English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (2 milliseconds)
English Persian
wit بذله گویی
wits بذله گویی
jest بذله گویی
jests بذله گویی
jocose بذله گویی
jocosely بذله گویی
witticism بذله گویی
witticisms بذله گویی
facetiousness بذله گویی
waggery بذله گویی
wittiness بذله گویی
Search result with all words
pleasantries بذله گویی شوخی
pleasantry بذله گویی شوخی
wot هوش زیرکی فهم ادراک عقل بذله گویی
Other Matches
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
facete بذله گو
joked بذله
jokes بذله
joking بذله
jokers بذله گو
quipped بذله
jest بذله
joke بذله
jests بذله
quip بذله
gagster بذله گو
quipping بذله
quips بذله
one-liner بذله
witty بذله گو
wittiest بذله گو
gagman بذله گو
one-liners بذله
mosul بذله
pliskie بذله
plisky بذله
MOT بذله
wittier بذله گو
humorists بذله گو
humorist بذله گو
joker بذله گو
MOTs بذله
farceur بذله گو
frolicsome شادمان بذله گو
to tell a joke بذله ای گفتن
jolly بذله گو خیلی
bon mot بذله لطیفه
humoralism بذله گوئی
facetiae بذله فکاهیات
wittily بطور لطیفه یا بذله
gambit بذله موضوع بحث
gambits بذله موضوع بحث
waggish بذله گو خنده دار
waggishly بذله گو خنده دار
gagger شوخی کننده بذله گو
rogue بذله گو هرس کردن
rogues بذله گو هرس کردن
soliloquies تک گویی
hypophrasia کم گویی
ingenuousness رک گویی
scandal بد گویی
pauciloquy کم گویی
one would say گویی
hypologia کم گویی
scandals بد گویی
so to peaking گویی
knop گویی
soliloquy تک گویی
free spokenness رک گویی
as thought گویی
candour رک گویی
plain speaking رک گویی
outdpokenness رک گویی
downrightness رک گویی
to stab in the back بد گویی
candor رک گویی
laconic speech کم گویی
divination غیب گویی
tachylalia شتابان گویی
echolalia پژواک گویی
tachyphemia شتابان گویی
ambage ابهام گویی
echophrasia پژواک گویی
gratulation تبریک گویی
extemporization بالبداهه گویی
free spokenness ساده گویی
divagation پریشان گویی
word salad اشفته گویی
tympany گزافه گویی
to speak ill of بد گویی کردن از
tautologize مکرر گویی
stilted speech مطنطن گویی
somniloquy or quence سخن گویی
soliloquize تک گویی کردن
so to speak چنانکه گویی
unreserve بی پرده گویی
verbalization دراز گویی
vituperation ناسزا گویی
door-knob دستگیره گویی
bullshit گزافه گویی
wittiness لطیفه گویی
self contradiction تناقض گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
logorrhea پراکنده گویی
lallation کودکانه گویی
to fling d. بد گویی کردن
polyphrasia پریشان گویی
polylogia پریشان گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
iterance باز گویی
idiolalia مهمل گویی
metonymy به تقریب گویی
missatement خلاف گویی
open heartedness رک گویی صداقت
rodomontade گزاف گویی
rhodomontade گزاف گویی
revilement ناسزا گویی
reticency سکوت کم گویی
ranten بیهوده گویی
pseudology دروغ گویی
prate یاوه گویی
poeticism شعر گویی
idioglossia نامفهوم گویی
agitolalia شتابان گویی
knocked بد گویی کردن از
knob دستگیره گویی
disclosure بی پرده گویی
disclosures بی پرده گویی
overstatement گزافه گویی
overstatements گزافه گویی
knocks بد گویی کردن از
contradictions خلاف گویی
incoherence گسسته گویی
improvisation بدیهه گویی
premonition شوم گویی
knobs دستگیره گویی
ironies وارونه گویی
knock بد گویی کردن از
gossip اراجیف بد گویی
gossiped اراجیف بد گویی
gossiping اراجیف بد گویی
gossips اراجیف بد گویی
ellipsis بریده گویی
repetitions باز گویی
repetition باز گویی
invective ناسزا گویی
irony وارونه گویی
premonitions شوم گویی
verbosity اطناب گویی
restatement باز گویی
exaggeration گزافه گویی
ranted بیهوده گویی
rant بیهوده گویی
ranting بیهوده گویی
restatements باز گویی
piffle مهمل گویی
rants بیهوده گویی
cluttering بریده گویی
leasing دروغ گویی
contradiction خلاف گویی
reticence سکوت کم گویی
overstated گزافه گویی کردن
obsequiousness تملق مزاج گویی
overstating گزافه گویی کردن
nattered یاوه گویی کردن
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
overstates گزافه گویی کردن
effusively چنانکه گویی بریزد
overstate گزافه گویی کردن
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
corespondent مسئول جواب گویی
witticism شوخی لطیفه گویی
bounces جست گزاف گویی
bounced جست گزاف گویی
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
bounce جست گزاف گویی
natters یاوه گویی کردن
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
toucher گویی که باجک برخوردکند
doted پرت گویی کردن
dotes پرت گویی کردن
exaggerate گزافه گویی کردن
exaggerates گزافه گویی کردن
veridical از روی حقیقت گویی
dote پرت گویی کردن
bullshit چرند گویی کردن
natter یاوه گویی کردن
gutter ball گویی که به شیار میافتد
grandiloquence گزاف گویی مبالغه
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
witticisms شوخی لطیفه گویی
divining غیب گویی کردن
divine غیب گویی کردن
fribble یاوه گویی کردن
divined غیب گویی کردن
divines غیب گویی کردن
forebode پیش گویی کردن
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
exaggerating گزافه گویی کردن
extravaganza فانتزی گزاف گویی
nattering یاوه گویی کردن
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
hyperbole غلو گزاف گویی
divining rod چوب غیب گویی
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
delirium پرت گویی دیوانگی
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
hyperbolize گزافه گویی کردن
it look as if چنین مینماید که گویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com