English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
Other Matches
skeet باسرعت حرکت کردن
zipped باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zips باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zipping باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zip باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
ruralize ده نشینی کردن
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
pull away عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
withdraws عقب نشینی کردن
withdraw عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
to fall back عقب نشینی کردن
to beat a retreat عقب نشینی کردن
retreats عقب نشینی کردن
retreat عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کردن
recoiling عقب نشینی کردن توپ
recoils عقب نشینی کردن توپ
recoil عقب نشینی کردن توپ
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
recoiled عقب نشینی کردن توپ
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
in two shakes of a lamb's tail <idiom> باسرعت
full tilt باسرعت زیاد
speed باسرعت راندن
swiftest فرز باسرعت
swifter فرز باسرعت
swifts فرز باسرعت
apace باسرعت زیاد
amain باسرعت کامل
cursory باسرعت وبیدقتی
swift فرز باسرعت
lickety split باسرعت وتعجیل
speeding باسرعت راندن
speeds باسرعت راندن
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
liners باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
liner باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
remote data concentrator وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
recoils پی نشینی
deposits ته نشینی
sedimentation ته نشینی
subsidence ته نشینی
sedinentation ته نشینی
recoiling پی نشینی
wakes شب نشینی
an eveing party شب نشینی
settling ته نشینی
sedimentary ته نشینی
recoiled پی نشینی
recoil پی نشینی
evening party شب نشینی
illuviation ته نشینی
nightlife شب نشینی
sedimentation ته نشینی
soirees شب نشینی
soiree شب نشینی
retrocedence پس نشینی
soirTes شب نشینی
precipitation ته نشینی
wake شب نشینی
adsorption رو نشینی
waked شب نشینی
deposit ته نشینی
urbanism شهر نشینی
recesses عقب نشینی
sanctuary حق بست نشینی
recess عقب نشینی
retreating عقب نشینی
recoiled عقب نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
katabasis عقب نشینی
urbanization شهر نشینی
retreats عقب نشینی
retreat عقب نشینی
recoils عقب نشینی
reclvsion گوشه نشینی
retreated عقب نشینی
recoiling عقب نشینی
seclusion گوشه نشینی
sequestered life گوشه نشینی
solitariness گوشه نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
tenantry اجاره نشینی
hutment کلبه نشینی
break ground عقب نشینی
silting رسوب ته نشینی
retrocedence عقب نشینی
settlement ته نشینی مسکن
settlements ته نشینی مسکن
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
nomadism کوچ نشینی
retrocession عقب نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
recoil عقب نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
eremitism گوشه نشینی
fallback عقب نشینی
eremitic life گوشه نشینی
suburbia حومه نشینی
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
sinks ته نشینی حفره یاگودال
subornation زیر پا نشینی اغواء
colonial معماری کوچ نشینی
to beat a retreat کوس عقب نشینی
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
long recoil عقب نشینی طولانی
sink ته نشینی حفره یاگودال
backblast شعله عقب نشینی
retirement عقب نشینی اختیاری
blowback ضربه عقب نشینی
blowback عقب نشینی خودکار
backblast موج عقب نشینی
back pressure فشار عقب نشینی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
setback فشار عقب نشینی
scuttle عقب نشینی روزنه
short recoil عقب نشینی کوتاه
companionship مصاحبت پهلو نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
urbanist وابسته بشهر نشینی
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
forced withrawal عقب نشینی اجباری
scuttled عقب نشینی روزنه
scuttling عقب نشینی روزنه
ebb current عقب نشینی اب دریا
scuttles عقب نشینی روزنه
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
long recoil طول عقب نشینی زیاد
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
setback نیروی عقب نشینی توپ
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
a white collar job کار پشت میز نشینی
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
recoil pit چاله عقب نشینی لوله
recoilless rifle تفنگ بدون عقب نشینی
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
retreat عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی کناره گیری
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
variable slide طول عقب نشینی متغیر
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
back pressure فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
The army had to retreat from the battlefield. ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
inclusus گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
shoot the duck حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
disengagement جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com