English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (2 milliseconds)
English Persian
intermittent متناوب
intermittent نوبت دار
intermittent نوبهای نوبتی
intermittent بینابین
intermittent اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر
Other Matches
intermittent reception موجگیری متناوب
intermittent reinforcement تقویت ناپیاپی
intermittent drizzle بارشمتناوببارانملائم
intermittent rain بارش متناوب باران
intermittent rating کار اسمی متناوب
intermittent fever تب نوبه
intermittent error خطای متناوب
intermittent error خطای غیردائمی
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
intermittent current جریان تناوبی
intermittent current جریان متناوب
intermittent snow بارشمتناوببرف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com