Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
Common Market
بازار مشترک
EEC
بازار مشترک
Search result with all words
Common Market
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
collusion
برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
Other Matches
walras law
براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
dumping
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fair
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairer
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
joint venture
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
common divisor
مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
subscriber
مشترک روزنامه وغیره مشترک
joint
نیروهای مشترک عملیات مشترک
subscribers
مشترک روزنامه وغیره مشترک
market value
در بازار قیمت بازار
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
mart
بازار
agora
بازار
markets
بازار
bazaar
بازار
marketed
بازار
market
بازار
bazaars
بازار
trone
بازار
the mareet was weak
بازار
market places
بازار
market place
بازار
shopping center
بازار
cloth-hall
بازار
sense
حس مشترک
senses
حس مشترک
participants
مشترک
subscribers
مشترک
subscriber
مشترک
participant
مشترک
common user
مشترک
subscriber's line
خط مشترک
intercommon
حق مشترک
conjoint
مشترک
held in common
مشترک
commonalities
مشترک
commonality
مشترک
sensed
حس مشترک
party line
خط مشترک
joint
مشترک
party lines
خط مشترک
commoners
مشترک
commonest
مشترک
common
مشترک
market equilibrium
تعادل بازار
county fair
بازار مکاره
financial market
بازار مالی
carpet market
بازار فرش
county fair
بازار روز
credit market
بازار اعتباری
dead market
بازار کساد
dead market
بازار کم فروش
black markets
بازار سیاه
commodity market
بازار کالا
aggregate market supply
عرضه کل بازار
emporia
بازار بزرگ
aggregate market demand
تقاضای کل بازار
black market
بازار سیاه
emporiums
بازار بزرگ
mart
بازار مالی
capital market
بازار سرمایه
buyers market
بازار خرید
buyer's market
بازار خرید
bullish market
بازار رو به رونق
bullish market
بازار احتکاری
bullion market
بازار شمش
brand leader
پیشرو در بازار
bourse
بازار سهام
bearish market
بازار رو به افول
emporium
بازار بزرگ
narrow market
بازار محدود
market price
قیمت بازار
market penetration
نفوذ به بازار
market overt
بازار اشکار
oil market
بازار نفت
perfect market
بازار کامل
market oriented
در جهت بازار
market opportunity
فرصت بازار
market mechanism
مکانیسم بازار
market leader
پیشرو بازار
market leader
پیشقدم در بازار
sales area
بازار فروش
market prices
قیمتهای بازار
market review
بررسی بازار
market survey
بررسی بازار
marketplace
بازار گاه
market value
قیمت بازار
market trust
بازار انحصاری
market trends
روندهای بازار
market system
نظام بازار
market structure
بنیان بازار
market structure
ساخت بازار
market share
سهم بازار
market segmentation
تجزیه بازار
market segmentation
تقسیم بازار
market risk
خطر بازار
seller's market
بازار فروشنده
sharing the market
تقسیم بازار
market functions
وفائف بازار
foreign market
بازار خارج
market imperfection
نقص بازار
foreign exchange market
بازار ارز
falling market
بازار رو به زوال
wage market
بازار دستمزد
fair market
بازار مکاره
widening of market
گسترش بازار
fair market
هفته بازار
exchange market
بازار اسعار
download
بازار کارافتاده
the market is dull
بازار کساداست
gold market
بازار طلا
historical cost
قیمت بازار
market freedom
ازادی بازار
market forces
نیروهای بازار
spot market
بازار نقدی
market failure
ناتوانی بازار
market demand
تقاضای بازار
market appraisal
سنجش بازار
loan market
بازار وام
labor market
بازار کار
imperfect market
بازار ناقص
home market
بازار داخلی
domestic market
بازار داخلی
competitions
بازار ازاد
supermarkets
ابر بازار
free markets
بازار ازاد
tenor
بازار سلف
tenors
بازار سلف
money market
بازار پول
free market
بازار ازاد
open market
بازار ازاد
market economy
اقتصاد بازار
slump
کسادی بازار
slumped
کسادی بازار
money markets
بازار پول
open market
بازار باز
slumping
کسادی بازار
slumps
کسادی بازار
market research
بررسی بازار
marketing
بازار یابی
outlet
بازار فروش
competition
بازار ازاد
market economies
اقتصاد بازار
outlets
بازار فروش
sale
بازار فروش
supermarket
ابر بازار
gluts
پر کردن بازار
glut
پر کردن بازار
intercommunion
اقدام مشترک
party parpet
جانپناه مشترک
my and his father
پدر مشترک من و او
halvers
نیمه مشترک
intercommunion
ارتباط مشترک
insurance certificate
بیمه مشترک
mutual interests
منافع مشترک
common
مشترک اشتراکی
mutual responsibility
مسئوولیت مشترک
commoners
مشترک اشتراکی
rachis
دیرک مشترک
common wealth
مشترک المنافع
co-author
نویسندهی مشترک
tenancy in common
استیجار مشترک
commonweal
مشترک المنافع
telephone subscriber
مشترک تلفنی
synergy
عمل مشترک
subscriber's station
مرکز مشترک
subscriber's number
شماره مشترک
complex fraction
برخه مشترک
subscriber's line
خط متعلق به مشترک
concerted action
عمل مشترک
subscriber's cable
کابل مشترک
common wall
دیوار مشترک
joint shares
سهام مشترک
trunk circuit
معبر مشترک
mutual debts
دیون مشترک
commonest
مشترک اشتراکی
condominium
حکومت مشترک
joint supply
عرضه مشترک
joint stock
سرمایه مشترک
joint staff
ستاد مشترک
joint services
خدمات مشترک
joint resolution
تصمیم مشترک
joint products
محصولات مشترک
joint zone
منطقه مشترک
jointly owned property
مال مشترک
condominiums
مالکیت مشترک
local subscriber
مشترک داخلی
condominiums
حکومت مشترک
condominium
تسلط مشترک
line termination circuit
اتصال مشترک
condominium
حاکمیت مشترک
condominium
مالکیت مشترک
joint ownership
مالکیت مشترک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com