Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
interim plan
برنامههای موقت
Search result with all words
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
Other Matches
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
protempore
موقت شاغل مقامی بطور موقت
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
system programs
برنامههای سیستم
comprehensive plans
برنامههای جامع
welfare programs
برنامههای رفاهی
control programs
برنامههای کنترلی
utility programs
برنامههای سودمند
schedules of reinforcement
برنامههای تقویت
support programs
برنامههای پشتیبانی
social programs
برنامههای اجتماعی
national programs
برنامههای ملی
application programs
برنامههای کاربردی
medical programs
برنامههای پزشکی
reinforcement schedules
برنامههای تقویت
norton utilities
برنامههای کمکی نورتن
tools
مجموعه برنامههای کاربردی
army program memorandum
لایحه برنامههای ارتشی
conservation programs
برنامههای حفافت منابع
government broadcasting
پخش برنامههای دولتی
family planning programs
برنامههای تنظیم خانواده
data management programs
برنامههای مدیریت داده ها
to baffle one's plots
برنامههای کسی رابهم زدن
army program memorandum
لایحه برنامههای نیروی زمینی
telecourse
دوره برنامههای اموزشی تلویزیونی
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
programmer
برنامه نویسی که برنامههای کاربردی می نویسد
bridgeware
برنامههای کامپیوتری به منظور ترجمه دستورالعملها
structures
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
programmers
برنامه نویسی که برنامههای کاربردی می نویسد
structuring
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
reentrant code
برنامههای اسمبلی تولیدشده توسط ماشین
self-
کامپیوتری که از برنامههای تشخیص استفاده میکند
special
سیستم برنامههای کاربردی مشخص و محدود
forth
زبان برنامه نویس کامپیوتر در برنامههای کنترلی
modularization
برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
home management software
برنامههای طراحی شده جهت استفاده داخلی
assets
که در برنامههای کاربردی چند منظوره به کار می روند
course ware
نام برنامههای اموزشی کامپیوتر دوره ابزار
diagnostic
کامپیوتری که مجموعهای برنامههای تشخیص را اجرا کند.
air time
زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
globally
حافظه فراهم برای همه برنامههای کاربردی ویندوز
global
حافظه فراهم برای همه برنامههای کاربردی ویندوز
cbl
آموزش و تحصیلات با استفاده از برنامههای مخصوص روی یک کامپیوتر
package
برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
package shows
نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
packaged
برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
packages
برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
batches
فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
linking
ترکیب برنامههای کوچک با هم تا نتوانند به عنوان یک واحد اجرا شوند
batch
فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
generals
برنامه یا وسیلهای که کارها و برنامههای کاربردی مختلفی را انجام میدهد
authoring
زبان برنامه نویسی برای نوشتن برنامههای CAL و آموزشی
home grown software
برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
edit
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
linkage
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
general
برنامه یا وسیلهای که کارها و برنامههای کاربردی مختلفی را انجام میدهد
binary file
فایلی که حاوی برنامههای زبان ماشین است فایل دودوئی
linkages
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
edited
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
pro tempore
موقت
makeshift
موقت
pontoon bridge
پل موقت
pontoon
پل موقت
pontoons
پل موقت
interim
موقت
provisional
موقت
intrim
موقت
adhoc
موقت
temporary
موقت
cobol
زبان برنامه سازی که بیشتر در برنامههای کاربردی تجاری به کار می رود
rogue indicator
کدمخصوص برای برنامههای کاربردی کنترل مثل نشانه انتهای فایل
microcontroller
ریز کامپیوتر کوچک و مستقل برای استفاده در برنامههای کاربردی خاص
NetBIOS
که به برنامههای کاربردی امکان انجام عملیات ابتدایی روی شبکه میدهد.
dirty bit
بیت پرچم که توسط برنامههای مقیم حافظه تنظیم شده است .
suspensions
اخراج موقت
cofferdam
بند موقت
x site
انبار موقت
modus vivendi
توافق موقت
coffer dam
سد انحرافی موقت
short time duty
کار موقت
charge d'affaires of the embassy
کاردار موقت
term insurance
بیمه موقت
timbering
چوبست موقت
the pro tem chief
رئیس موقت
temporarily
بطور موقت
suspension
اخراج موقت
false work
حائل موقت
bretess
سنگر موقت
drop tank
تانک موقت
detention pending trial
حبس موقت
provisional scrip
تصدیق موقت
debarkation hospital
بیمارستان موقت
brettys
سنگر موقت
bretisee
سنگر موقت
stopgaps
چاره موقت
protem
موقتا موقت
stopgap
چاره موقت
buffer
حافظه موقت
bretise
سنگر موقت
bretesse
سنگر موقت
bretex
سنگر موقت
lean-to
پناهگاه موقت
temporary duty
ماموریت موقت
temporary duty
شغل موقت
temporalty
بطور موقت
temporal life
زندگی موقت
blackouts
بیهوشی موقت
temporary hardness
سختی موقت
blackout
بیهوشی موقت
ischemia
کم خونی موقت
kluged
ترسیم موقت
temporary gauge
اشل موقت
lean-tos
پناهگاه موقت
armistices
صلح موقت
provisional
به طور موقت
armistice
صلح موقت
dazzle
کوری موقت
dazzled
کوری موقت
dazzles
کوری موقت
dazzling
کوری موقت
temporary marriage
ازدواج موقت
tentative
ازمایشی موقت
modulus vivendi
قار موقت
bridging leon
وام موقت
temporary structures
ساختمانهای موقت
suspension of arms
اتش بس موقت
interim financing
پرداخت موقت
temporary wife
زوجه موقت
interim certificates
گواهی موقت
temporary storage
حافظه موقت
temporary storage
انباره موقت
temporary road
راه موقت
temporary works
کارهای موقت
bridging leon
اعتبار موقت
tabernacle
پرستشگاه موقت
master
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
masters
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
mastered
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
user
پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
network data management system
مجموعهای از برنامههای مرتبط برای بار کردن دستیابی و کنترل یک پایگاه داده
privilege
حساب کامپیوتری که امکان دستیابی به برنامههای خاص یا داده سیستم حساس را میدهد
users
پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
packages
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
packaged
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
multimedia
کامپیوتری که میتواند برنامههای چند رسانهای را اجرا کند. به همراه کارت صدا
package
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
lotus
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
chaining
به این ترتیب برنامههای بزرگتر فرفیت حافظه نیز قابل اجرا هستند
lotuses
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
predicated
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
colours
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colour
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
link
تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
what is
فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
UDP
پروتکلی که بخشی از Tcp/Ip است و در مدیریت شبکه به کار می رود و در برنامههای SNMP
predicates
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicating
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicate
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
air commodore
سرتیپ موقت هوایی
provisionally
بطور موقت عجالتا"
kludge
سخت افزار موقت
shell
برنامه خروج موقت
shelling
برنامه خروج موقت
pontoons
پل موقت نظامی زدن
shells
برنامه خروج موقت
locumtenens
کفیل جانشین موقت
shadow memory
حافظه ثانوی موقت
interim injunction
حکم توقیف موقت
pontoon
پل موقت نظامی زدن
alternate water terminal
بارانداز ابی موقت
lapsing
برگشت انحراف موقت
lapses
برگشت انحراف موقت
lapse
برگشت انحراف موقت
acting sublieutenant
ناوبان دوم موقت
pontoneer
مامور پل موقت سازی
pontonier
مامور پل موقت سازی
scrip
گواهی نامه موقت
juryrig
برپا کردن موقت
provisorily
بطور شرطی یا موقت
hard
خطای موقت در سیستم
provisional assignee
مدیر تصفیه موقت
rendezvous area
منطقه تجمع موقت
provisional order
دستور موقت اداری
drug holiday
ترک موقت دارو
provisional scrip
تصدیق موقت سهام
provisional statement
صورت وضعیت موقت
beach dump
انبار موقت ساحلی
harder
خطای موقت در سیستم
covering note
بیمه نامه موقت
transient ischemia
کم خونی موضعی موقت
convening authority
فرماندار موقت نظامی
hardest
خطای موقت در سیستم
cover note
بیمه نامه موقت
convening authority
مقام صلاحیتدار موقت
loader
بخش کوچکی از کد برنامه که به برنامههای به صورت دودویی اجازه بار شدن در حافظه میدهد.
generators
ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com