Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
intermittent rain
بارش متناوب باران
Other Matches
continuous rain
بارش باران دائمی
alternate
متناوب کردن متناوب بودن
alternated
متناوب کردن متناوب بودن
alternates
متناوب کردن متناوب بودن
rainsquall
باد و باران باران شدید
rainstorms
باد و باران باران شدید
rainstorm
باد و باران باران شدید
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
isohyetal line
هم بارش
downfall
بارش
isohyetal line
خط هم بارش
precipitation
بارش
isohyet
هم بارش
isohyet
خط هم بارش
rain
بارش
rains
بارش
raining
بارش
rained
بارش
rainfall
بارش
annual rainfall
بارش سالانه
gathering ground
بارش سرا
pluviometer
بارش سنج
snowfall
برف بارش
snowfalls
برف بارش
isohyetal map
نقشه هم بارش
precipitation
تسریع بارش
duration of rainfall
مدت بارش
catchment area
بارش سرا سرابان
acid precipitation
تسریع بارش اسیدی
catchment areas
بارش سرا سرابان
direct-reading rain gauge
اندازه مقدار بارش مستقیم
rain gauge recorder
اندازه بارش ثبت شده
downpours
فرو ریزی بارش متوالی
downpour
فرو ریزی بارش متوالی
rainfall area
منطقه بارش ناحیه بارندگی
periodic stock check
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
spotty
متناوب
intermittent
متناوب
intermissive
متناوب
intremittent
متناوب
interrupted
متناوب
periodic
متناوب
continual
متناوب
altern
متناوب
alternating
متناوب
alternating arc
قوس متناوب
alternative current
جریان متناوب
alternate track
شیار متناوب
periodic duty
کار متناوب
alternative reinforcement
تقویت متناوب
peals
طنین متناوب
intermittent reception
موجگیری متناوب
work interval
کار متناوب
alternating field
میدان متناوب
alternating load
بار متناوب
fluctuating load
بار متناوب
peal
طنین متناوب
pealing
طنین متناوب
alternating perspective
نمای متناوب
spasmodic efforts
کوشش متناوب
relief interval
استراحت متناوب
alternating quantity
کمیت متناوب
alternating stress
تنش متناوب
alternating copolymer
همبسپار متناوب
staggers
متناوب تردیدداشتن
jerky
تشنجی متناوب
interchanged
متناوب ساختن
interchange
متناوب ساختن
flows
حرکت متناوب
flowed
حرکت متناوب
flow
حرکت متناوب
AC
برق متناوب
intermittent current
جریان متناوب
intermittent error
خطای متناوب
alternators
متناوب ساز
intermitter
متناوب کننده
interval exercises
تمرینهای متناوب
alternator
متناوب ساز
alternating current
جریان متناوب
periodic
متناوب پریودیک
interchanges
متناوب ساختن
interchanging
متناوب ساختن
intermittently
بطور متناوب
stagger
متناوب تردیدداشتن
alternated
تعویض متناوب
off and on
بطور متناوب
alternate
تعویض متناوب
differential compaction
تراکم متناوب
staggering
متناوب تردیدداشتن
alternates
تعویض متناوب
gating
قطع متناوب
keying
قطع متناوب
pealed
طنین متناوب
alternating axis of symmerty
محور تقارن متناوب
alternating current motor
موتور جریان متناوب
implusive discharge
تخلیه غیر متناوب
alternating current instrument
سنجه جریان متناوب
power of alternating current
توان جریان متناوب
alternating current generator
مولد جریان متناوب
industrial alternating current
جریان متناوب صنعتی
alternating current magnet
مغناطیس جریان متناوب
diagonal flow compressor
کمپرسور با جریان متناوب
alternating current circuit
مدار جریان متناوب
alternating stress test
ازمایش تنش متناوب
load reversal
دوره بارگذاری متناوب
magnitude of alternating current
دامنه جریان متناوب
free alternating current
جریان متناوب هرز
intermittent rating
کار اسمی متناوب
alternator
مولد جریان متناوب
alternate
یک درمیان امدن متناوب
alternates
یک درمیان امدن متناوب
alternated
یک درمیان امدن متناوب
variation
نوسان متناوب پراکندگی
variations
نوسان متناوب پراکندگی
forced alternating current
جریان متناوب فشرده
three phase alternating current
جریان متناوب سه فازه
single phase alternating current
جریان متناوب یک فازه
rectification of an alternating current
یکسوکنندگی جریان متناوب
reciprocating
دارای حرکت متناوب
alternators
دینام جریان متناوب
alternator
دینام جریان متناوب
alternators
مولد جریان متناوب
rainout
ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
He has feathered his nest. He has lined his pocket.
اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
cycles
بصورت متناوب فاهر شدن
impedance
مقاومت جریان متناوب امپدانس
welding altrnator
مولد جوش جریان متناوب
synchronous alternator
مولد جریان متناوب سنکرون
cycled
بصورت متناوب فاهر شدن
cycle
بصورت متناوب فاهر شدن
multiphase alternating current
جریان متناوب چند فازه
magneto bell
زنگ اخبار جریان متناوب
high frequency alternating current
جریان متناوب فرکانس بالا
hyetography
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
impedance
مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
initial alternating short circuit curren
جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
systaltic
منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
alternators
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
torose
استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
alternator
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
drizzling
نم نم باران
rainwater
اب باران
drizzle
نم نم باران
fine rain
باران
rainy
پر باران
drizzled
نم نم باران
hydrometeor
باران
drizzles
نم نم باران
rained
باران
pluvine
باران زا
rain water
آب باران
rain proof
ضد باران
rainless
بی باران
pluvian
باران زا
rain
باران
pluvial
باران زا
rains
باران
raining
باران
clock
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clocks
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
inter laminate
[در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
interlaminate
در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
rain gage
باران سنج
ombrology
مبحث باران
killdeer
مرغ باران
storm water overflow
سرریز اب باران
rain laden
باران ساز
rainmaker
باران ساز
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
pluviometer
باران سنج
rain check
بلیط باران
udometer
باران سنج
to send down rain
باران فرستادن
rainfall recorder
باران نگار
pluvial dendation
باران ستردگی
plenty of rain
باران کافی
plenty of rain
باران فراوان
sand blast
شن باران کردن
petrel
مرغ باران
rainmaking
ایجاد باران
raintight
باران ناپذیر
rainfall gauge
باران سنج
pluviometry
باران سنجی
mizzle
باران ریز
rainfall index
نمایه باران
much rain
باران زیاد
much rain
باران بسیار
pride of the morning
مه یا باران بامداد
rain shower
باران شدید
rainfall area
پهنه باران
pluviosity
باران خیزی
ombrometer
باران سنج
rain gauge
باران سنج
orographic rain
باران کوهزاد
pash
باران شدید
rainproof
عایق باران
bombard
گلوله باران
sleeting
برف و باران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com