Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
particpially
بطوراسم فاعل یا اسم مفعول
Other Matches
reflexively
چنانکه بخود فاعل برگرد د چنانکه مفعول ان
substantivelly
بطوراسم
ablative
مربوط به مفعول به یا مفعول عنه
ablative
مفعول به مفعول عنه
doer
فاعل
doers
فاعل
subjects
فاعل
subject
فاعل
subjected
فاعل
subjecting
فاعل
impersonal
بی فاعل
factors
فاعل
factor
فاعل
liberties
فاعل مختاری
liberty
فاعل مختاری
free a voluntary
فاعل مختار
free agency
فاعل مختاری
freedom of the will
فاعل مختاری
having free will
فاعل مختار
self active
فاعل در نفس خود
intersubjective
قابل شمول بدو فاعل یابیشتر
indirect passive
فعل مجهولی که مغعول غیرصریح ان فاعل ان شده باشد
an impersonal verb
فعلی که فاعل معینی ندارد و جز سوم شخص مفرد است
objected
مفعول
objecting
مفعول
obj
مفعول
object
مفعول
urning
مفعول
objects
مفعول
passive
مفعول
passives
مفعول
direct objects
مفعول
indirect objects
مفعول
past participles
اسم مفعول
past participle
اسم مفعول
pp
اسم مفعول
direct object
مفعول بیواسطه
direct object
مفعول صریح
direct object
مفعول مستقیم
accusative
مفعول اتهامی
taken
اسم مفعول take
gotten
اسم مفعول فعل get
shot
اسم مفعول shoot
withdrawn
اسم مفعول withdraw
indirect object
مفعول غیر مستقیم
shots
اسم مفعول shoot
woken
اسم مفعول فعل wake
smitten
اسم مفعول فعل smite
shone
گذشته و اسم مفعول shine
awoken
اسم مفعول فعل awake
borne
اسم مفعول فعل bear
ablative
مفعول منه صیغه الت
shorn
اسم مفعول فعل shear
been
اسم مفعول فعل بودن
flung
اسم مفعول فعل fling
worn
اسم مفعول فعل wear
had
زمان ماضی واسم مفعول فعل have
unwound
زمان گذشته و اسم مفعول unwind
unstuck
زمان گذشته و اسم مفعول unstick
laid
زمان گذشته و اسم مفعول lay
swung
اسم مفعول و زمان گذشتهی swing
spilt
زمان گذشته و اسم مفعول spill
repaid
زمان گذشته و اسم مفعول repay
pled
زمان گذشته و اسم مفعول plead
fought
زمان ماضی واسم مفعول فعل fight
bended
زمان گذشته و اسم مفعول فعل bend
met
زمان ماضی واسم مفعول فعل meet
should
زمان ماضی واسم مفعول فعل معین shall
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
perfect infinitive
مصدری که با اسم مفعول ساخته میشودو جای ماضی کامل را میگیرد
pregnant use of a verb
بکار بردن فعل متعدی بدانگونه که مفعول ان مقدرباشدیعنی گفته نشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com