English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
novelize بشکل داستان در اوردن
Other Matches
story بصورت داستان در اوردن
fashioning بشکل در اوردن
fashions بشکل در اوردن
lick into shape بشکل در اوردن
fashioned بشکل در اوردن
fashion بشکل در اوردن
cups بشکل فنجان در اوردن
cupped بشکل فنجان در اوردن
cup بشکل فنجان در اوردن
jellify بشکل لرزانک در اوردن
lens بشکل عدسی در اوردن
operatize بشکل اپرا در اوردن
encrust بشکل پوسته در اوردن
impearl بشکل مروارید در اوردن
incurvate بشکل منحنی در اوردن
die :بشکل حدیده یاقلاویزدر اوردن
wiredraw مفتول کردن بشکل سیم در اوردن
sprig گلدوزی کردن بشکل شاخ وبرگ در اوردن
sprigs گلدوزی کردن بشکل شاخ وبرگ در اوردن
this story is improbable این داستان راست نمینماید این داستان بعید بنظر میرسد
cubes هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
cube هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
governmentalize تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
grasped بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp بچنگ اوردن گیر اوردن
grasps بچنگ اوردن گیر اوردن
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
marchen داستان
fable داستان
fables داستان
tales داستان
anecdotage داستان
novella داستان
apologue داستان
story داستان
conte داستان
tale داستان
underplot داستان فرعی
hermitically هلوان داستان
fictions داستان اختراع
epitasis حداعلای داستان
fictionist داستان نویس
novel کتاب داستان
novels کتاب داستان
fairy tale داستان جن و پری
an iliad of woes داستان بدبختبی
fiction داستان اختراع
an interesting story داستان با مزه
make-up داستان ساختگی
fairy tales داستان جن و پری
storybook کتاب داستان
storybook داستان نامه
narratives داستان داستانسرایی
catastrophes عاقبت داستان
catastrophe عاقبت داستان
flashbacks بازگوی داستان
parables داستان اخلاقی
flashback بازگوی داستان
episodes داستان فرعی
narrative داستان داستانسرایی
parable داستان اخلاقی
episode داستان فرعی
hero پهلوان داستان
narration داستان داستانسرایی
whodunnits داستان پلیسی
whodunits داستان پلیسی
whodunit داستان پلیسی
narrator گوینده داستان
conte داستان کوتاه
heroes پهلوان داستان
in a narrative style بسبک داستان
novelettes داستان کوتاه
novelette داستان کوتاه
short story داستان کوتاه
storyteller داستان سرا
short stories داستان کوتاه
narrators گوینده داستان
decameron داستان نامه
storytellers داستان سرا
novelet داستان کوتاه
to spin yarns داستان ساختن
to invent stories داستان ساختن
cliff-hanger مطلب یا داستان جالب
fictionalising بصورت داستان دراوردن
fictionalizing داستان سرایی کردن
fictionize داستان سرایی کردن
ruise شایعات داستان ساختگی
fictionize بصورت داستان دراوردن
fictionalizing بصورت داستان دراوردن
serialist داستان نویس سریال
sob stories داستان گریه اور
personages شخصیت بازیگران داستان
personage شخصیت بازیگران داستان
novelistic وابسته به داستان و رمان
sob story داستان گریه اور
invention of a false story جعل داستان دروغی
cliff-hangers مطلب یا داستان جالب
story recall test ازمون یاداوری داستان
cliff hanger مطلب یا داستان جالب
science fiction داستان تخیلی علمی
fairy tale داستان باور نکردنی
fictionalize داستان سرایی کردن
fictionalize بصورت داستان دراوردن
story اشکوب داستان گفتن
fictionalising داستان سرایی کردن
fictionalises بصورت داستان دراوردن
sob story <idiom> داستان اشک آور
fictionalised داستان سرایی کردن
fictionalises داستان سرایی کردن
anecdotal evidence شواهد داستان گونه
fictionalised بصورت داستان دراوردن
donnee موضوع داستان یا درام
fairy tales داستان باور نکردنی
fictionalizes بصورت داستان دراوردن
fictionalizes داستان سرایی کردن
That's not so! داستان اینطوری نیست!
fictionalized داستان سرایی کردن
fictionalized بصورت داستان دراوردن
catastrophical مربوط به عاقبت داستان
romances کتاب رمان داستان عاشقانه
What's behind all this? معنی این داستان چه است؟
The scene of the nover is laid in scotland. صحنه داستان دراسکاتلند است
cartoons تصویر مضحک داستان مصور
iliad داستان حماسی منسوب به هومر
cartoon تصویر مضحک داستان مصور
romance کتاب رمان داستان عاشقانه
make a picture story test آزمون داستان سازی مصور
make up ساختمان یاحالت داستان ساختگی
pastorale شعرویاموسیقی روستایی داستان شبانی
lay تخم گذاردن داستان منظوم
characters شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
lays تخم گذاردن داستان منظوم
yarn الیاف داستان افسانه امیز
character شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
yarns الیاف داستان افسانه امیز
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
heroically زنی که قهرمان داستان باشد
heroine زنی که قهرمان داستان باشد
heroines زنی که قهرمان داستان باشد
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
folktale افسانههای قومی واجدادی داستان ملی
this play does not stage well این داستان خوب در نمایش در نمیاید
That's another story. این داستان [قضیه] دیگری است.
cycle سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cock and bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
The whole story was faked up . تمام داستان قلابی وساختگه بود
Her sad story moved us to tears. داستان غم انگیزش همه ما را بگریه انداخت
cock-and-bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
The moral of the story is that … نتیجه اخلاقی این داستان اینست که ...
cock-and-bull stories داستان جعلی برای تعریف ازخود
cycles سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
That story is as old as the hills. داستان خیلی طول و دراز است.
cycled سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
subplot داستان یا موضوع فرعی وتبعی رمان یانمایشنامه
achilles اشیل یا اخلیوس قهرمان داستان ایلیاد هومر
The moral point of this story is that… مقصود از این کتاب داستان درواقع اینست که ...
pick wickian شبیه پیکویک قهرمان داستان نگارش چارلز دیکنز
rhapsody اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
rhapsodies اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
in the shape of بشکل
hoofs بشکل سم
hoof بشکل سم
pinnately بشکل پر
caprine بشکل بز
arundinaceous بشکل نی
in the light of بشکل
ungulate بشکل سم
floriform بشکل گل
roman a clef داستان واقعی که نام شخصیتهای ان بطور ناشناس برده شده
sikt قطعه خوش مزه داستان مضحک کاباره هاونمایشهای واریته
liquidly بشکل مایع
campanulate بشکل زنگ
fiddle headed بشکل سرویولون
sickle بشکل داس
aciform بشکل سوزن
actinomorphic بشکل شعاعی
butterfly بشکل پروانه
fastigiate بشکل مخروط
in a narrative style بشکل روایت
racemose بشکل خوشه
sickles بشکل داس
triangular بشکل مثلث
enigmatize بشکل معمادراوردن
actinomorphous بشکل شعاعی
quadrant gularly بشکل چهارگوش
squarely بشکل چهارگوش
butterflies بشکل پروانه
forkedly بشکل چنگال
fugitively بشکل فراری
convexty بشکل محدب
hamate بشکل قلاب
lyrically بشکل غزل
shaped بشکل درامده
ibex بشکل بزکوهی
awl shaped بشکل درفش
decimally بشکل اعشار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com