English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
The news shocked me. این خبر مرا تکان داد (هول کردم )
Other Matches
What have I done to offend you? من چه کارت کردم؟ [من چطور تو را دلخور کردم؟]
wagging تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagged تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wag تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wags تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
shakeable تکان دادنی تکان خوردنی
shakable تکان دادنی تکان خوردنی
shog تکان خوردن تکان دادن
I was keeping my fingers crossed . خدا خدا می کردم ( دعامی کردم )
joggles تکان تکان خوردن
jumbles تکان تکان خوردن
jumbled تکان تکان خوردن
shimmy تکان تکان خوردن
jumble تکان تکان خوردن
shimmey تکان تکان خوردن
jumbling تکان تکان خوردن
joggled تکان تکان خوردن
joggling تکان تکان خوردن
joggle تکان تکان خوردن
iwas late دیر کردم
I am freezing ( to death) . از سرمایخ کردم
i hid my self را پنهان کردم
i knocked at the door دق الباب کردم
I made a mistake . I was wrong. من اشتباه کردم
It slipped my mind. آن را فراموش کردم.
I am late. من دیر کردم.
the trusty is that i forgot it فراموش کردم
i asked him a question پرسشی از او کردم
eureka >من کشف کردم <
i a the beauties of nature من از زیبائیهای طبیعت حظ کردم
i profited by his advice از نظر او استفاده کردم
What have I done to offend you? من چطور تو را ناراحت کردم؟
I invited her to lunch . I stood her a lunch . ناهار مهمانش کردم
I have a reservation. من قبلا رزرو کردم.
I've run out of petrol. بنزین تمام کردم.
i managed to do it ان کار را درست کردم
i made him go او راوادار به رفتن کردم
i made him go او را وادار کردم برود
i was too indulgent to him زیاد به او گذشت کردم
Much as I tried , I couldnt do it . I simply couldnt do it . هر چه سعی کردم نشد
I incurred a heavy loss. ضرر زیادی کردم
i did that of my own free will این کار را کردم
i forgot all about it به کلی فراموش کردم
i had a quiet read فرصت پیدا کردم
i am through with my work ازکارفراغت پیدا کردم
I stayed up reading until midnight. تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
the trusty is that i forgot it حقیقا امراینست که فراموش کردم
If I find the time . اگر وقت کنم ( کردم )
Whichever way I did it ,It came out(turned out)wrong. هر طور کردم غلط درآمد
I had a long talk with him. با ایشان مفصلا" صحبت کردم
Since I left school. ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
I was a fool ( naïve enough) to believe her . من را بگه که حرفهایش را باور کردم
I have entangled myself with the banks . خودم را گرفتار بانک ها کردم
i saw him off the premises کردم تا ازعمارت بیرون رفت
I sent him packing. دست به سرش کردم. [اصطلاح]
I thought so. منم همینطور فکر کردم.
i did my best منتهای کوشش خود را کردم
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
i provided for his safety وسائل سلامت او را فراهم کردم
i repaid his kindress in kind مهربانی او را عینا` تلافی کردم
the two books are a like با هردو یک جور معامله کردم
i stated the facts چگونگی را بدانسان که بودبیان کردم
I weighed myself today . امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
i did it only for your sake تنها به خاطرشما این کار را کردم
i did it for show برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
i am & out پنج لیره اشتباه حساب کردم
I have settled all my accounts. همه حساب هایم را صاف کردم
I reckoned him as my friend. اورا دوست خود حساب می کردم
I stayed in concealment until the danger passed. خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
I had a hell of a time to fix the engine. پدرم درآمد موتور رادرست کردم
i made him my proxy او رااز جانب خود وکیل کردم
Upon reflection , I realized that … دوباره که فکر کردم متوجه شدم که ...
i waved him nearer با دست اشاره کردم که نزدیکتر بیا
i gave up the idea ازان خیال صرف نظر کردم
I found a hair in the soup . توی سوپ یک موبود (پیدا کردم )
I've shoveled snow all the morning. من تمام صبح برف پارو کردم.
Did I say anything different? مگر من چیز دیگری گفتم [ادعا کردم] ؟
I expended all my capital on equipment. تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
i owe for all my books پول همه کتابهای خود راقرض کردم
I stamped on the spider . عنکبوت رابا پایم کوبیدم ( وله کردم )
I shared out the money among four persons. پول را بین چهار نفر قسمت کردم
I ran away lest I should be seen . فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
I stand corrected. من اشتباه کردم. [همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
I areraged six hours a day. روی هم رفته روزی شش ساعت کار کردم.
I played every trick in the book . هر کلکی را که فکر کنی سوار کردم ( زدم )
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
I accidentally locked myself out of the house. من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
I have thought long and hard about it. خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
I have been deceived in you . درمورد تو گول خورده بودم ( آن نبودی که فکر می کردم )
i thanked him for his trouble برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
i lost my a دار و ندار خود را گم کردم همه چیز از دستم رفت
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car. به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work! من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
What should I do when I get the following message: The connection to the server has failed چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
concussion تکان
heart quake تکان دل
stroking تکان
stroke تکان
jarring تکان
rocking تکان
strokes تکان
jolt تکان
stroked تکان
wag تکان
smooths بی تکان
nodded تکان سر
nodding تکان سر
nods تکان سر
jerks تکان
jerked تکان
jolted تکان
jerk تکان
jolting تکان
nod تکان سر
jerking تکان
smooth بی تکان
smoothest بی تکان
rocks تکان
wagging تکان
smoothed بی تکان
rocked تکان
wags تکان
rock تکان
jolts تکان
motioned تکان
motioning تکان
jostled تکان
jostling تکان
jostles تکان
shock تکان
movement تکان
shocked تکان
motions تکان
jostle تکان
motion تکان
wagged تکان
shaking تکان
shocks تکان
shake تکان
shakes تکان
i thought of you جای شما را خالی کردم همواره فکر شما را میکردم
jerks تکان تند
convulsion تکان اشوب
startles تکان دادن
startled تکان دادن
startle تکان دادن
convulsively تکان دهنده
convulsive تکان دهنده
succussion تکان سخت
sniggle تکان خوردن
wagger تکان دهنده
tremor تکان جنبش
tremors تکان جنبش
hustle تکان دادن
hustled تکان دادن
hustles تکان دادن
shaking تکان دادن
hustling تکان دادن
jerk تکان تند
mind-blowing تکان دهنده
mind-boggling تکان دهنده
wood pusher چوب تکان ده
jerked تکان تند
convulsions تکان اشوب
jerking تکان تند
hotch تکان خوردن
Yankee تکان تنددادن
Yankees تکان تنددادن
concuss تکان دادن
concussive تکان دهنده
jolter تکان دهنده
jiggly تکان خورده
actimeter تکان سنج
tremour تکان جنبش
con cuss تکان دادن
commove تکان دادن
jounce تکان دادن
smoothe روان بی تکان
shocking تکان دهنده
quake تکان خوردن
quaked تکان خوردن
quakes تکان خوردن
quaking تکان خوردن
shrug off تکان دادن
rock تکان دادن
shaker تکان دهنده
rocked تکان دادن
nyctitropic در شب تکان خوردن
jounce تکان خوردن
rocks تکان دادن
wagging تکان خوردن
twiddle تکان دادن
convulsing تکان دادن
yanked تکان تنددادن
convulses تکان دادن
convulsed تکان دادن
convulse تکان دادن
yanking تکان تنددادن
jarring تکان دهنده
yanks تکان تنددادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com