Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
scandalum magnatum
بد گویی از بزرگان
Other Matches
chiromancy
پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
people of quality
بزرگان
the quality
بزرگان
our betters
بزرگان ما
optimates
بزرگان
grandee
بزرگان
the great
بزرگان
the elder
بزرگان
the big three
بزرگان سه گانه
patriciate
گروه بزرگان
the big four
بزرگان چهار گانه
assembly of notables
مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
telnet
پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
morganatic marriage
عروسی یکی از بزرگان بازنی که ازطبقات پست که باشوهرخودهم پایه نمیشود
big five
بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
downrightness
رک گویی
scandals
بد گویی
so to peaking
گویی
outdpokenness
رک گویی
candour
رک گویی
ingenuousness
رک گویی
candor
رک گویی
soliloquies
تک گویی
as thought
گویی
scandal
بد گویی
to stab in the back
بد گویی
soliloquy
تک گویی
pauciloquy
کم گویی
knop
گویی
hypophrasia
کم گویی
one would say
گویی
laconic speech
کم گویی
hypologia
کم گویی
free spokenness
رک گویی
plain speaking
رک گویی
jocosely
بذله گویی
exaggeration
گزافه گویی
polyphrasia
پریشان گویی
ranting
بیهوده گویی
rant
بیهوده گویی
ranted
بیهوده گویی
polylogia
پریشان گویی
revilement
ناسزا گویی
jocose
بذله گویی
reticence
سکوت کم گویی
verbosity
اطناب گویی
reticency
سکوت کم گویی
restatement
باز گویی
restatements
باز گویی
labyrinthine speech
پریشان گویی
idiolalia
مهمل گویی
idioglossia
نامفهوم گویی
lallation
کودکانه گویی
piffle
مهمل گویی
logorrhea
پراکنده گویی
metonymy
به تقریب گویی
ambage
ابهام گویی
poeticism
شعر گویی
free spokenness
ساده گویی
prate
یاوه گویی
iterance
باز گویی
open heartedness
رک گویی صداقت
facetiousness
بذله گویی
extemporization
بالبداهه گویی
echophrasia
پژواک گویی
divagation
پریشان گویی
echolalia
پژواک گویی
tachyphemia
شتابان گویی
tachylalia
شتابان گویی
rants
بیهوده گویی
cluttering
بریده گویی
gratulation
تبریک گویی
missatement
خلاف گویی
divination
غیب گویی
leasing
دروغ گویی
witticism
بذله گویی
ranten
بیهوده گویی
witticisms
بذله گویی
pseudology
دروغ گویی
agitolalia
شتابان گویی
ellipsis
بریده گویی
wit
بذله گویی
wits
بذله گویی
jest
بذله گویی
jests
بذله گویی
bullshit
گزافه گویی
word salad
اشفته گویی
knock
بد گویی کردن از
knocked
بد گویی کردن از
knocks
بد گویی کردن از
wittiness
لطیفه گویی
wittiness
بذله گویی
repetitions
باز گویی
repetition
باز گویی
invective
ناسزا گویی
door-knob
دستگیره گویی
contradiction
خلاف گویی
contradictions
خلاف گویی
knob
دستگیره گویی
knobs
دستگیره گویی
ironies
وارونه گویی
irony
وارونه گویی
waggery
بذله گویی
vituperation
ناسزا گویی
gossip
اراجیف بد گویی
disclosures
بی پرده گویی
stilted speech
مطنطن گویی
premonition
شوم گویی
overstatement
گزافه گویی
overstatements
گزافه گویی
tautologize
مکرر گویی
improvisation
بدیهه گویی
somniloquy or quence
سخن گویی
incoherence
گسسته گویی
self contradiction
تناقض گویی
soliloquize
تک گویی کردن
so to speak
چنانکه گویی
disclosure
بی پرده گویی
to fling d.
بد گویی کردن
to speak ill of
بد گویی کردن از
gossiped
اراجیف بد گویی
gossiping
اراجیف بد گویی
gossips
اراجیف بد گویی
verbalization
دراز گویی
unreserve
بی پرده گویی
tympany
گزافه گویی
rhodomontade
گزاف گویی
rodomontade
گزاف گویی
premonitions
شوم گویی
it look as if
چنین مینماید که گویی
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
recriminative
پس دهنده بد گویی یا تهمت
deliriousness
پرت گویی
[روانشناسی]
obsequiousness
تملق مزاج گویی
logorrhea
پرحرفی وبیهوده گویی
bullshit
چرند گویی کردن
natter
یاوه گویی کردن
nattered
یاوه گویی کردن
nattering
یاوه گویی کردن
toucher
گویی که باجک برخوردکند
tergiversation
بی ثباتی تناقض گویی
natters
یاوه گویی کردن
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Do you mean it ? Really ? Honestly ?
جان من ؟( جدی می گویی )
veridical
از روی حقیقت گویی
delirium
پرت گویی دیوانگی
overstating
گزافه گویی کردن
overstates
گزافه گویی کردن
overstated
گزافه گویی کردن
corespondent
مسئول جواب گویی
overstate
گزافه گویی کردن
exaggerating
گزافه گویی کردن
divining rod
چوب غیب گویی
exaggerates
گزافه گویی کردن
exaggerate
گزافه گویی کردن
chicaneries
ضد ونقیض گویی مغالطه
chicanery
ضد ونقیض گویی مغالطه
pleasantry
بذله گویی شوخی
divine
غیب گویی کردن
pleasantries
بذله گویی شوخی
divined
غیب گویی کردن
divines
غیب گویی کردن
divining
غیب گویی کردن
hyperbole
غلو گزاف گویی
witticism
شوخی لطیفه گویی
witticisms
شوخی لطیفه گویی
dotes
پرت گویی کردن
doted
پرت گویی کردن
forebode
پیش گویی کردن
grandiloquence
گزاف گویی مبالغه
extravaganzas
فانتزی گزاف گویی
quirk
مزاجی تناقض گویی
hyperbolize
گزافه گویی کردن
quirks
مزاجی تناقض گویی
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
effusively
چنانکه گویی بریزد
gutter ball
گویی که به شیار میافتد
bounce
جست گزاف گویی
fribble
یاوه گویی کردن
extravaganza
فانتزی گزاف گویی
dote
پرت گویی کردن
bounces
جست گزاف گویی
bounced
جست گزاف گویی
self contradiction
معارضه بانفس تناقض گویی
welcoming drink
نوشیدنی خوش آمد گویی
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
bombast
جنس پنبهای گزافه گویی
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
You took the words out of my mouth.
جانا سخن از زبان ما می گویی
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
longbow
اغراق گویی کمان دستی
longbows
اغراق گویی کمان دستی
he made a show of goung
چنان وانمودکردکه گویی میرود
divination
پیش گویی فال گیری
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
geomancy
غیب گویی ازروی خاک
he coins money
گویی پول سکه میزند
magniloquence
قلمبه نویسی گزاف گویی
monological
وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
my ears burn
گویی کسی از من سخن می گوید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com