English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
roughhouse بازیهای خرکی و پر سر وصدا بین ساکنان یک اطاق بازی خرکی و پر سر وصداکردن
Other Matches
pranks شوخی خرکی
prank شوخی خرکی
horseplay شوخی خرکی
prankish مربوط به شوخی خرکی یاشیطنت
playhouse اطاق بازی بچه
playhouses اطاق بازی بچه
inhabitants ساکنان
Aztec architecture معماری آزتکی [مربوط به ساکنان جزیره تکسکوکو]
compartment marking سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
computerized game playing بازیهای کامپیوتری
racket games بازیهای راکتدار
asian games بازیهای اسیایی
field games بازیهای میدانی
olympics بازیهای المپیک
plympic games بازیهای المپیک
games بازیهای المپیک
net games بازیهای توردار
court games بازیهای محوطهای
youth sports بازیهای جوانان
high sounding پر سر وصدا
high-sounding پر سر وصدا
scrimmager پر سر وصدا
rumbler پر سر وصدا
messan سگ پر سر وصدا
racquet سر وصدا
bobbery سر وصدا
loudmouthed پر سر وصدا
racquets سر وصدا
tumultuary پر سر وصدا
racket سر وصدا
noises سر وصدا
to hush up سر وصدا
noise سر وصدا
serene بی سر وصدا
obstreperous پر سر وصدا
party politics سیاست بازیهای حزبی
winter olympic بازیهای المپیک زمستانی
tracked زمین بازیهای میدانی
matches رویارویی بازیهای دو جانبه
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
pan american games بازیهای ملتهای امریکایی
goal games بازیهای دروازه دار
team tennis بازیهای مختلف تنیس
match رویارویی بازیهای دو جانبه
ball park زمین بازیهای با توپ
tracks زمین بازیهای میدانی
track زمین بازیهای میدانی
olympiad جشنهای بازیهای المپیک
pother سر وصدا جنجال
whoopla جنجال و سر وصدا
roarer ادم پر سر وصدا
collieshangie دعوای پر سر وصدا
ballyhoo نمایش پر سر وصدا
puffery تبلیغات پر سر وصدا
courtesy runner بازیگر سهیم در بازیهای غیررسمی
olympian شرکت کننده بازیهای المپیک
rowdyism ایجاد سر وصدا و اشوب
swash با سر وصدا چیزی راشستن
powwow مجلس انس پر سر وصدا
the inhabitants of tehran ساکنان یا اهالی تهران زیستوران تهران
gaud نمایش پرسر وصدا و تو خالی
donnybrook فریاد پرسر وصدا هیاهو
horselaugh خنده بلند وپر سر وصدا
It's sheer pandemonium. <idiom> خیلی پر سر وصدا و شلوغ است.
(All) hell broke loose. <idiom> خیلی پر سر وصدا و شلوغ بود.
queen of دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
slapstick نمایش خنده دار همراه باشوخی وسر وصدا
groundhopper [British English] طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
democratic comiteism سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
chambers اطاق
chamber اطاق
room اطاق
rooms اطاق
chum هم اطاق
chums هم اطاق
floor کف اطاق
roommates هم اطاق
roommate هم اطاق
floors کف اطاق
floored کف اطاق
office اطاق
offices اطاق
floor کف اطاق
house room اطاق
ground [British] [floor] کف اطاق
clearing houses اطاق پایاپای
dressing rooms اطاق رخت کن
fumatorium اطاق دودی
buffer chamber اطاق خرج
chambered اطاق دار
chamber of commerce اطاق تجارت
wards اطاق جدا
ward اطاق جدا
clearing house اطاق پایاپای
living room اطاق نشیمن
living rooms اطاق نشیمن
chambers اطاق خرج
parlors اطاق نشیمن
parlors اطاق پذیرایی
dressing room اطاق رخت کن
chamber of commerce اطاق بازرگانی
galleries اطاق موزه
dwelling room اطاق نشیمن
test room اطاق ازمایش
camarilla اطاق کوچک
carbody اطاق اتومبیل
cargo compartment اطاق بار
snuggery اطاق خلوت
dining rooms اطاق نهارخوری
draft اطاق بار
drafted اطاق بار
drafts اطاق بار
ante-rooms اطاق انتظار
anteroom اطاق انتظار
dining room اطاق نهارخوری
anterooms اطاق انتظار
chamber اطاق خرج
bodies اطاق اتوبوس
combustion chamber اطاق انفجار
guardroom اطاق کشیک
range house اطاق انبارمیدان
reaction chamber اطاق واکنش
ready room اطاق توجیه
cock loft اطاق زیرشیروانی
bedroom اطاق خواب
room lighting روشنایی اطاق
room no اطاق شماره 3
combat information center اطاق عملیات
studio اطاق مطالعه
studios اطاق مطالعه
bedrooms اطاق خواب
roundhouse اطاق عقبی
combustion chamber اطاق خرج
gallery اطاق موزه
coding room اطاق رمز
flooring فرش کف اطاق
parlour اطاق نشیمن
waiting-rooms اطاق انتظار
waiting-room اطاق انتظار
parlour اطاق پذیرایی
schoolroom اطاق درس
schoolrooms اطاق درس
body اطاق اتوبوس
cleaning room اطاق شستشو
cloak room اطاق رختکن
damp room اطاق نمناک
parlours اطاق نشیمن
centres داربست اطاق
wheelhouses اطاق سکان
wheelhouse اطاق سکان
parlours اطاق پذیرایی
sleeping room اطاق خواب
the f. of a room اثاثیه اطاق
automobile body اطاق اتومبیل
parquet اجرچوبی کف اطاق
attic اطاق زیرسقف
waiting room اطاق انتظار
guest chamber اطاق مهمان
car اطاق اسانسور
operating stand اطاق هدایت
palor اطاق نشیمن
radome اطاق رادار
guest-room اطاق مهمان
palor اطاق پذیرایی
guest-rooms اطاق مهمان
cars اطاق اسانسور
offices اطاق دفتر
operating rooms اطاق عمل
office اطاق دفتر
attics اطاق زیرسقف
garret اطاق زیرشیروانی
courtroom اطاق دادگاه
wardroom اطاق افسران
drawing rooms اطاق پذیرایی
drawing room اطاق پذیرایی
guest room اطاق مهمان
courtrooms اطاق دادگاه
lavatory اطاق دستشویی
lavatories اطاق دستشویی
cabins اطاق کوچک
cabin اطاق کوچک
antechambers اطاق کفش کن
antechamber اطاق کفش کن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com