English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
mrs jordan nee mary بانو جردن که نام خانه پدری او مریم است
Other Matches
mariology مبحث زندگی مریم باکره شناسایی مریم باکره
grand dame بانو
ladies بانو
mistresses بانو
lady بانو
gentlewoman بانو
missus بانو
lady ship بانو
gentlewomen بانو
madam بانو
mistress بانو
dame بانو
maam بانو
Mrs بانو
dona بانو
dames بانو
donna بانو
mademe بانو
madem بانو
goodwife بانو
missis بانو
matron بانو زن شوهردار
matrons بانو زن شوهردار
senora بانو خانم
miriam مریم
rose of jericho کف مریم
tuberose گل مریم
paternal grandfather جد پدری
paternal پدری
fatherhood or ship پدری
fatherliness پدری
fathership پدری
parenthood پدری
patronymic پدری
in loco parentis با حق پدری
agnate پدری
parenting پدری
fatherhood پدری
besail جد پدری
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
marian وابسته به مریم
mary مریم باکره
scarlet sage مریم سرخ
navel wnrt قدح مریم
mariolatry مریم پرستی
mariolatrous مریم پرست
garden sage مریم گلی
heart clover مریم نخودی
dicentra گل قلب مریم
swine bread پنجه مریم
cyclamens پنجه مریم
cyclamen پنجه مریم
cotyledon قدح مریم
sowbread پنجه مریم
candlemas عیدتطهیرحضرت مریم
the virgin مریم باکره
magdalen or lene مریم مجدلیه
virgin mary مریم باکره
pennorth قدح مریم
maudlin مریم مجدلیه
pennywort قدح مریم
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
patrimony ارث پدری
father پدری کردن
paternal relative اقارب پدری
siring پدری کردن
fathers پدری کردن
paternal relative خویشاوند پدری
paternal love محبت پدری
agnate خویشاوندی پدری
agnates اقارب پدری
agnation وابستگی پدری
paternity صفات پدری
grandaunt خاله پدری
sires پدری کردن
sire پدری کردن
sired پدری کردن
patrimonies ارث پدری
father fixation تثبیت پدری
spear side طرف پدری
patrilineal نسب پدری
grand aunt خاله پدری
fathering پدری کردن
fathered پدری کردن
Madonna تصویر حضرت مریم
Madonnas تصویر حضرت مریم
marist عضو انجمن مریم
magnificat سرود نیایش مریم
salvia مریم گلی مریمی
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
paternal دارای محبت پدری
patrilineal وابسته به دودمان پدری
paarenthood مقام پدری یا مادری
assumption جشن صعود مریم باسمان
lady day عید مخصوص مریم باکره
mariolatry پرستش مریم مادر عیسی
little office نماز مخصوص حضرت مریم
grandaunt خاله مادری عمه پدری
grand aunt خاله مادری عمه پدری
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
pieta نقاشی یامجسمه مریم مادر عیسی
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
The suspected offender [perpetrator] is a previously respectable father. پدری تا به حال محترم مشکوک به جرم است .
mary maximus ان مریم که از همنام های خود بیشتر سال دارد
lady chapel کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
house خانه
homes خانه
door to door خانه به خانه
shack خانه
within doors در خانه
shacks خانه
sockets خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
cellular خانه خانه
socket خانه
pigeon hole خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
door-to-door خانه به خانه
double-fronted خانه دو در
houseless بی خانه
dwellings خانه
quarterage خانه
cells خانه
room خانه
rooms خانه
furnace house خانه
domicile خانه
domiciles خانه
lares خانه
pied-a-terre خانه
cell خانه
home خانه
dwelling خانه
materfamilias زن خانه
pieds-a-terre خانه
alveolate خانه خانه
houseroom جا در خانه
roommate هم خانه
roommates هم خانه
lar خانه
lodge خانه
lodged خانه
lodges خانه
tersellated خانه خانه
cloisonne خانه خانه
i was under his roof در خانه
housed خانه
checkered خانه خانه
honeycombs خانه خانه
honeycomb خانه خانه
housing خانه ها
unsheltered <adj.> بی خانه
houses خانه
cellulated خانه خانه
door lock کلید خانه
department وزارت خانه
domiciliate خانه مسکن
departments وزارت خانه
domatophobia خانه هراسی
houseproud خانه سرفراز
domiciliary مربوط به خانه
domicil مقر خانه
housework کار خانه
houseboys خانه شاگرد
bookbindery صحاف خانه
bordel فاحشه خانه
house arrest بازداشت در خانه
brick yard اجرپز خانه
homeowners صاحب خانه
butler pantry ابدار خانه
homeowner صاحب خانه
cabana خانه کوچک
bindery صحاف خانه
houseboy خانه شاگرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com