Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
English
Persian
at pleasure
برحسب دلخواه برحسب میل
Search result with all words
at choice
برحسب دلخواه
Other Matches
at the request of
برحسب
unitage
برحسب
agreeably to
برحسب
in accordance with
برحسب
in conformity with
برحسب
in terms of
برحسب
incompliance with
برحسب
contingent
[accidental]
<adj.>
برحسب تصادف
incidental
<adj.>
برحسب تصادف
fortuitous
<adj.>
برحسب تصادف
stochastic
<adj.>
برحسب تصادف
stochastical
<adj.>
برحسب تصادف
pursuant to
مطابق برحسب
accidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
casual
[not planned]
<adj.>
برحسب تصادف
adventitious
<adj.>
برحسب تصادف
accidental
<adj.>
برحسب تصادف
to out ward seeming
برحسب فاهر
by usage
برحسب عادت
incidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
custom
برحسب عادت
tonnage
وزن برحسب تن
random
<adj.>
برحسب تصادف
As the case may be .
برحسب مورد( آن)
accidently
<adv.>
برحسب اتفاق
as it happens
<adv.>
برحسب اتفاق
at random
<adv.>
برحسب اتفاق
haphazard
<adj.>
برحسب تصادف
coincidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
by hazard
<adv.>
برحسب اتفاق
hit or miss
برحسب تصادف
haphazardly
برحسب تصادف
coincidental
<adj.>
برحسب تصادف
by happenstance
<adv.>
برحسب اتفاق
percentage
برحسب درصد
percentages
برحسب درصد
fortuitously
<adv.>
برحسب اتفاق
by accident
<adv.>
برحسب اتفاق
by a coincidence
<adv.>
برحسب اتفاق
by chance
<adv.>
برحسب اتفاق
outwardly
برحسب فاهر
to
برحسب مطابق
happy go lucky
برحسب تصادف لاقید
cl
برحسب بار هر کامیون
compass bearing
موقعیت برحسب قطبنما
fortuitously
برحسب اتفاق اتفاقا
tonnage
برحسب شماره تن بارگیر
by chance
برحسب اتفاق یاتصادف
velocities
تندی برحسب زمان
classis
تقسیم برحسب طبقه
velocity
تندی برحسب زمان
ritually
برحسب ایین وشعائر
tonnage
گنجایش کشتی برحسب تن
pounder
برحسب لیره کوبنده
milage
سنجش برحسب میل
mileage
سنجش برحسب میل
pounder
وزن شده برحسب رطل
poundage
مقدار پولی برحسب لیره
transvaluation
سنجش ارزش برحسب معیارجدیدی
proration
توزیع برحسب مدت یانسبت
per standard compass
برحسب قطب نمای استاندارد
size distribution of income
توزیع درامد برحسب مقدار
time cost curve
منحنی مخارج برحسب زمان
hydrograph
منحنی ابگذری برحسب زمان
headings
حرکت برحسب قطب نما
prioritizes
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritised
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritize
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritized
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
age group competition
مسابقه برحسب گروه سنی
prioritising
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritises
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritizing
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
heading
حرکت برحسب قطب نما
heading
سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
seeds
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
seed
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
kilovoltage
نیروی برق برحسب هزار ولت
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
headings
سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
candlepower
میزان شدت نور برحسب تعدادشمع
permittivity
واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
percentile
محاسبه شده بقرار هر صدی برحسب درصد
voltages
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
voltage
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
transvalue
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
functional shift
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
transvaluate
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
sizes
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
size
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
volt ampere
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
metric system
سیستم اندازه گیری که واحدهای ان برحسب متر یک باشد
footage
طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
cabin altitude
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
poundage
وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
ladder tournament
مسابقه برحسب مقام و قدرت بازیگر در جدول تقدم و تاخر
pH
علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
wheelbases
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbase
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
amperage
شدت جریان برق میزان نیروی برق برحسب امپر
planck law
مقدار کوانتوم برحسب واحدهای انرژی برابراست با حاصلضرب مقدارثابت کوانتوم در فکانس
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
linear programming
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
characteristic diagram for the steel
دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
ideal
دلخواه
ideals
دلخواه
arbitrary
دلخواه
arbitary
دلخواه
wished
دلخواه
one's heart'st d.
دلخواه
wish
دلخواه
wishes
دلخواه
idealizing
دلخواه سازی
idealizes
دلخواه سازی
idealize
دلخواه سازی
favourite
دلخواه برگزیده
idealising
دلخواه سازی
idealises
دلخواه سازی
idealised
دلخواه سازی
favourites
دلخواه برگزیده
favorites
دلخواه برگزیده
idealized
دلخواه سازی
to my satisfaction
موافق دلخواه من
after one's will
بطور دلخواه
after ones own heart
موافق دلخواه
at will
بطور دلخواه
satisfactorily
موافق دلخواه
accord
دلخواه طیب خاطر
accords
دلخواه طیب خاطر
accorded
دلخواه طیب خاطر
sitting pretty
<idiom>
درشراط دلخواه بودن
shangri
شهر زیبا سرزمین دلخواه
lady's man
<idiom>
مرد دلخواه ومشهور بین خانمها
breeze
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezed
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezes
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezing
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
retire
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
in hand
گذاشتن گوی بیلیارد در نقطه دلخواه محدوده
user
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
users
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
writable instruction set computer
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
WISC
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com