English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
English Persian
to press back با فشار عقب بردن
Search result with all words
tuck پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucking پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucks پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
bilge بالا بردن فشار داخل خن
Other Matches
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
to push out پیش بردن جلو بردن
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
pressure sense حس فشار
thrust فشار
stressing فشار
stresses فشار
thrusting فشار
bunt فشار با سر
pushes فشار
thrusts فشار
stress فشار
stroke فشار با پا
stroked فشار با پا
pressing فشار
impact فشار
distraint فشار
impacts فشار
stroking فشار با پا
exertions فشار
exertion فشار
brunt فشار
pressure curve خم فشار
growing pains فشار
strokes فشار با پا
pushed فشار
fantod فشار
push فشار
isopiestic هم فشار
isobare هم فشار
weight فشار
violence فشار
tensions فشار
tension فشار
hydraulic pressure فشار اب
ice push فشار یخ
atmospheric pressure فشار جو
constraint فشار
low pressure فشار کم
back pressure پی فشار
barometric pressure فشار جو
zip فشار
zipped فشار
zipping فشار
zips فشار
line of thrust خط فشار
back iron بن فشار
sense of pressure حس فشار
strain فشار
pressure vessel فشار
pressuring فشار
strains فشار
pressor فشار زا
water pressure فشار اب
pressures فشار
press فشار
presses فشار
total pressure فشار کل
pressured فشار
isobar تک فشار
atmosphere فشار جو
isobars هم فشار
atmospheres فشار جو
isobar هم فشار
pressure فشار
compression فشار
isobars تک فشار
load فشار مسئولیت
blood pressure فشار خون
brush pressure فشار زغال
barometric pressure فشار بارومتری
bearing pressure فشار یاطاقان
thrust ضربت فشار
bearing pressure فشار بردگاهی
baroreceptor گیرنده فشار
loads فشار مسئولیت
forces فشار دادن
contact pressure فشار تماس
contact pressure فشار تماسی
constant pressure فشار ثابت
confined water سفره اب با فشار
force فشار دادن
compressive stress فشار تراکمی
pushing فشار دادن
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cold water test pressure ازمایش فشار اب
overlaid فشار اوردن
loads بار فشار
ciderpress میوه فشار
ciderpress سیب فشار
centre of pressure مرکز فشار
central head فشار مرکزی
center of pressure مرکز فشار
carebaria احساس فشار در سر
cost push فشار قیمت
oppression فشار افسردگی
hypertension فشار خون
thrusts فشار محوری
pusher فشار دهنده
pushers فشار دهنده
pinch فشار دادن
pinches فشار دادن
absolute pressure فشار مطلق
thrusts ضربت فشار
high-tension فشار قوی
hustle فشار دادن
hustling فشار زور
indicator فشار سنج
hustling فشار دادن
hustles فشار زور
hustles فشار دادن
hustled فشار زور
hustled فشار دادن
hustle فشار زور
acoustic pressure فشار صوتی
air lock راهروی فشار
air pressure فشار هوا
axial compression فشار محوری
axial pressure فشار اسهای
axial pressure فشار مرکزی
axial thrust فشار محوری
thrust فشار محوری
water suit لباس ضد فشار اب
back pressure فشار متقابل
back wash فشار عقب اب
atmospheric pressure فشار هوا
air pressure gage فشار سنج
forcing فشار دادن
drop gage فشار سنج
ambient pressure فشار محیط
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
atmospheric pressure فشار اتمسفری
thrusting فشار محوری
thrusting ضربت فشار
barometric pressure فشار هوا
molding pressure فشار قالب
pressure gaverner ناطم فشار
pressure gradient گرادیان فشار
pressure head ارتفاع فشار
pressure hull بدنه ضد فشار
pressure of speech فشار تکلم
pressure surface سطح فشار
pressure tendency گرایش فشار
pressure transducer مبدل فشار
pressure wave موج فشار
pulse pressure فشار نبض
radiation pressure فشار تشعشع
reduced pressure فشار کاهیده
reservoir pressure فشار مخزن
restrainer فشار دهنده
set forward فشار پیشروی
simple compression فشار ساده
social pressure فشار اجتماعی
pressure face سمت فشار
pressure drop افت فشار
pressure curve منحنی فشار
molding pressure فشار پرس
osmotic pressure فشار اسمزی
overpressure فشار بیش از حد
overvoltage فشار زیاد
overvoltage ازدیاد فشار
partial pressure فشار جزئی
partial pressure فشار جزیی
piezometry فشار سنجی
piston pressure فشار پیستون
platen اهن فشار
platten اهن فشار
pore pressure فشار درونی
uplift pressure فشار بالابرنده
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
pressure adjustment تنظیم فشار
soil strain فشار زمین
sound pressure فشار صوت
tension adjustment میزان فشار
The pressure of the atmosphere فشار جو ؟( اتمسفر )
time pressure فشار زمانی
yerk فشار دادن
wind pressure فشار باد
standard atmospheric pressure فشار متعارفی جو
starting pressure فشار استارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com