English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
batches مقدار نان دریک پخت
batches دسته
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches ابخوره
batches اندازه مخلوط بتن
batches یک مجموعه
batches مجموعه
batches قسمت
batches دسته کردن مجموع کردن
batches با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batches سری
batches مقدار
batches یک دست
batches یک پارتی
batches یک محموله
batches سیستمی که فایلهای دستهای را اجرا میکند
batches فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batches این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
batches مین اطلاعات سفید
batches ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
batches در گروههای مربوطه و در یک ماشین
batches فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
batches گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches قرار دادن موضوعات در گروهها
batches قرار دادن داده ها و کارها در یک گروه
batches گروه
batches دستهای
Other Matches
In groups. In batches. دسته دسته ( گروه گروه )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com