English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
thirstily با حالت تشنگی
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
droughts تشنگی
drought تشنگی
drouth تشنگی
thirst تشنگی
to slack one's thirst فرونشاندن تشنگی
to slake one's thirst فرونشاندن تشنگی
to quench one's thirst تشنگی خودرافرونشاندن
raging thirst هلاک از تشنگی
to die of hunger [thirst] از گرسنگی [تشنگی] مردن
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
glass eyed بی حالت
make حالت
expression حالت
expressions حالت
makes حالت
manner حالت
case حالت
cases حالت
if حالت
self حالت
line condition حالت خط
predicament حالت
predicaments حالت
estates حالت
estate حالت
disposition حالت
pyreticosis حالت تب
situation حالت
temper حالت
tempered حالت
tempers حالت
ill conditioned بد حالت
feverishness حالت تب
posturing حالت
postures حالت
postured حالت
febricity حالت تب
posture حالت
queasiness حالت قی
idiocrasy حالت
attitudes حالت
attitude حالت
situations حالت
status حالت
states حالت
temperaments حالت
mood حالت
stated حالت
state حالت
state- حالت
phases حالت
phased حالت
phase حالت
temperament حالت
grain حالت
condition حالت
stance حالت
stances حالت
stating حالت
fettle حالت
moods حالت
unexpressive بی حالت
hang over حالت خماری
i.c. حالت اولیه
defensively حالت دفاعی
humanness حالت انسانیت
nervousness حالت عصبانی
iciness حالت یخی
possessive حالت اضافه
idiocrasy حالت مخصوص
idle position حالت سکون
heat proof quality حالت نسوزی
defensively با حالت تدافع
ignition condition حالت احتراق
crudely در حالت خامی
resilience حالت ارتجاعی
linearity حالت طولی
liquid state حالت مایع
locative حالت مکانی
fluidity حالت مایعی
domesticity حالت اهلی
possessives حالت اضافه
logical state حالت یک منطقی
lucid interval حالت افاقه
dative حالت برایی
limit state حالت حدی
lethargically با حالت سبات
kashruth حالت جواز
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
input mode حالت ورودی
insert mode حالت درج
isopiestic حالت فشارمتعادل
jussive حالت امری
kashrut حالت جواز
marshiness حالت مردابی
ground state حالت پایه
burst mode حالت پیوسته
corresponding state حالت متنافر
arborescence حالت شاخهای
counterpoise حالت تعادل
antisepsis حالت ضد عفونی
answer mode حالت پاسخ
creaminess حالت سرشیری
answer mode حالت جواب
deadness حالت مرده
amentia حالت هذیان
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
affectivity حالت عاطفی
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
atilt با حالت حمله
automatism حالت خودکاری
balanced state حالت تعادل
borderline state حالت مرزی
chararcter mode حالت دخشهای
childishness حالت بچگی
circuit opening حالت مدارباز
circumstantiality حالت وکیفیت
balminess حالت مرهمی
colloidal state حالت کلوییدی
balanced state حالت متعادل
command mode حالت فرماندهی
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
conversational mode حالت محاورهای
balanced state حالت متوازن
affectedly با حالت بخودگرفته
downiness حالت کرکی
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
accusative حالت مفعولی
sulkily با حالت قهر
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
genitive حالت اضافه
final state حالت پایانی
free wheeling حالت خلاصی
fugitiveness حالت شخص
gas phase حالت گازی
defensive حالت تدافع
glassy state حالت شیشهای
vitreus state حالت شیشهای
goutiness حالت نقرسی
febile دارای حالت تب
facial expression حالت چهره
expressive eyes چشمان با حالت
sponginess حالت ابری
acedia حالت خ-لسه
drinking bout حالت مستی
drive state حالت سائقی
drowsihead حالت نیمخواب
eburnation حالت عاجی
eigenstate حالت انرژی
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
exceptional case حالت استثنایی
accidentalness حالت اتفاقی
excited state حالت برانگیخته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com