Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (10 milliseconds)
English
Persian
foresail
بادبان سه گوش در جلوی دکل
Search result with all words
jib
بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbed
بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbing
بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibs
بادبان سه گوشه جلوی دکل
tack
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacked
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacks
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
afterleech
بادبان جلوی قایق
head sail
بادبان جلوی دکل
mizzen staysail
بادبان روی سیم جلوی دکل فرعی
Other Matches
sail
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
working sails
بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail
بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
frontward
جلوی
former
جلوی
feont
جلوی
fore
جلوی قایق
sincipital
واقع در جلوی سر
fore
جلوی درجلو
in the way
جلوی راه
at the fore
در جلوی کشتی
forwarded
جلوی گستاخ
before my very eyes
جلوی چشمهایم
prior
پیشین جلوی
forward
جلوی گستاخ
Get out of my face!
<idiom>
از جلوی چشمم دور شو!
wind screen
شیشه جلوی اتومبیل
cambers
انحنای جلوی اسکی
foresheets
فضای جلوی قایق
forward area
منطقه جلوی رزم
camber
انحنای جلوی اسکی
bowling crease
خط موازی جلوی پایه ها
front mud guard
گلگیر جلوی اتومبیل
front wing
گلگیر جلوی اتومبیل
googol
عدد یک با صد صفر در جلوی ان
ackermanaxle
محور جلوی اتومبیل
nose spray
بسکهای جلوی گلوله
prowords
کلمات جلوی جملات
I walked past the shop ( store ) .
از جلوی فروشگاه گذشتم
under one's nose
<adv.>
جلوی چشم کسی
windshield
شیشه جلوی اتومبیل
Get out of my sight!
<idiom>
از جلوی چشمم دور شو!
decks
سکوی جلوی تانک
decked
سکوی جلوی تانک
deck
سکوی جلوی تانک
bows
قسمت جلوی قایق
bowing
قسمت جلوی قایق
bowed
قسمت جلوی قایق
bow
قسمت جلوی قایق
windshields
شیشه جلوی اتومبیل
to stop the bus
جلوی اتوبوس را گرفتن
anticum
جرز جلوی معبد
to get in the way
جلوی راه را گرفتن
forward echelon
رده جلوی نبرد
metopon
قسمت جلوی زائده جلومغز
nip in the bud
<idiom>
از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
Accidents wI'll happen .
جلوی اتفاق رانتوان گرفت
To keep prices down.
جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
foreshore
لبه جلوی ساحل دریا
hold one's fire
<idiom>
جلوی زبان خود را گرفتن
To teach grandma to suck eggs.
جلوی لوطی معلق زدن
forebody
بدنه قسمت جلوی ناو
front wheel suspension
اویزش چرخهای جلوی اتومبیل
to nip something in the bud
از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
forward bow spring
فنر جلوی سینه کشتی
to block
[hold up]
(the) traffic
جلوی رفت و آمد را گرفتن
to bridle one's own tongue
جلوی زبان خودرا گرفتن
foreshores
لبه جلوی ساحل دریا
forwards
سه بازیگر جلوی تور والیبال
inhaul
بادبان کش
vela
بادبان
sailings
بادبان
velorum
بادبان
batten pocket
بادبان
brail
بادبان
sail
بادبان
sailed
بادبان
inhauler
بادبان کش
sailcloth
بادبان
washes
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
It took place under my very eyes.
درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
to get in somebody's way
جلوی راه کسی
[چیزی]
را گرفتن
Drop me by the phone booth.
مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
wash
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washed
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
Come and get warm by the fire .
بیا جلوی آتش که گرم بشوی
There is nothing to prevent me.
هیچی نمیتونه جلوی منو بگیره.
foreland
زمین جلوی موضع دماغه سنگر
fore and aft
واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
panel
قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
panels
قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
anti dazzle vizor
سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
to block
[to block up]
[to clog]
[to clog up]
something
جلوی جریان
[ریزش]
چیزی را گرفتن
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father.
جلوی پدرش سیگار نمی کشد
mainsail
بادبان اصلی
sail area
سطح بادبان
catboat
قایق تک بادبان
unfurling
بادبان گستردن
unfurled
بادبان گستردن
cut of sail
برش بادبان
unfurl
بادبان گستردن
fill away
بادبان برافراشتن
mizzen sail
بادبان پاشنه
foresail
بادبان سینه
unfurls
بادبان گستردن
main sail
بادبان اصلی
fill away
بادبان اراستن
lateen rig
بادبان 3 گوشه
jigger
بادبان کوچک
to clew up
[ a sail
بالاکشیدن بادبان
inhauler
ریسمان بادبان کش
topsail
بالاترین بادبان
jackstay
بادبان بند
to take in a reef
بادبان را تو گذاشتن
reefers
بادبان جمع کن
foot
پایین بادبان
reefer
بادبان جمع کن
halyard
ریسمان بادبان
lateen sail
بادبان سه گوش
halliard
ریسمان بادبان
gasket
بادبان بند
goosewing
دو پهلو بادبان
gaskets
بادبان بند
head down
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
leading point
نقطه نشانه روی در جلوی هدف متحرک
He parked the car right in front of the garage.
درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
You are going to gain weight. if you let yourself go.
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
head up
بردن قسمت جلوی قایق بسمت باد
head off
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
fore check
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
hold one's tongue
<idiom>
جلوی زبان خود را گرفتن،ساکت ماندن
You are roasting yourself in front of the fire .
خودت را جلوی آتش که داری کباب می کنی
Drop me off in front of the train station!
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
It is never too late to mend.
هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
to bolt somebody out
[با قفل کردن]
جلوی راه کسی را گرفتن
skysail
بادبان فوقانی کشتی
shake-out
باز کردن بادبان
tackline
طناب بادبان جلو
shake out
باز کردن بادبان
furling
پیچیدن و بستن بادبان
frigate
کشتی بادبان دار
ship rigged
دارای بادبان مربع
luff
لبه جلویی بادبان
press of sail or canvas
بادبان بفراخور باد
miz
واپسین بادبان کشتی
rig
بادگل و بادبان اراستن
rigged
بادگل و بادبان اراستن
mainsail
بادبان اصلی کشتی
sail loft
جایگاه بادبان سازی
rigs
بادگل و بادبان اراستن
shake-outs
باز کردن بادبان
set sail
بالا بردن بادبان
frigates
کشتی بادبان دار
under bare poles
با دکل خالی بی بادبان
furls
پیچیدن و بستن بادبان
atrip
مربوط به بادبان برافراشته
topsoil
بادبان اصلی ناو
furl
پیچیدن و بستن بادبان
furled
پیچیدن و بستن بادبان
head sail
بادبان جلو کشتی
clew
گوشه پایین بادبان
airing
هوا خوری بادبان
flying jib
بادبان سه گوش کوچک
brail up
جمع کردن بادبان
zero stage
طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
center of gravity envelope
تصویر نموداری محدوده عقب و جلوی تغییرات مجازگرانیگاه
muzzle boresight
حلقه تار موی محوریابی جلوی لوله توپ
to swat the ball away
با ضربه سخت جلوی توپ را گرفتن
[دربازه بان]
ante-choir
[فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
back
تنظیم بادبان پشت کمان
boomed
تیر افقی وصل به بادبان
windsurfing
موج سواری با تخته و بادبان
parachute spinnaker
بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
boom
تیر افقی وصل به بادبان
staysail
بادبان 3 گوشه روی سیم
spinnaker
بادبان 3 گوشه بشکل بالن
head
دستشویی قایق بالای بادبان
backs
تنظیم بادبان پشت کمان
reef
پیچیدن و جمع کردن بادبان
reefs
پیچیدن و جمع کردن بادبان
sky scraper
بادبان سه گوش بسیار بلند
booming
تیر افقی وصل به بادبان
lugger
کشتی کوچک با بادبان چارگوش
flying dutchman
قایق بادبان دار 3 نفره
dumb barge
کرجی بی بادبان یابی موتور
lateener
کشتی دارای بادبان سه گوش
lateen sail
کشتی دارای بادبان سه گوش
foretoppsail
بادبان بالای شراع صدر
windsurfers
تخته موج سواری با بادبان
bend
بستن بادبان به تیر دکل
windsurfer
تخته موج سواری با بادبان
genoa
بادبان عریض برای مسابقه
mainsheet
طناب حافظ بادبان اصلی
mizzen
واپسین بادبان کشتی دو دگلی
mizzen sail
بادبان روی دکل فرعی
gaff headed
بادبان چهارضلعی نیازمند به میله
booms
تیر افقی وصل به بادبان
mizen
واپسین بادبان کشتی دو دگلی
course line shot
تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
balanced control surfaces
سطوح فرامین اصلی دارای قسمت دیگری در جلوی خط لولا
I dare you to say it to his face.
خیلی راست می گویی ( اگه مردی ) جلوی خودش بگه
to let rip
حرف بدون جلوی خود را گرفتن زدن
[اصطلاح روزمره]
yard
میله وصل به دکل برای بادبان
kite
بادبان 3 گوشه بشکل بالن کایت
canoe
قایق باریک وبدون بادبان وسکان
downhaul
طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
sheet
طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
yards
میله وصل به دکل برای بادبان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com