Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
aaron's round
بنک سفید
cows lungwort
بنک سفید
Search result with all words
flyleaf
صفحه سفید اول واخر کتاب
flyleaves
صفحه سفید اول واخر کتاب
chalk
گل سفید
chalked
گل سفید
chalking
گل سفید
chalks
گل سفید
contrast
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasts
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
blank
سفید سفیدی
blank
ورقه سفید
blank
سفید
blank
سفید فضای خالی
blankest
سفید سفیدی
blankest
ورقه سفید
blankest
سفید
blankest
سفید فضای خالی
polar bear
خرس سفید
polar bears
خرس سفید
grizzled
خاکستری رنگ دارای موهای سفید
stole
جامه سفید حمایل دار
mulberries
توت سفید
mulberry
توت سفید
snow-white
سفید
snow-white
سفید برفی
sack
شراب سفید پرالکل وتلخ
sacked
شراب سفید پرالکل وتلخ
sacks
شراب سفید پرالکل وتلخ
white
سفید
white
سفید کردن
whiter
سفید
whiter
سفید کردن
whitest
سفید
whitest
سفید کردن
lilies
سوسن سفید
lily
سوسن سفید
carte blanche
کارت سفید
carte blanche
کاغذ سفید
silvery
سفید
cumuli
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumulus
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
White Paper
گزارش هیئت دولت نامه سفید
White Paper
کتاب سفید
White Papers
گزارش هیئت دولت نامه سفید
White Papers
کتاب سفید
lime
با اهک کاری سفید کردن
limes
با اهک کاری سفید کردن
whitish
تا اندازهای سفید
whitish
نزدیک به سفید
kindling
چوب سفید
snowy
سفید
White House
کاخ سفید
Dean
ریش سفید
Deans
ریش سفید
off white
رنگ زرد کمرنگ یا کرم نزدیک رنگ سفید
off-white
رنگ زرد کمرنگ یا کرم نزدیک رنگ سفید
sandalwood
چوب محکم وسخت صندل سفید
sandalwoods
چوب محکم وسخت صندل سفید
cockatoo
طوطی کاکل سفید
cockatoos
طوطی کاکل سفید
monochrome
صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد
monochrome
در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
whitening
ماهی سفید
lung
جگر سفید
lungs
جگر سفید
hag
مه سفید حصار
hags
مه سفید حصار
clatter
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
caption
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
captions
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
batch
مین اطلاعات سفید
batches
مین اطلاعات سفید
blank cheque
چک سفید
blank cheque
سفید مهر
blank cheques
چک سفید
blank cheques
سفید مهر
whiting
گچ سفید
black
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
whitewash
سفید کاری کردن ماست مالی کردن
blueprint
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprints
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
doyen
ریش سفید
doyens
ریش سفید
river
فاصله سفید
rivers
فاصله سفید
surplice
ردای کتانی سفید وگشادکشیشان
surplices
ردای کتانی سفید وگشادکشیشان
reverse
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
Other Matches
watermark
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
leukon
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
white with blue stripes
سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
platina
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
leukocyte
گویچه سفید خون گلبول سفید خون
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
hoary
سفید
hoary headed
مو سفید
alabastrine
سفید
blank check
چک سفید
sow white
سفید
minever
خز سفید
miniver
خز سفید
shiro
سفید
white tailed
دم سفید
white dwarf
کوتوله سفید
white level
تراز سفید
white lead
سفید اب شیخ
white flag
پرچم سفید
decolo
سفید کردن
chlorosis
یرقان سفید
calomel
جیوه سفید
white heat
دمای سفید
white flame
شعله سفید
blank signed document
سفید امضاء
blank signed cheque
چک سفید امضاء
coif
عرقچین سفید
cummin
زیره سفید
hellebore
خریق سفید
asphodel
سوسن سفید
white collar
یقه سفید
white phosphorous
فسفر سفید
blankbook
دفترچه سفید
kerosene
نفت سفید
white propaganda
تبلیغات سفید
white space
فاصله سفید
white winged
سفید بال
impudent
چشم سفید
white-collar
یقه سفید
alabaster
مرمر سفید
white pepper
فلفل سفید
alum
زاج سفید
white matter
ماده سفید
white noise
نوفه سفید
achromatic
سیاه و سفید
white noise
نویز سفید
abele
سفید دار
white oak
بلوط سفید
galvanizes
سفید کردن
duenna
گیس سفید
ragstone
سنگ سفید
the white house
کاخ سفید
leucophlegmasia
التهاب سفید
tinplate
اهن سفید
to grow
سفید شدن
king's spear
سوسن سفید
kerosone
نفت سفید
kerosine
نفت سفید
unleached
سفید نشده
veratrum
خربق سفید
tabula rasa
لوح سفید
light bread
نان سفید
ratch
علامت سفید
neutral spirits
الکل سفید
riesling
شراب سفید
mullen
بنگ سفید
mullein
بنگ سفید
monial
تنگ سفید
rose of may
نرگس سفید
madonna lily
گل سوسن سفید
snow white
سفید یکدست
lily white
خیلی سفید
wall eye
چشم سفید
incandescent light
نور سفید
gray
سفید شونده
gray
کبود سفید
galvanized iron
اهن سفید
gallvanized iron
اهن سفید
white body
بدنه سفید
white book
کتاب سفید
flagtruce
پرچم سفید
white f.
پرچم سفید
f. of truce
پرچم سفید
white cast iron
چدن سفید
gray bearded
ریش سفید
graybeard
ریش سفید
watcheye
سگ چشم سفید
ice wool
کرک سفید
hoary headed
ریش سفید
wheat bread
نان سفید
hoariness
سفید مویی
white beard
ریش سفید
habenaria
زر اوند سفید
greybeard
ریش سفید
greensickness
یزقان سفید
greater plantain
تخم سفید
white cement
سیمان سفید
galvanize
سفید کردن
bleaching
سفید گری
white-tailed deer
آهویدم سفید
white meat
گوشت سفید
white wool
پشم سفید
white lies
دروغ سفید
white lie
دروغ سفید
galvanises
سفید کردن
White peacock
طاووس سفید
whity
سفید پوست
whiteboard
تخته سفید
whity
مایل به سفید
whitey
سفید پوست
whitey
مایل به سفید
galvanising
سفید کردن
garnish
پارچه سفید
garnished
پارچه سفید
garnishes
پارچه سفید
galvanised
سفید کردن
zinc white
سفید اب روی
black and white
سیاه و سفید
Afrikaner
سفید پوست
Afrikaners
سفید پوست
white elephant
فیل سفید
white elephants
فیل سفید
tattletale gray
سفید مایل بخاکستری
greensick
مبتلا به یرقان سفید
gray-white
رنگ سفید-خاکستری
platinous
دارای طلای سفید
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
platinum sponge
اسفنج طلای سفید
lily white
سفید چون زنبق
shim
خط سفید پیشانی اسب
large white
خوک سفید انگلیسی
neophron
کرکس سفید مصری
raw head and bloody bones
سروسیاه ودندان سفید
paleface
نژاد سفید پوست
white bearing metals
فلزات سفید یاطاقان
pyrene
هیدروکاربن سفید ومتبلور
great white spot
لکه سفید بزرگ
platinum
پلاتین یا طلای سفید
alb
جامهء سفید و بلند
Afrikaners
سفید پوست هلندینیا
blank check
چک سفید امضاء شده
blank endorsement
برات سفید مهر
white pig iron
اهن خام سفید
brights disease
تراوش پیشاب سفید
buckra
مرد سفید پوست
Afrikaner
سفید پوست هلندینیا
hoary
سفید مایل به خاکستری
white space response
پاسخ به بخش سفید
whitewood
درختان چوب سفید
patriarch
ریش سفید قوم
patriarchs
ریش سفید قوم
white phosphorous
گلوله فسفر سفید
dress shirt
پیراهن سفید مردانه
dress shirts
پیراهن سفید مردانه
write white engine
موتور سفید نویس
yorkshire
خوک سفید از نژادیورکشایر
canescent
سفید مایل به تار
chablis
نوعی شراب سفید
white heat
نور سفید التهاب
white face
جانور پیشانی سفید
white collar worker
کارمندان یقه سفید
white civilization
تمدن نژاد سفید
He turned as pale as death .
رنگش مثل گچ سفید شد
The cow with a whitw forehead .
<proverb>
گاو پیشانى سفید .
as white as a sheet
<idiom>
سفید مثل گچ دیوار
fraxinella
دقطامون سفید فرسنیل
fraxinella
علف اهوی سفید
white goods
پارچه سفید نخی
white headed
دارای موی سفید
white goods
حوله سفید ملافه
fresco a wall
دیوار سفید کرده را
whitewall
لاستیک دوره سفید اتومبیل
white to play and win
سفید شروع میکند و می برد
riesling
انگور سفید نواحی راین
podzolization
تشکیل خاک خاکستری یا سفید
populus
جنس تبریزی و سفید دار
whiteblood cell
گویچه سفیدخون گلبول سفید
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Her face went white.
صورتش سفید شد ( رنگه پرید )
kutum
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
travertine
سنگ اهک سفید رنگ
Black Sea roach
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
White regular teeth .
دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
spermaceti
روغن سرنهنگ موم سفید
white malleable cast iron
چدن چکش خوار سفید
sneezewort
خربق سفید عطسه اور
blancmange
یک نوع کیک سفید فرانسوی
Caspian kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
terra alba
مواد معدنی سفید رنگ
BPP
یک بیت برای سیاه یا سفید
grizzling
سرخ تیره موی سفید
grizzles
سرخ تیره موی سفید
leucocytosis
افزودگی ذرات سفید خون
leucoma
لک قرنیه لک سفید روی چشم
leucorrhoea
جریان سفید سیلان ابیض
leukocytoblast
سلولهای موجدگلبولهای سفید خون
albinos
ادم سفید مو و چشم سرخ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com