Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
torrefaction
برشته سازی
Other Matches
toast
برشته کردن
parch
برشته کردن
parches
برشته کردن
brown
برشته کردن
browned
برشته کردن
browner
برشته کردن
brownest
برشته کردن
browning
برشته کردن
browns
برشته کردن
toasted
نان برشته
toasted
برشته کردن
toasting
نان برشته
toasting
برشته کردن
toaster
نان برشته کن
toast
نان برشته
toasters
نان برشته کن
parched corn
گندم برشته
toasts
برشته کردن
toasts
نان برشته
crispest
سیب زمینی برشته
crisp
سیب زمینی برشته
crisps
سیب زمینی برشته
a crunchy apple
سیبی برشته و ترد
crisper
سیب زمینی برشته
stick to your last
برشته خود بجسبد
roasts
بریان کردن برشته شدن
roast
بریان کردن برشته شدن
roasted
بریان کردن برشته شدن
rusks
نان برشته تخم مرغ دار
roast
روی صفحه روستر برشته شده
rusk
نان برشته تخم مرغ دار
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
roast chicken
مرغ برشته شده روی صفحه روستر
croutons
ورقه نازک نان برشته یاسرخ شده
crouton
ورقه نازک نان برشته یاسرخ شده
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
torrefy
خشک کردن برشته کردن بودادن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
toasters
سرخ کننده برشته کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
padding
له سازی
deflexion
خم سازی
compaction
تو پر سازی
idolization
بت سازی
individualize
تک سازی
retortion
خم سازی
individuation
تک سازی
local anasthesia
سر سازی
individualized
تک سازی
bridge building
پل سازی
repk lection
پر سازی
individualising
تک سازی
truncation
بی سر سازی
individualizes
تک سازی
individualizing
تک سازی
individualization
تک سازی
pavement
کف سازی
flooring
کف سازی
bridgework
پل سازی
flection
خم سازی
individualised
تک سازی
individualises
تک سازی
pavements
کف سازی
stylization
مد سازی
retortion
کج سازی
atomization
ریز سازی
road building
جاده سازی
bonification
به سازی محیط
aromatization
معطر سازی
road construction
جاده سازی
bellfounding
زنگ سازی
belittlement
کم ارزش سازی
beadwork
تسبیح سازی
balladry
تصنیف سازی
bedevilment
شیطان سازی
arrefication
لطیف سازی
activation
فعال سازی
acidification
اسید سازی
ordering
مرتب سازی
manifestations
اشکار سازی
unification
یکی سازی
decentralization
نامتمرکز سازی
manifestation
اشکار سازی
suppression
موقوف سازی
emulsification
امولسیون سازی
reconstruction
دوباره سازی
arrefication
رقیق سازی
aromatization
عطر سازی
accommodations
برون سازی
asphalt paving
جاده سازی
urbanization
شهری سازی
anonymization
گمنام سازی
anabiosis
زنده سازی
afforestment
جنگل سازی
activation barrier
سد فعال سازی
storage
ذخیره سازی
brick works
اجر سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
denudation
برهنه سازی
denaturation
مصنوعی سازی
defeasance
باطل سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
decryption
اشکار سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
debilitation
ناتوان سازی
deallocation
ازاد سازی
deactivation
بی اثر سازی
de escalation
محدود سازی
de energize
بی برق سازی
dazzlement
خیره سازی
dactyliography
نگین سازی
deprival
بی بهره سازی
derichment
رقیق سازی
dwelling construction
خانه سازی
duplexing
مضاعف سازی
domestication
اهلی سازی
divestment
بی بهره سازی
divestiture
برهنه سازی
divestiture
بی بهره سازی
discolourment
بدرنگ سازی
dilution
رقیق سازی
die shop
حدیده سازی
die making
حدیده سازی
elution
پاکیزه سازی
detersion
پاک سازی
curriery
چرم سازی
crystallization
بلور سازی
countersink
خزینه سازی
cavitation
حفره سازی
cartwright's shop
دوچرخه سازی
carnification
گوشت سازی
carcassing
اسکلت سازی
carbonize
کربن سازی
capitalization
سرمایه سازی
capital building
سرمایه سازی
canalization
کانال سازی
canalization
ابراه سازی
canalization
مجرا سازی
calico printing
چیت سازی
calcination
اهک سازی
cabinetwork
مبل سازی
ceiling construction
سقف سازی
channelization
ترعه سازی
cooperage
پیت سازی
cooperage
چلیک سازی
coordination
هماهنگ سازی
confectionary
شیرینی سازی
conceptualization
مفهوم سازی
computer simulation
شبیه سازی
compactions
فشرده سازی
compaction
فشرده سازی
coking time
زمان کک سازی
coking period
زمان کک سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
christianization
عیسوی سازی
channelization
تنگه سازی
channelization
مجرا سازی
cabinetwork
قفسه سازی
shipbuilding
کشتی سازی
illuminations
روشن سازی
illumination
روشن سازی
metabolic
سوخت و سازی
secretion
پنهان سازی
synchronizing
همزمان سازی
integration
مجتمع سازی
cooling
خنک سازی
doping
ناخالص سازی
overturn
واژگون سازی
overturned
واژگون سازی
overturns
واژگون سازی
regionalism
منطقه سازی
flooding
غرقه سازی
intriguing
زمینه سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com