Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (21 milliseconds)
English
Persian
lift
بالا دادن
lifted
بالا دادن
lifting
بالا دادن
lifts
بالا دادن
Search result with all words
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
scroll
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scrolls
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
elvate
بالا دادن لوله
elvate
بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
legg press
تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
rouse out
بالا دادن زنجیر لنگر
supination
قرار دادن کف دست رو به بالا تاق باز خوابی
Other Matches
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
consents
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
lever bridge
پل بالا رو
ascendency
بالا
gallery
لژ بالا
overtones
بالا تن
top
بالا
atop
بالا
overtone
بالا تن
upping
رو به بالا
superincumbent
از بالا
ascendancy
بالا
aloft
بالا
overhead
سر بالا
overhead
بالا
uppermost
از بالا
high
بالا
highest
بالا
highs
بالا
at a great age
در سن بالا یی
in old age
[in great age]
در سن بالا
balconies
لژ بالا
over
بالا
over-
بالا
headwater
بالا اب
up stairs
بالا
up there
ان بالا
upper limit
حد بالا
upside
بالا
galleries
لژ بالا
aweigh
بالا
upper
بالا
balcony
لژ بالا
up
بالا
above
در بالا
on high
در بالا
outreach
بالا
upped
رو به بالا
upped
بالا
up
رو به بالا
upping
بالا
high storage
انباره بالا
lifts
جر ثقیل بالا بر
high wing
بال بالا
high voltage
ولتاژ بالا
lifts
بالا بردن
high precison
دقت بالا
high temperature
دمای بالا
high resolution
وضوح بالا
topside
قسمت بالا
upgrading
بطرف بالا
upgraded
بالا بردن
upgraded
از درجه بالا
upgraded
بطرف بالا
upgrades
بالا بردن
upgrades
از درجه بالا
upgrades
بطرف بالا
upgrading
بالا بردن
upgrading
از درجه بالا
lifting
بالا بردن
topsides
قسمت بالا
rallied
بالا بردن قی مت
upheavals
بالا امدن
aspiring
بالا رفتن
upheaval
بالا امدن
upgrade
بطرف بالا
upper classes
طبقه بالا
to hinge up
به بالا پیچیدن
to fetch up
بالا اوردن
to tilt up
به بالا پیچیدن
aspires
بالا رفتن
aspired
بالا رفتن
shoot forth
بالا جستن
to turn up
[collar]
به بالا پیچیدن
shoot out
بالا جستن
uplifts
بالا بردن
to fold up
به بالا پیچیدن
lifting
جر ثقیل بالا بر
rally
بالا بردن قی مت
lifted
بالا بردن
toss your oars
پارو بالا
lifted
جر ثقیل بالا بر
lift
بالا بردن
lift
جر ثقیل بالا بر
to fold up
به بالا تا زدن
to hinge up
به بالا تا زدن
to tilt up
به بالا تا زدن
to turn up
[collar]
به بالا تا زدن
upward
بطرف بالا
spec
مشخصات بالا
up
بالا بردن
puking
بالا اوردن
pukes
بالا اوردن
high contrast
تغایر بالا
ante
: بالا بردن
puked
بالا اوردن
jack
بالا بردن
puke
بالا اوردن
high burst
ترکش بالا
heave in
بالا کشیدن
warp beam
نورد بالا
Mts
بالا رفتن
Mt
بالا رفتن
heave away
بالا بکشید
high efficiency
راندمان بالا
high-class
از طبقات بالا
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
climbs
بالا کشیدن
to set in
بالا امدن
escalated
بالا گرفتن
escalates
بالا گرفتن
escalating
بالا گرفتن
escalate
بالا گرفتن
chock-a-block
بالا کشیده
high frequency
فرکانس بالا
high frequency
بسامد بالا
climbing
بالا کشیدن
res
noitaloseR بالا
climbed
بالا کشیدن
face up feed
خورد رو به بالا
head piece
قسمت بالا
heave
بالا کشیدن
high grown
بلند بالا
high impedance
امپدانس بالا
raise
بالا کشیدن
raise
بالا بردن
bottom up
از پایین به بالا
plan view
دید از بالا
plan view
نمای بالا
high order
رتبه بالا
radius
زند بالا
all-time
بالا یا پایینترین حد
upgrade
بالا بردن
upgrade
از درجه بالا
Please come up .
بفرمائید بالا
to puff up
بالا امدن
to puff out
بالا امدن
heaved
بالا کشیدن
climb
بالا کشیدن
top carriage
قنداق بالا
abovestairs
طبقه بالا
raises
بالا کشیدن
raises
بالا بردن
top cast
ریختن از بالا
top pour
ریختن از بالا
topmast
دکل بالا
top down
از بالا به پایین
tweaking
بالا بردن
unfield
میدان بالا
rallies
بالا بردن قی مت
up and down
بالا و پایین
long precision
با دقت بالا
tweaks
بالا بردن
upward rotation
چرخش رو به بالا
upward motion
حرکت رو به بالا
mountant
بالا رونده
boosters
بالا برنده
booster
بالا برنده
surmountable
بالا قرارگرفتنی
tossing
بالا انداختن
tosses
بالا انداختن
hoist
بالا بردن
scandent
بالا رونده
elevates
بالا بردن
upwards
بطرف بالا
the above figures
ارقام بالا
elevate
بالا بردن
talll
بلند بالا
on stilts
بالا ایستاده بل
ascendance
بالا رفتن
toss
بالا انداختن
tossed
بالا انداختن
spoke bone
زند بالا
upward flow
جریان رو به بالا
ascending
بالا رونده
at the utmost
دست بالا
upraise
بالا بردن
uptake
بالا برنده
upping
بالا بردن
uprear
بالا بردن
upriser
بالا رونده
regorge
بالا اوردن
embezzling
بالا کشیدن
embezzles
بالا کشیدن
jacks
بالا بردن
embezzled
بالا کشیدن
promoted
بالا بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com