Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
Vote (write) against a proposallll.
بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )
Other Matches
to carry out a proposal
پیشنهادی را اجرا کردن پیشنهادی را بموقع اجراگذاشتن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
feedback
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
to put one's name down
نام خود را دادن یا نوشتن
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
front
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
recommend units
واحدهای پیشنهادی
offering price
قیمت پیشنهادی
proposal
طرح پیشنهادی
conference circuit
اتصال پیشنهادی
to make a suggestion
پیشنهادی کردن
To turn down (reject) an offer.
پیشنهادی را رد کردن
to kick against a proposal
با پیشنهادی مخالفت
withdraw an offer
پیشنهادی را پس گرفتن
make shift construction
طرح پیشنهادی
proposals
طرح پیشنهادی
centre
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centered
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centred
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centers
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
center
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
passed
عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
passes
عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
pass
عمل حرکت دادن تمام طول نوار مغناطیسی روی نوکهای خواندن /نوشتن
to carry a motion
پیشنهادی را اجرا کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
tax havens
نرخ پائین مالیات پیشنهادی
Hobson's choice
پیشنهادی که چارهای جز قبول ان نیست
tax haven
نرخ پائین مالیات پیشنهادی
thematic
مطلبی مقالهای
imply
مطلبی را رساندن
a horse of another colour
[different colour]
مطلبی دیگر
intimate
مطلبی را رساندن
implies
مطلبی را رساندن
intimated
مطلبی را رساندن
intimates
مطلبی را رساندن
implying
مطلبی را رساندن
intimating
مطلبی را رساندن
encipher
برمز نوشتن رمز نوشتن
To bring up a topic . To introduce a subject .
مطلبی راعنوان کردن
to pierce a mystery
بکنه مطلبی پی بردن
To do justice to something.
حق مطلبی را ادا کردن
to inquire into a matter
مطلبی را باز جویی
parks
حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
park
حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parked
حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
antiphrasis
بیان مطلبی به معنی مخالف ان
mental reservation
خود داری از ذکر مطلبی
to smack of something
<idiom>
مطلبی را رساندن
[اصطلاح مجازی]
to e. into a matter
مطلبی را بازجویی یا تحقیق کردن
To drum something into someones head .
مطلبی را به گوش کسی خواندن
To bring something to someones ears .
مطلبی را به گوش کسی رساندن
shrug
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
To know it backwards.
مطلبی رافوت آب بودن (خوب دانستن )
slur
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
To spell something out for some one .To drive it home to someone .
مطلبی را به کسی شیر فهم کردن
slurred
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
To give it straight from the shoulder.
مطلبی راصاف وپوست کنده گفتن
slurring
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
slurs
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
shrugging
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
shrugged
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
to grind a person in a subject
مطلبی راخوب حالی کسی کردن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
It was inappropriate to make such a remark .
مناسبت نداشت چنین مطلبی اظهار گردد
nuncupation
افهار مطلبی در پیش گواه بزبان گویی
declamatory
مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
To speake in great detail.
مطلبی رابا طول وتفصیل بیان کردن
why i think i can
هنگام کشف مطلبی دلالت برتعجب میکند
To give it to someone straight from the shoulder . To tell someonestraight
صاف وپوست کنده مطلبی را به کسی گفتن
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
merism
بیان مطلبی کلی با ذکر وقیاس مخالف
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
fallacy of composition
استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
apophasis
افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
To weight up the pros and cons of something .
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
scribbled
بد نوشتن
put down
<idiom>
نوشتن
pens
نوشتن
scribbles
بد نوشتن
penning
نوشتن
to reduce to writing
نوشتن
to set down
نوشتن
penned
نوشتن
scrawls
بد نوشتن
scrawling
بد نوشتن
pen
نوشتن
scrawled
بد نوشتن
to put down
نوشتن
set down
نوشتن
scribbling
بد نوشتن
scribble
بد نوشتن
to drive a pen or quill
نوشتن
inscribes
نوشتن
pt down
نوشتن
write
نوشتن
writes
نوشتن
indite
نوشتن
scrawl
بد نوشتن
write head
هد نوشتن
inscribed
نوشتن
inscribing
نوشتن
inscribe
نوشتن
superscrible
نوشتن
preface
دیباچه نوشتن
wirte only
تنها نوشتن
program
برنامه نوشتن
preambles
مقدمه نوشتن
preamble
مقدمه نوشتن
annotate
یادداشت نوشتن
list
در فهرست نوشتن
prefaced
دیباچه نوشتن
jot
با شتاب نوشتن
jots
با شتاب نوشتن
prefaces
دیباچه نوشتن
prefacing
دیباچه نوشتن
annotate
حاشیه نوشتن
demythologize
تفسیر نوشتن
programs
برنامه نوشتن
enlist
درفهرست نوشتن
enlisting
درفهرست نوشتن
enlists
درفهرست نوشتن
noting
نت موسیقی نوشتن
elegize
قصیده نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
write out
به تفصیل نوشتن
scribble
باشتاب نوشتن
scribbled
باشتاب نوشتن
scribbles
باشتاب نوشتن
tablet
بر لوح نوشتن
scribbling
باشتاب نوشتن
write head
نوک نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
double space
یک خط درمیان نوشتن
graphic
وابسته به فن نوشتن
annotate
تفسیر نوشتن
allegorize
تمثیل نوشتن
annotating
یادداشت نوشتن
itemises
به اقلام نوشتن
penning
خامه نوشتن
itemising
به اقلام نوشتن
itemize
به اقلام نوشتن
tablets
بر لوح نوشتن
itemized
به اقلام نوشتن
annotating
حاشیه نوشتن
itemised
به اقلام نوشتن
annotating
تفسیر نوشتن
scroll
کتیبه نوشتن
jotted
با شتاب نوشتن
to write off
به اسانی نوشتن
penned
خامه نوشتن
pens
خامه نوشتن
penmanship
طرز نوشتن
prose
نثر نوشتن
scrolls
کتیبه نوشتن
annotates
تفسیر نوشتن
annotates
یادداشت نوشتن
tables
در فهرست نوشتن
editorialising
سرمقاله نوشتن
editorialize
سرمقاله نوشتن
editorialized
سرمقاله نوشتن
editorializes
سرمقاله نوشتن
editorializing
سرمقاله نوشتن
tabling
در فهرست نوشتن
gloss
حاشیه نوشتن بر
editorialises
سرمقاله نوشتن
editorialised
سرمقاله نوشتن
itemizes
به اقلام نوشتن
annotates
حاشیه نوشتن
annotated
تفسیر نوشتن
table
در فهرست نوشتن
annotated
یادداشت نوشتن
tabled
در فهرست نوشتن
itemizing
به اقلام نوشتن
annotated
حاشیه نوشتن
pen
خامه نوشتن
engross
درشت نوشتن
write-off
زود نوشتن
overwrite
جای نوشتن
overwrite
زیاد نوشتن
write-offs
زود نوشتن
rewrites
باز نوشتن
i am weary of writing
از نوشتن خسته
precis
خلاصه نوشتن
overwrite
دومرتبه نوشتن
rewrite
باز نوشتن
commentates
تقریظ نوشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com