English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
grey matter بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
Other Matches
muslin یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
reentrant subroutine زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود
transylvania فرش ترانسیلوانیا [ریشه اصلی آن مربوط به ترکیه می باشد که بیشتر برای کلیساهای رومانی و مجارستان بافته شده.]
wicker work سبد جگن بافته ترکه بافته دریچه در بچه
main topmast دگلی که درست بالای دگل اصلی قرار دارد
hex-column طرح ستونی شش وجهی [طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.]
figural rug [pictorial] فرش تصویری [در این نوع بافت چهره انسان و یا مناظر قسمت اصلی فرش را تشکیل داده و معمولا در ابعاد کوچک بافته می شود.]
dragon sumak طرح سومک اژدهایی [این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
T junction اتصال با زاویه درست با سیگنال اصلی یا کابل حمل توان
medallion ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
blacked 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
black 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
jijim [cicim] جاجیم [دست بافته های نسبتا زبر که به شاه سون نیز شناخته شده و بصورت راه راه و پود نما بافته می شود.]
Kurdish rug فرش کردی [مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
lappets [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
grizzly خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzlies خاکستری یا مایل به خاکستری
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
Pazyryk rug فرش پازیریک [این فرش از قدیمی ترین فرش های بافته شده که در منطقه ای به هم نام در یخچال های طبیعی سیبری می باشد بود. دانشمندان معتقدند محل بافته شدن جایی غیر از سیبری بوده است.]
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
floral design طرح گل و بته [قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
afterwards پس ازان
away پس ازان
thence پس ازان
therefter پس ازان
therefter ازان پس
thereof=of that ازان
long a مدتهاپس ازان
thereafter بعد ازان
subsequent to that event پس ازان رویداد
eftsoon اندکی پس ازان
it is all greek to me ازان سودرنمیاورم
therein ازان حیث
this is inferior to that این ازان
next نزدیک ترین پس ازان
it is pervious to light روشنایی ازان می گذرد
he is not of that stamp ازان جنس نیست
this is better than that این ازان بهتراست
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
wellŠwhat of it? چه نتیجهای ازان بدست می اید
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
dice box پیالهای که طاس را ازان میریزند
dye wood چوبی که ازان رنگ میگیرند
i am impatient for it ازان بابت بیطاقت هستم
to gut a book مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
it came to my knowledge من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
mofette دهانهای که ازان دمه بد بو بیرون اید
secernent اندامی که چیزی ازان تراوش کند
i gave up the idea ازان خیال صرف نظر کردم
feed door دری که ازان سوخت درکوره میریزند
fitch موی راسویاقلم مویی که ازان بسازند
it is not d. نمیتوان ازان صرف نظر کرد
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
grey خاکستری
pewter خاکستری
greyer خاکستری
grizzling خاکستری
grizzles خاکستری
ashy خاکستری
grayer خاکستری
greyest خاکستری
gray خاکستری
grayest خاکستری
grizzle خاکستری
cinderous خاکستری
ashen خاکستری
cinerarium خاکستری
cinerary خاکستری
cindery خاکستری
ash coloured خاکستری
drab خاکستری
grizzled خاکستری
drabbest خاکستری
salt-and-pepper خاکستری
drabber خاکستری
castles میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
one's pet aversion چیزی که شخص مخصوصا ازان بیزار است
fustic یکجورچوب زردکه رنگ پستهای ازان میگیرند
ten yard خط شکسته در طرفین خط نیمه به فاصله 01 یارد ازان
fly bane یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
it savours of revenge بوی انتقام یاکینه جویی ازان می اید
to slit hide into thongs پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
fly agaric یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly amanita یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
greyness خاکستری بودن
neapolitan ointment روغن خاکستری
greyness رنگ خاکستری
cinereous خاکستری رنگ
mercurial unguent روغن خاکستری
grey unguent روغن خاکستری
gray or mercurial unguent روغن خاکستری
earth shine روشنایی خاکستری
gray matter ماده خاکستری
ash gray خاکستری رنگ
earth light روشنایی خاکستری
gray cast iron چدن خاکستری
He (his hair) turned grey. مویش خاکستری شد
gray bearded رنگ خاکستری
grayish متمایل به خاکستری
grey cast iron چدن خاکستری
gray scale اندازه خاکستری
gray ramus شاخه خاکستری
grayness رنگ خاکستری
grayness خاکستری بودن
grey propaganda تبلیغات خاکستری
grey tin قلع خاکستری
grayly بطور خاکستری
greyly بارنگ خاکستری
grizzly bear خرس خاکستری
mottled pig iron چدن خاکستری
median gray خاکستری متوسط
greyish مایل به خاکستری
livid خاکستری رنگ
to say grace دعای سپاسگزاری کردن پیش ازخوراک یاپس ازان
pete cock شیر کوچک که ازان هوا یابخار بیرون می اید
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
redan استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
grizzling نالیدن خاکستری کردن
grizzling خرس خاکستری امریکا
ashen دارای رنگ خاکستری
dark grey رنگ خاکستری تیره
grey iron scrap قراضه اهن خاکستری
high test grey iron چدن خاکستری پرارزش
isabel زرد مایل به خاکستری
isabella زرد مایل به خاکستری
griseous خاکستری مایل به ابی
grey iron foundry ریخته گری خاکستری
grege اردهای مایل به خاکستری
hoary سفید مایل به خاکستری
grizzles نالیدن خاکستری کردن
gray-white رنگ سفید-خاکستری
krimmer پوست گوسفند خاکستری
grizzle خرس خاکستری امریکا
grizzle نالیدن خاکستری کردن
image contrast درجه خاکستری تصویر
grizzles خرس خاکستری امریکا
gopher wood چوبی که کشتی نوح ازان ساخته شدوحدس میزنندسرویاکاج باشد
special vertict رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
grained بافته
intertissued در هم بافته
knitwork بافته
tissue بافته
textural بافته
tissues بافته
wale بافته
meshing بافته
meshes بافته
mesh بافته
dead line خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
ballast وزنه یاباری که جهت تعادل کشتی یاهواپیما ازان استفاده میشود
helmcloud ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
iron grey رنگ خاکستری وسیاه اهن
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com