English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
raise the hand بالابردن دست برنده
Other Matches
uplifted بالابردن
heightening بالابردن
heightened بالابردن
heighten بالابردن
enthroning بالابردن
enthrones بالابردن
enthroned بالابردن
enthrone بالابردن
upraised بالابردن
to key up بالابردن
elevates بالابردن
to put out بالابردن
to throw up بالابردن
elevate بالابردن
boosts بالابردن
boosting بالابردن
boosted بالابردن
boost بالابردن
raises بالابردن
raise بالابردن
elevating بالابردن
elevations بالابردن
elevation بالابردن
enhanced بالابردن
enhances بالابردن
enhancing بالابردن
lifts بالابردن
lifting بالابردن
lifted بالابردن
lift بالابردن
enhancement بالابردن
enhance بالابردن
horse بالابردن
heightens بالابردن
skyrocketing بسرعت بالابردن
amplify افزودن بالابردن
amplifying افزودن بالابردن
hoists با جرثقیل بالابردن
sublimated بالابردن متصاعدکردن
sublimates بالابردن متصاعدکردن
sublimating بالابردن متصاعدکردن
amplifies افزودن بالابردن
hoisted با جرثقیل بالابردن
skyrocket بسرعت بالابردن
skyrocketed بسرعت بالابردن
hoist با جرثقیل بالابردن
to press up با فشار بالابردن
skyrockets بسرعت بالابردن
amplified افزودن بالابردن
sublimate بالابردن متصاعدکردن
to run rup جمع زدن بالابردن
high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
lay back spin چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
winner برنده
portative برنده
cutter برنده
foretooth برنده
incisory برنده
scissile برنده
cutting برنده
vehicles برنده
vehicle برنده
heuristic پی برنده
winners برنده
discoverer پی برنده
discoverers پی برنده
cutters برنده
winnings برنده
deferent برنده
conductive برنده
mutilator برنده
high proof برنده
trenchant برنده
winning برنده
incisor tooth برنده
incisive برنده
cutting head نوک برنده
boosters بالا برنده
edge tool الت برنده
booster بالا برنده
deferent بیرون برنده
edged tool الت برنده
winners برنده بازی
annihilator از بین برنده
dissolvent حل کننده برنده
gonfalonier برنده پرچم
incisively بطور برنده
prizer برنده جایزه
winning move حرکت برنده
outpoint برنده با امتیاز
persi برنده سر دیو
perseus برنده سر دیو
lacerative برنده یا درنده
achiever از پیش برنده
impeller پیش برنده
highest bidder برنده مزایده
medalist برنده مدال
matrolinous بارث برنده
gestatorial برنده پاپ
impellor پیش برنده
winner برنده بازی
medalists برنده مدال
dark horses برنده غیرمترقبه
dark horse برنده غیرمترقبه
heiresses ارث برنده زن
heiress ارث برنده زن
uptake بالا برنده
promoter پیش برنده
promoters پیش برنده
decisions برنده با امتیاز
medallists برنده مدال
decision برنده با امتیاز
contenders برنده احتمالی
contender برنده احتمالی
shoo-in <idiom> برنده مطلق
medallist برنده مدال
wearing تحلیل برنده
propelling پیش برنده
propulsive جلو برنده
resolutive تحلیل برنده
users بکار برنده
user بکار برنده
raiders یورش برنده
victors برنده مسابقه
victor برنده مسابقه
uplifter بالا برنده
utilizer بکار برنده
winner of a match برنده مسابقه
winning position پوزیسیون برنده
promotor پیش برنده
prizewinner برنده جایزه
raider یورش برنده
carry the day <idiom> برنده یا موفق شدن
walk all over someone <idiom> براحتی برنده شدن
Nobel laureate برنده جایزه نوبل
winterer بسر برنده زمستان
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
nonwinner هرگز برنده نشده
won ending اخر بازی برنده
Nobel Prize winner برنده جایزه نوبل
limivorous فرو برنده گل ولای
chung seung برنده هوگوابی تکواندو
painstaking ساعی رنج برنده
cutler فروشنده الات برنده
painstakingly ساعی رنج برنده
decision برنده کشتی با امتیاز
emasculative برنده نیروی مردی
benefitical منتفع فایده برنده
backsword شمشیر یک لبهء برنده
bearing capacity قدرت برنده باربرد
benefic فایده برنده نیکوکار
decisions برنده کشتی با امتیاز
emasculatory برنده نیروی مردی
file cutter قسمت برنده سوهان
jackpot برنده تمام پولها
liquidator برچیننده از بین برنده
liquidators برچیننده از بین برنده
jackpots برنده تمام پولها
emulous رشک برنده طالب
gulfs هر چیز بلعنده وفرو برنده
gulf هر چیز بلعنده وفرو برنده
sharp tongued بکار برنده سخنان زننده
maidens اسبی که هنوز برنده نشده
maiden اسبی که هنوز برنده نشده
To win on points. با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
hellward سوی دوزخ بر بدوزخ برنده
hybrid propulation نیروی پیش برنده مختلط
cutting angle سطح برنده تیغه برش
to scramble a victory بزحمت برنده [پیروز] شدن
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
scissors چیز برنده قطع کننده
hoong seung برنده هوگو قرمز تکواندو
novillero گاوبازی که هنوز برنده نشده
to ease to a victory به سادگی برنده شدن [ورزش]
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
blade قسمت برنده لبههای تیغ دار
dye-remover از بین برنده رنگ [سفید کننده]
waltz off with <idiom> فائق آمدن ،براحتی برنده شدن
runner-up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runners-up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
cupholder برنده گلدان جایزه در مسابقه نهایی
procrustean بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
runner up دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
defoliating agent عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
I have not played my trump ( winning ) card . ورق برنده را هنوز رو نکره ام ( بازی نکردم )
defoliants مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
shoo in کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
open water فاصله مشخص بین برنده ونزدیکترین رقیب
ingestive بشکم برنده وابسته به قورت و بلع دادن خوراک
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
The tongue is not steel , yet it cuts. <proverb> زبان اگر چه فولاد نیست اما برنده است .
maiden race مسابقه بین اسبهایی که هرگز برنده نشده اند
free-for-alls اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
head طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
compound helicopter هلی کوپتری که مجهز به سیستم جلو برنده کمکی است
saving قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
free-for-all اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com