English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (7 milliseconds)
English Persian
peeper ایینه عینک
Other Matches
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
cardioscope ایینه دل
mirrors ایینه
mirrored ایینه
hand glass ایینه
mirror ایینه
looking glass ایینه
sconce mirror ایینه دیواری
pier glass ایینه قدی
reflector lens ایینه کوژ
catoptrics علم ایینه ها
eisotrophobia ایینه هراسی
spectrophobia ایینه هراسی
heliograph ایینه افتابی
mirror drawing نقاشی از ایینه
enoptromancy فال ایینه
mirror tracing ترسیم از ایینه
magic mirror ایینه دور نما
helio ایینه ویژه مخابرات
helio ایینه مخابره پیام
reflector lens ایینه پیچ نما
glass ایینه شیشه دوربین
pier table میز زیر ایینه قدی
catoptric وابسته به ایینه ونور منعکس شده
ramp sight ایینه مورس شکاف درجه پایه دار متحرک
amalgams الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
amalgam الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
barnacles عینک
glass عینک
goggles عینک
glass eye عینک
spectacles عینک
spectacle عینک
specs عینک
eyeglass عینک
nosepiece پل عینک
interpupillary عینک
glasses عینک
lorgnettes عینک
winker عینک
lorgnette عینک
bespectacled عینک زده
optometry عینک سازی
optometrist عینک ساز
earpieces دستهی عینک
sun glasses عینک آفتابی
butt-strap لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
half-glasses عینک یک چشمی
optometry عینک فروشی
safety glass عینک ایمنی
safety glasses عینک ایمنی
To wear glasses. عینک زدن
earpiece دسته عینک
temple دسته عینک
dark glasses عینک آفتابی
snow goggles عینک توفان
snow goggles عینک افتابگیر
smoked glasses عینک دودی
spectacled عینک دار
oculist عینک ساز
monocle عینک یک چشمی
pince nez عینک دماغی
sunglasses عینک افتابی
rim قاب عینک
optic شیشه عینک
smoked عینک دودی
goggles عینک محافظ
goggles عینک افتابی
goggles عینک صحرائی
rims قاب عینک
goggles عینک ایمنی
opticians عینک ساز
optician عینک ساز
goggling عینک پرواز
goggled عینک پرواز
goggle عینک پرواز
oculists عینک ساز
monocles عینک یک چشمی
field glasses عینک صحرایی
burning glass عینک جوشکاری
lorgnette عینک پنسی
eye glass عینک دستی
eyeglass عینک فنری
eyeglass عینک یک چشم
field glasses عینک رزمی
gig lamps نمایش عینک
gig lamps عینک شاخدار
lorgnettes عینک پنسی
prismatic spectacles عینک نادرست نما
rose-coloured spectacles عینک خوش بینی
goggles عینک حفاظ دار
to wear glasses عینک گذاشتن یازدن
bifocal دو دید عینک دو کانونی
bifocals دو دید عینک دو کانونی
scissors-glasses عینک قیچی شکل
optician عینک فروش دوربین ساز
wears عینک یا کراوات زدن فرسودن
opticians عینک فروش دوربین ساز
pebbles شیشه عینک نوعی عقیق
wear عینک یا کراوات زدن فرسودن
lorgnettes عینک مخصوص روی بینی
he wears glasses عینک زده است یادارد
pebble شیشه عینک نوعی عقیق
lorgnette عینک مخصوص روی بینی
optometric وابسته به میزان دید و عینک سازی
vectograph عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
glass عینک دار کردن شیشهای کردن
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com