English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (2 milliseconds)
English Persian
charger باتری پر کن
chargers باتری پر کن
battery charger باتری پر کن
battery charging rectifier باتری پر کن
Search result with all words
sediment درد باتری
sediments درد باتری
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
cathode ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathodes ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
polarization پلاریزاسیون باتری
back که یک باتری پشتیبان دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
suspend دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspends دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
refresh قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshed قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshes قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
batteries باتری
batteries استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
battery باتری
battery استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
battery که یک باتری پشتیبان دارد
acummulator battery باتری بارشدنی
rechargeable battery باتری بارشدنی
air cell a battery باتری رادیو
alkaline battery باتری قلیایی
ampere hour efficiency of storage batter بازده باتری انبارهای
area of battery plate سطح صفحه باتری
automobile battery باتری اتومبیل
b battery باتری ب
h.t. battery باتری ب
b. eliminator جانشین باتری ب
battery acid اسید باتری
battery ammeter امپرسنج باتری
battery box جعبه باتری
battery capacity فرفیت باتری
battery carbon زغال باتری
battery carrier شاسی باتری
battery case جعبه باتری
battery cell پیل باتری
secondary cell پیل باتری
battery charging cable کابل باتری پر کن
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
battery charging rheostat رئوستای باتری پر کن
battery connector رابط پیل باتری
cell connector رابط پیل باتری
batterty cover سرپوش باتری
battery copper مس باتری
battery cradle کلاف باتری
battery current برق باتری
battery discharger باتری خالی کن
discharger for battery باتری خالی کن
battery electrode الکترود باتری
battery electrolyte الکترولیت باتری
solution of battery الکترولیت باتری
battery filler سرنگ باتری
battery syringe سرنگ باتری
battery hold down میانگیردار باتری
hold down for batteryseparator میانگیردار باتری
battery hydrometer چگالی سنج باتری
battery insulator عایق باتری
battery insulator میانگیر باتری
battery isolator لایی باتری
isolator for battery plate لایی باتری
battery jar فرف باتری
battery jar spacer لایی فرف باتری
battery liquid مایع باتری
battery liquid الکترولیت باتری
battery mounting پایه باتری
battery oven کوره باتری
battery paint رنگ باتری
battery plate صفحه باتری
battery polarization قطبش باتری
battery receiver رادیو باتری
battery resistance مقدار مقاومت باتری
battery solution محلول باتری
battery steamer کوره باتری بخاری
battery still دیگ تقطیر باتری
battery terminal قطب باتری
battery turntable میز باتری
battery vise گیره باتری
battery voltage ولتاژ باتری
battery water اب باتری
burning rack قاب باتری
c battey باتری سی
carbon battery plate صفحه باتری کربنی
cell cover درپوش باتری
cell tester ولت سنج باتری
cementation سیمانی شدن باتری
closed circuit battery باتری با مدار بسته
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
Other Matches
NiCad نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
booster cable [jumper cable] کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
NiMH نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
h.b. battery باتری ا
heater battery باتری ا
storage cell باتری
filament battery باتری ا
dry battery باتری خشک
plante cell باتری پلانته
secondary battery پیل باتری
secondary battery باتری بارشدنی
stand by battery باتری یدکی
standby battery باتری اضطراری
starting battery باتری استارت
storage battery باتری انبارهای
storage battery باتری بارشدنی
storage cell پیل باتری
voltaic battery باتری ولتایی
pillar post of battery ستون باتری
nickel iron battery باتری ادیسن
dry storage battery باتری ژلاتینی
edison باتری ادیسن
floating battery باتری ذخیره
gelatine battery باتری ژلاتینی
gelatine battery باتری خشک
gravity battery باتری وزنی
grid of a battery شبکه باتری
ignition battery باتری استارت
impurities in battery ناخالصیهای باتری
lighting battery باتری روشنایی
to charge the battery باتری را بار کردن
train lighting battery باتری روشنایی ترن
plunge battery باتری با الکترد شناور
twenty four hour charge rate امپر مجاز باتری
universal receiver رادیو برق و باتری
local action تخلیه موضعی باتری
lead acid battery باتری سرب- اسید
thin plate battery باتری صفحه نازک
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
separator میان گیر باتری
plate puller انبر صفحه باتری
plate press پرس صفحه باتری
plante battery plate صفحه باتری پلانته
porosity of battery plate تخلخل صفحه باتری
overfilling of battery سرشار کردن باتری
overdischarge of battery تخلیه فرساینده باتری
discharge خالی کردن باتری
shedding of battery plate ریزش صفحه باتری
reversed battery plate صفحه باتری معکوس
cutout relay رله باتری پرکن
dry storage battery باتری انبارهای خشک
faure plate صفحه باتری خمیری
idle voltage of battery ولتاژ هرز باتری
heater battery باتری گرم کننده
hardened battery plate صفحه باتری سخت
group of battery plates دسته صفحات باتری
pasted plate صفحه باتری خمیری
accumulator باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
The battery is dead. باتری خالی شده است.
The battery is dead. باتری تمام شده است.
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
forming of battery plates اماده سازی صفحات باتری
glass separator میان گیر شیشهای باتری
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
The battery is discharged (emptied). باتری خالی شده است.
total discharge تخلیه الکتریکی عمیق [در باتری]
The engine runs by a battery. این موتور با باتری کار می کند.
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
luggable کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours. ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
retrain ایجاد مجدد اتصال با کیفیت باتری وقتی که کیفیت خط خیلی بد باشد
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com