English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (7 milliseconds)
English Persian
re-ran برنامهی تکراری
re-run برنامهی تکراری
re-running برنامهی تکراری
re-runs برنامهی تکراری
Other Matches
spin-off برنامهی اشتقاقی
one-night stand برنامهی یک باره
one-night stands برنامهی یک باره
spin-offs برنامهی اشتقاقی
quizmaster گردانندهی برنامهی آزمون اطلاعات عمومی
quizmasters گردانندهی برنامهی آزمون اطلاعات عمومی
frequentative تکراری
interative تکراری
recapitulative تکراری
recapitulatory تکراری
reduplicative تکراری
reiterative تکراری
repetitious تکراری
redundant تکراری
repetitive تکراری
iterative solution راه حل تکراری
repeating unit واحد تکراری
recursive equations معادلات تکراری
iterative process فرایند تکراری
iterative methode روش تکراری
motif واحد تکراری
duplicate تکراری تکثیرکردن
duplicated تکراری تکثیرکردن
duplicates تکراری تکثیرکردن
duplicating تکراری تکثیرکردن
motifs واحد تکراری
to trot out شر و ور تکراری گفتن
to regurgitate شر و ور تکراری گفتن
frequentative فعل تکراری
interative algorithm الگوریتم تکراری
interative process فرایند تکراری
theme song قطعه تکراری
to regurgitate وراجی تکراری کردن
I keep repeating himself همش حرفای تکراری
routine work کار تکراری عادی
to trot out وراجی تکراری کردن
iterative ازسر گیرنده تکراری
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
to trot out حرف مفت تکراری زدن
to regurgitate حرف مفت تکراری زدن
repeated نقش تکراری و پی در پی [بندی] [قالی]
platitudinous تکراری و پیش پا افتاده کردن
rebroadcast برنامه تکراری پخش کردن
rehashes تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed تکرار مکررات چیز تکراری
rehash تکرار مکررات چیز تکراری
instances شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
instance شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
to get into a rut یکنواخت تکراری و خسته کننده شدن [کاری]
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
diaper pattern طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
wave form شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
leitmotive عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
hold بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
holds بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
saw tooth دندانه اره ای [گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com