبر از بارندگی میدهند
Other Matches
These clouds are a sign of rain . این ابرها علامت بارندگی است
rain discharge حجم بارندگی در یک حوزه تقسیم بر مدت ریزش بارندگی
looms پدیدارازخلال ابرها
loomed پدیدارازخلال ابرها
loom پدیدارازخلال ابرها
clouds make the sun invisible ابرها خورشیدراناپدیدمیسازند
looming پدیدارازخلال ابرها
walk on air <idiom> روی ابرها راه رفتن (ازخوشحالی)
sky man انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
snowfalls بارندگی
onfall بارندگی
precipitation of moisture بارندگی
rain fall بارندگی
rainfall بارندگی
snowfall بارندگی
the rainy season بارندگی
downpour بارندگی زیاد
monsoon موسم بارندگی
monsoons موسم بارندگی
effective rainfall بارندگی موثر
hyerograph نقشه بارندگی
annual precipitation بارندگی سالیانه
onding بارندگی زیاد
downpours بارندگی زیاد
precipitation میزان بارندگی
rain بارندگی باریدن
rained بارندگی باریدن
raining بارندگی باریدن
rains بارندگی باریدن
rainfall intensity شدت بارندگی
hyetology علم یا مبحث بارندگی
average annual precipitation متوسط بارندگی سالینه
lapseratc میزان بارندگی به نسبت بلندی ها
rainfall area منطقه بارش ناحیه بارندگی
rain gage وسیله سنجش میزان بارندگی
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
water sky لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
intensity of rain fall شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
ephemeral stream رودی که درموقع بارندگی اب در ان جریان دارد
dry year سالی که میزان بارندگی در ان از حد معمول کمتر است
wet year سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
When will be supper? کی شام میدهند؟
unashamed افرادیکهکارهایعجیبانجام میدهند
guard cell گیاهی را تشکیل میدهند
boarding house جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
pigwash گنداب اشپزخانه که بخوکان میدهند
boarding houses جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
they give it a good scrub خوب انرا مالش میدهند
pig's wash گنداب اشپزخانه که به خوکان میدهند
handbill اعلانی که بدست مردم میدهند
foy سوری که بخاطر مسافرت میدهند
spadework کاری که با بیل انجام میدهند
handbills اعلانی که بدست مردم میدهند
quady رودی که فقط در فصل بارندگی جریان دارد و دربقیه فصول خشک میباشد
vouchee کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
loving cup پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
sea pass پروانه عبور که به کشتی بی طرف میدهند
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
haematogen دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
console table میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
communicant اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
impo کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
tine دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
fasciculus دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicule دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicle دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
communicants اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
wedding cake کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
corody لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
resolution بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
mezereum پوست ماذریون که در داروسازی برای اوردن خوی و پیشاب میدهند
trading stamp تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
coffee-table books کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
coffee-table book کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
bread-board تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
long pull اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
resolutions بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
bread-boards تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
letter card کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
music stands میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
pantechnicon نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
pantechnicons نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
ostensorium فرف سیمین ی زرینی که هنگام عشاربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
airing cupboard قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
monstrance فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
actuating horns اهرمهایی که کابلهای کنترل به انهامتصل شده و توسط انها سطوح فرامین را حرکت میدهند
ostensory فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان دران گذاشته نمایش میدهند
Boxing Day اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
decisions جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decision جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
out of step دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
hyetography نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
storm water فاضلاب ناشی از بارندگی فاضلاب سطحی
crop mark در نرم افزار DTP علامتهای چاپ شده که لبه کاغذ یا تصویر را نشان میدهند و امکان برش دقیق می دهند
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
every cloud has a silver lining <idiom> [خوش بین باش، روزهای سخت نیز جایشان را به روزهای بهتر میدهند]
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
mountains witness کوه هاهم گواهی میدهند حتی کوه ها.......
rainfall index شاخص بارش شاخص بارندگی
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
permalloy خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com