English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
English Persian
mao بازدارنده اکسیداز تک امین
monoamine oxidase inhibitor بازدارنده اکسیداز تک امین
Other Matches
amino حاوی ریشهء امین وابسته به عامل امین
deterrents بازدارنده
inhibitor بازدارنده
impedimental بازدارنده
impedient بازدارنده
holding attack تک بازدارنده
disincentive بازدارنده
disincentives بازدارنده
deterrent بازدارنده
dissuasive بازدارنده
dehortative بازدارنده
retarder بازدارنده
suppressive بازدارنده
intercepter بازدارنده
retardant بازدارنده
secondary inhibitor بازدارنده ثانوی
suppressor area ناحیه بازدارنده
clearing block قطعه بازدارنده
ripple though effect اثر بازدارنده
suppressor variable متغیر بازدارنده
paratonic از جنبش بازدارنده
radical inhitator بازدارنده رادیکالی
holding force نیروی بازدارنده
preventative actions اعمال بازدارنده
deterrent منع کننده بازدارنده
deterrents منع کننده بازدارنده
containing action عملیات احاطهای بازدارنده
aircraft arresting دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
peace keeping forces نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
single hearted امین
depositary امین
person in a position of trust امین
selah "امین "
bailee امین
fiduciary امین
amen امین
trustees امین
trustworthy امین
thirtieth سی امین
single minded امین
single-minded امین
verily امین
amine امین
trusty امین
trustee امین
tertiary amine امین 3 درجه
primery amine امین 1 درجه
Justice of the Peace امین صلح
personal representative امین ترکه
Justices of the Peace امین صلح
peace officer امین صلح
secondary amine امین 2 درجه
transmination انتقال امین
faithworthy امین معتبر
alkylamine الکیل امین
deamination امین زدایی
officer امین صلح
officers امین صلح
amine terminus امین انتهایی
arylamine اریل امین
JPs مخفف امین صلح
amination امین دار شدن
amino sugar قند امین دار
tertiary amine امین نوع سوم
to put بدست امین دادن
JP مخفف امین صلح
secondary amine امین نوع دوم
bailiff امین صلح یاقاضی
honest درست کار امین
amination امین دار کردن
honeysuckle پیچ امین الدوله
primery amine امین نوع اول
fiducial وابسته به امین ترکه
bailiffs امین صلح یاقاضی
twinflower پیچ امین الدوله معطرامریکایی
pendent lite حکم معلق امین ترکه
Justices of the Peace امین صلح دادرس دادگاه بخش
field cornet کلانتریا امین صلح درشهرستانهای colonyepac
Justice of the Peace امین صلح دادرس دادگاه بخش
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
trust company شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
aircraft arresting barrier وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
letters of administration حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com