Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
equivalently
بطور هم ارز یا معادل
Search result with all words
hank
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
Other Matches
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
incisively
بطور نافذ بطور زننده
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
martially
بطور جنگی بطور نظامی
tantamount
معادل
ntamount
معادل
equivalent
معادل
equipollent
معادل
equivalents
معادل
equalising
معادل کردن .
equalize
معادل کردن .
equalized
معادل کردن .
equalizing
معادل کردن .
reformists
معادل reformer
t equivalent circuit
مدار معادل " T "
egalitaire
معادل equalitarianism
equivalent area
سطح معادل
equal
دقیقاگ معادل
equalises
معادل کردن .
equalised
معادل کردن .
order of the day
معادل agenda
equivalence gate
دریچه معادل
equivalence
معادل بودن
equivalent circuit
مدار معادل
modifying
معادل adapt
equaling
دقیقاگ معادل
equalled
دقیقاگ معادل
equalling
دقیقاگ معادل
equals
دقیقاگ معادل
equivalent weight
وزن معادل
modify
معادل adapt
date labourer
معادل daysman
redemption
معادل ransom
equivalent service rounds
گلوله معادل
equaled
دقیقاگ معادل
counterclaim
معادل set-off
modifies
معادل adapt
expilation
معادل robbery
writing obligatory
معادل bond
reformist
معادل reformer
reinsurance
معادل re-assurance
equalizes
معادل کردن .
parity
معادل بودن
assessor
معادل assesor
menaces
معادل blackmail
menaced
معادل blackmail
deceptions
معادل cheat
menace
معادل blackmail
grade equivalent
معادل کلاسی
ration in kind
معادل جیره
kilos
معادل هزار
deception
معادل cheat
memorials
معادل memorandum
kilo
معادل هزار
b
معادل با بایتها
memorial
معادل memorandum
casus belli
معادل War Causeof
giga
پیشوندی معادل 01بتوان 9
hecto
پیشوندی معادل 01 به توان 2
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
contango
معادل "continuation " & "carringover "
onus probandi
معادل proof of burden
NOT function
معادل تابع NAND
therm
معادل هزارکالری بزرگ
t parameter equipment circuit
مدار معادل به صورت " T "
therms
معادل هزارکالری بزرگ
half
یکی از دو بخش معادل
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
business cycle
معادل cycle trade
quamdiu bene se gesserit
معادل autculpam vitam ad
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
grain
معادل 8460/0گرم
disobedience
تقریبا" معادل desertion
final instrument
معادل act final
kilos
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
Kbit
معادل هزار بایت
age equivalent scale
مقیاس معادل سنی
lebensraum
معادل living-space
miles
معادل 53/9061 متر
air mile
هوانوردی معادل 3301
faculty of law
معادل law schoolof
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
bi-
پیشوند معادل با bio-
kilo
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
mile
معادل 53/9061 متر
match
تنظیم ثبات معادل با دیگری
matches
تنظیم ثبات معادل با دیگری
highs
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
nautical miles
مایل دریایی معادل 0581متر
highest
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
high frequency equivalent circuit
مدار معادل فرکانس بالا
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
nautical mile
مایل دریایی معادل 0581متر
computed price
قیمت ساختگی معادل administeredprice
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
barye
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
statute mile
میل رسمی معادل 0825 فوت
yard
واحد طول معادل 4419/0متر
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
quintal
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
bushels
مقیاس وزنی است معادل 4پک
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
bushel
مقیاس وزنی است معادل 4پک
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
yards
واحد طول معادل 4419/0متر
horsepower
واحد نیرو معادل 647 وات
equivalence
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
milliampere
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
legal aid
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
microbar
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
krona
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
nautical miles
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
hypersonic
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
ma
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
mas
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
cents
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
centi-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
nautical mile
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
cent
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cent-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
canonical time unit
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
capital bonus
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
menu
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
kpsi
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
balun
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
yard
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
knot
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
yards
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
menus
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
AC
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
metric ton
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
r.s.c
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
persec
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
remainder
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
nihilism
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
text
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
texts
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
assign
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com