English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
skirl بسرعت باد فرار کردن
Other Matches
deserts کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserting کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
lamming فرار کردن گریختن فرار
lams فرار کردن گریختن فرار
lam فرار کردن گریختن فرار
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
quick freeze بسرعت سرد کردن
streaks بسرعت حرکت کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
dart بسرعت حرکت کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
streaking بسرعت حرکت کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
darted بسرعت حرکت کردن
streaked بسرعت حرکت کردن
darting بسرعت حرکت کردن
streak بسرعت حرکت کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
jink بسرعت حرکت کردن
light out بسرعت ترک کردن
precipitates شتاباندن بسرعت عمل کردن
booming بسرعت درقیمت ترقی کردن
boomed بسرعت درقیمت ترقی کردن
boom بسرعت درقیمت ترقی کردن
precipitating شتاباندن بسرعت عمل کردن
precipitate شتاباندن بسرعت عمل کردن
precipitated شتاباندن بسرعت عمل کردن
booms بسرعت درقیمت ترقی کردن
run-through بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
run through بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
run up بسرعت خرج و تلف کردن شلیک کردن
run-throughs بسرعت خرج و تلف کردن خلاصه کردن
zooms وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
zoom وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
zoomed وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
escapes فرار کردن
loup فرار کردن
absconds فرار کردن
escaping فرار کردن
escape فرار کردن
escaped فرار کردن
fleeing فرار کردن
flees فرار کردن
scarpers فرار کردن
flee فرار کردن
to elope فرار کردن
to run away فرار کردن
scarpered فرار کردن
get away <idiom> فرار کردن
abscond فرار کردن
absconded فرار کردن
scarper فرار کردن
absconding فرار کردن
skedaddle فرار کردن
scape فرار کردن
scarpering فرار کردن
to run off فرار کردن
to run away فرار کردن
skulking از زیرمسئولیت فرار کردن
skulked از زیرمسئولیت فرار کردن
eloping گریختن فرار کردن
elopes فرار کردن با معشوق
elopes گریختن فرار کردن
skulk از زیرمسئولیت فرار کردن
skulks از زیرمسئولیت فرار کردن
elope فرار کردن با معشوق
To beak jail . از زندان فرار کردن
bleed فرار کردن یک سیال
give someone the slip <idiom> از کسی فرار کردن
elope گریختن فرار کردن
fly گریختن از فرار کردن از
eloped فرار کردن با معشوق
eloped گریختن فرار کردن
bleeds فرار کردن یک سیال
eloping فرار کردن با معشوق
to overrun one's creditors از دست بستانکاران فرار کردن
To block the escape routes. راههای فرار را مسدود کردن
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
to escape with nothing more than/just a fright از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
rapidly بسرعت
snack بسرعت
hard بسرعت
rapidily بسرعت
likea بسرعت
snacks بسرعت
harder بسرعت
quickly بسرعت
hardest بسرعت
fleetly بسرعت
full tilt بسرعت
skyrocketed بسرعت بالابردن
fleeing بسرعت رفتن
mushrooms بسرعت رویاندن
mushroomed بسرعت رویاندن
dashed بسرعت رفتن
flee بسرعت رفتن
dash بسرعت رفتن
skyrocket بسرعت بالابردن
scuttles بسرعت دویدن
scuttling بسرعت دویدن
scuttled بسرعت دویدن
scuttle بسرعت دویدن
fleet بسرعت گذشتن
snip بسرعت قاپیدن
fleets بسرعت گذشتن
whish بسرعت گذشته
mushrooming بسرعت رویاندن
snipped بسرعت قاپیدن
skyrocketing بسرعت بالابردن
skyrockets بسرعت بالابردن
sweep بسرعت گذشتن از
flees بسرعت رفتن
snipping بسرعت قاپیدن
at a great rat بسرعت زیاد
dashes بسرعت رفتن
mushroom بسرعت رویاندن
snowball بسرعت زیاد شدن
swoop بسرعت پایین امدن
post haste بسرعت شتاب فراوان
snowballed بسرعت زیاد شدن
snowballing بسرعت زیاد شدن
snowballs بسرعت زیاد شدن
full drive بسرعت هرچه تمامتر
courses بسرعت حرکت دادن
hand over fist بسرعت وبمقدار زیاد
dashed بسرعت انجام دادن
swooped بسرعت پایین امدن
scurrying بسرعت حرکت دادن
sonic وابسته بسرعت صوت
scram بسرعت دور شدن
jink بسرعت چرخ زدن
dash بسرعت انجام دادن
scrams بسرعت دور شدن
scurried بسرعت حرکت دادن
coursed بسرعت حرکت دادن
dashes بسرعت انجام دادن
swooping بسرعت پایین امدن
course بسرعت حرکت دادن
scurry بسرعت حرکت دادن
swoops بسرعت پایین امدن
scurries بسرعت حرکت دادن
vamoose بسرعت عازم شدن
quickie چیزیکه بسرعت انجام شود
quickies چیزیکه بسرعت انجام شود
quicky چیزیکه بسرعت انجام شود
raced مسابقه دادن بسرعت رفتن
pop بسرعت عملی انجام دادن
popped بسرعت عملی انجام دادن
race مسابقه دادن بسرعت رفتن
pops بسرعت عملی انجام دادن
races مسابقه دادن بسرعت رفتن
slipcover پوششی که بسرعت پوشیده یاخارج شود
piss off <idiom> بسرعت دور شدن [اصطلاح روزمره]
soups موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
scooted بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooting بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
soup موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
flying بال وپر زن بسرعت گذرنده مسافرت هوایی
scoots بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scoot بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
triple tongue نتهای سه تایی را بسرعت باساز نایی زدن
improviser تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلامقدمه چیزیرا میسازد
improvisor تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلا مقدمه چیزیرا میسازد
escaped فرار
drive فرار گل زن
breakaway فرار
transgressor فرار و
escaping فرار
drives فرار گل زن
escapes فرار
escape فرار
loup فرار
scape فرار
volatile فرار
to take flight فرار
bridge escape فرار از پل
leg bail فرار
evasive فرار
defection فرار
mercurial فرار
escapement فرار
subtile فرار
volatility product محصول فرار
volatility product فراورده فرار
escape trunk دهلیز فرار
volatile compound ترکیب فرار
jailbreaks فرار از زندان
get away فرار برو
guys فرار گریز
jailbreak فرار از زندان
volatile storage انباره فرار
scudding فرار از باد
volatile storage حافظه فرار
flight of capital فرار سرمایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com