English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
adieu intery بخدا سپردیم مرحمت شما زیاد
Other Matches
adieu بخدا سپردیم
thank you مرحمت سرکار زیاد
od بخدا
odd بخدا
odder بخدا
oddest بخدا
egad بخدا
gar : بخدا
gad بخدا ترابخدا
theism اعتقاد بخدا
sacred to god موقوف بخدا
theocentric متوجه بخدا
by god سوگند بخدا
theist معتقد بخدا
to sin agaist god بخدا گناه ورزیدن
rest in god بخدا توکل کردن
to rest in god بخدا توکل کردن
theocentrism توجه بخدا خدا دوستی
theocentricity توجه بخدا خدا دوستی
graced مرحمت
graces مرحمت
gracing مرحمت
grace مرحمت
favor توجه مرحمت
mercy بخشش مرحمت
favour توجه مرحمت
favours توجه مرحمت
favored توجه مرحمت
favoring توجه مرحمت
favors توجه مرحمت
favouring توجه مرحمت
loving kindness لطف وعنایت مرحمت
favored طرفداری مرحمت کردن
favors طرفداری مرحمت کردن
favours طرفداری مرحمت کردن
favor طرفداری مرحمت کردن
favouring طرفداری مرحمت کردن
favoring طرفداری مرحمت کردن
kindly لطفا از روی مرحمت
favour طرفداری مرحمت کردن
it is a thankless task هیچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزیاد
i am quiet well thank you به مرحمت شما حالم خیلی خوب است
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
squeamishness زیاد
rife زیاد
copious زیاد
extortionary زیاد
extortionate زیاد
too زیاد
ranksack زیاد
great زیاد
late زیاد
plaguily زیاد
heart break غم زیاد
greatest زیاد
squeamishly زیاد
excessive زیاد
great- زیاد
many زیاد
overmuch زیاد
fulsome زیاد
in excess زیاد
numerous زیاد
for all the world بی کم و زیاد
in quantities زیاد
outrageously زیاد
populous زیاد
intense زیاد
superabundant زیاد
no end of زیاد
vastly زیاد
immane زیاد
plethoric زیاد
effusively زیاد
widely زیاد
highly زیاد
over and above زیاد
mickle زیاد
egregiously زیاد
not a lettle زیاد
muckle زیاد
mickle or muckle زیاد
large adv زیاد
highest زیاد
quite a few <idiom> زیاد
widest زیاد
glaring زیاد
too much زیاد
intensively زیاد
very زیاد
extensive زیاد
wider زیاد
profoundly زیاد
highs زیاد
overly زیاد
high زیاد
intensely زیاد
profusely زیاد
greatly زیاد
wide زیاد
thick زیاد
swingeing زیاد
thickest زیاد
to a large extent زیاد
mortally زیاد
immoderate زیاد
much زیاد
tremendously زیاد
heartbreak غم زیاد
thicker زیاد
heavily زیاد
hugely زیاد
generous زیاد
supererogatory زیاد
swarms دسته زیاد
swarmed دسته زیاد
exquisite taste سلیقه زیاد
exuberantly بفراوانی زیاد
quaff زیاد نوشیدن
heavy poll رایهای زیاد
high altitude از ارتفاع زیاد
overload زیاد پر کردن
bad nip تای زیاد
swarm دسته زیاد
multiplying زیاد شدن
multiply زیاد شدن
full tilt باسرعت زیاد
overloads زیاد پر کردن
lots خیلی زیاد
furor خشم زیاد
floridly با ارایش زیاد
finicality خودارایی زیاد
torrid زیاد گرم
fervidness گرمی زیاد
fervidity گرمی زیاد
grnish زیاد کردن
oodles خیلی زیاد
overloaded زیاد پر کردن
h.f. بسامد زیاد
multiplied زیاد شدن
multiplies زیاد شدن
frequent visiting دیدنی زیاد
excessive love دوستی زیاد
desudation عرق زیاد
terrors ترس زیاد
far زیاد خیلی
accretive زیاد شونده
terror ترس زیاد
aggrandise زیاد شدن
agreat d. of trouble دردسر زیاد
alto relievo برجستگی زیاد
amplitude فاصلهء زیاد
increased زیاد کردن
extravagantly با افراط زیاد
hell-bent زیاد خمیده
downpours بارندگی زیاد
downpour بارندگی زیاد
extreme خیلی زیاد
increase زیاد کردن
increases زیاد کردن
queasy زیاد دقیق
booster زیاد کننده
boosters زیاد کننده
hell bent زیاد خمیده
an abrupt place با سراشیبی زیاد
an abundance of مقدار زیاد
deprecation افهاربیمیلی زیاد
desudation خوی زیاد
diaphoresis عرق زیاد
desperation نومیدی زیاد
diuresis ادرار زیاد
quaffs زیاد نوشیدن
eclat سروصدا زیاد
quaffing زیاد نوشیدن
quaffed زیاد نوشیدن
dense ignorance نادانی زیاد
d. haste شتاب زیاد
at a great penny worth به بهای زیاد
at a great rat بسرعت زیاد
at long intervals بفواصل زیاد
augmenter زیاد کننده
boisterously باصدای زیاد
carnosity گوشت زیاد
manifold بسیار زیاد
superannuated زیاد کهنه
consumedly بطور زیاد
excessive eating خوردن زیاد
punctiliousness دقت زیاد
struck with teror زیاد ترسیده
subtility دقت زیاد
superelevation ارتفاع زیاد
superrabundant زیاد فراوان
superrabundant خیلی زیاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com