Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English
Persian
surpass
بهتر بودن از تفوق جستن
surpassed
بهتر بودن از تفوق جستن
surpasses
بهتر بودن از تفوق جستن
Other Matches
excels
تفوق جستن بر
to gain the upper hand
تفوق جستن
excelling
تفوق جستن بر
excelled
تفوق جستن بر
excel
تفوق جستن بر
out maneuver
تفوق جستن در مانور
to get the upper hand
برتری جستن تفوق پیدا کردن
cote
بهتر بودن از
to make approaches
وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
outsold
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsells
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsell
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outselling
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
escaping
رهایی جستن خلاصی جستن
escapes
رهایی جستن خلاصی جستن
escaped
رهایی جستن خلاصی جستن
escape
رهایی جستن خلاصی جستن
superiority
تفوق
predominance
تفوق
headship
تفوق
headships
تفوق
pre eminence
تفوق
transcendence
تفوق
paramountey
تفوق
paramountcy
تفوق
predominancy
تفوق
preemimence
تفوق
preminence
تفوق
hegemony
تفوق
advantage
تفوق
pre-eminence
تفوق
ecellency
تفوق
supremacy
تفوق
transcendence or cy
تفوق
fire superiority
تفوق اتش
humdinger
تفوق برجسته
excellence
خوبی تفوق
overmatch
تفوق یافتن
influenced
برتری تفوق
influences
برتری تفوق
masterdom
تسلط تفوق
dominates
تفوق یافتن
domination
استیلا تفوق
influence
برتری تفوق
influencing
برتری تفوق
superiority
ارشدیت تفوق
vantage
تفوق فرصت
ascendency
سلطه تفوق
ascendancy
سلطه تفوق
dominate
تفوق یافتن
air superiority
تفوق هوایی
humdingers
تفوق برجسته
dominated
تفوق یافتن
ascendance
تفوق برتری
prevalence
تفوق درجه شیوع
outnumbers
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
ultramontane
تفوق مطلق پاپ
scscalable
تفوق پذیر بالارفتنی
outnumbering
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
insurmountable
غیر قابل تفوق
insurmountably
بطور غیرقابل تفوق
outnumbered
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
prepotency
غلبه تفوق بسیار
outnumber
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
superable
تفوق یافتنی فائق شدنی
white supremacist
طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
henpeck
سعی کردن برای تفوق یافتن
white supremacy
تفوق سفید پوستان برنژادهای دیگر
ultramontanism
سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
jumps
جستن
jumped
جستن
jump
جستن
bounced
پس جستن
outjockey
جستن بر
overleap
جستن از
bounce
پس جستن
bounces
پس جستن
springs
جستن
spring
جستن
shoot out
بالا جستن
leaped
جستن دویدن
transcend
سبقت جستن
forestall
پیش جستن بر
forestalls
پیش جستن بر
shoot forth
بالا جستن
forestalled
پیش جستن بر
assist
شرکت جستن
antecede
برتری جستن
leap
جستن دویدن
to be off the hook
<idiom>
از خطر جستن
best
برتری جستن
outruns
پیشی جستن بر
outrunning
پیشی جستن بر
outrun
پیشی جستن بر
assists
شرکت جستن
assisting
شرکت جستن
assisted
شرکت جستن
transcended
سبقت جستن
transcending
سبقت جستن
denying
تبری جستن
purgation
برائت جستن
outbalance
پیشی جستن
outguess
سبقت جستن
outvie
برتری جستن از
overtop
برتی جستن بر
overtop
برتری جستن از
to seek refuge
پناه جستن
leaps
جستن دویدن
deny
تبری جستن
out act
پیشی جستن از
renouncing
تبری جستن از
shoot-out
بالا جستن
shoot-outs
بالا جستن
transcends
سبقت جستن
to make a pounce
ناگهان جستن
renounce
تبری جستن از
denied
تبری جستن
renounced
تبری جستن از
denies
تبری جستن
renounces
تبری جستن از
to seek shelter
پناه جستن
to be over the worst
<idiom>
از خطر جستن
overrides
برتری جستن بر
to come out of the woods
<idiom>
از خطر جستن
to carry sword
شمشیر جستن
get the start of
سبقت جستن بر
to get the upper hand
پیشی جستن
to gain a ccess
تقرب جستن
overridden
برتری جستن بر
to get the better of
پیشی جستن بر
to find f.with
عیب جستن از
to find fault with
عیب جستن
override
برتری جستن بر
to keep one's distance
دوری جستن
overrode
برتری جستن بر
to be out of the woods
<idiom>
از خطر جستن
hips
جستن پریدن
hip
جستن پریدن
to give the go by to
پیشی جستن بر
to be over the hump
[American]
<idiom>
از خطر جستن
wager of law
تبری جستن با سوگند
finds
جستن تشخیص دادن
to gain a over
برتری یاتفوق جستن بر
find
جستن تشخیص دادن
to escape with life and limb
سختی رهایی جستن
the more better the best
بهتر
so much the better for me
بهتر من
so much the better
چه بهتر
better than
بهتر از
better
بهتر
all the better
چه بهتر
anticipates
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
emulates
برابری جستن با پهلو زدن
emulate
برابری جستن با پهلو زدن
emulated
برابری جستن با پهلو زدن
outstripped
عقب گذاشتن پیشی جستن از
anticipating
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
emulating
برابری جستن با پهلو زدن
overleap
جستن از روی نادیده گذشتن از
trump
مغلوب ساختن پیشی جستن
outstripping
عقب گذاشتن پیشی جستن از
trumps
مغلوب ساختن پیشی جستن
outstrip
عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstrips
عقب گذاشتن پیشی جستن از
anticipated
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipate
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
modifying
بهتر کردن
modifies
بهتر کردن
preferably
بطور بهتر
modify
بهتر کردن
So much the better.
دیگه بهتر
ameliorative
بهتر شونده
might as well
<idiom>
ترجیحا بهتر
ameliorator
بهتر کننده
the best of all
از همه بهتر
above rubies
بهتر از یاقوت
ameliorate
بهتر کردن
The more the better .
هر چه بیشتر بهتر
ameliorated
بهتر کردن
on the mend
<idiom>
بهتر شدن
ameliorates
بهتر کردن
ameliorating
بهتر کردن
to change to the better
بهتر شدن
meliorate
بهتر شدن
meliorative
بهتر شونده
amelioration
بهتر شدن
to have recourse to a person
بکسی توسل جستن یامتوسل شدن
overjump
بیش از اندازه نیروی خود جستن
toget the start of one's rival
بررقیبان خود پیشی یا سبقت جستن
to steal a march on any one
بر کسی پیشدستی کردن یاسبقت جستن
I feel it is appropriate ...
به نظر من بهتر است که ...
An ounce of prevention is better than a pound of cure.
<proverb>
پیشگیری بهتر از درمانه.
Just as well you didnt come .
همان بهتر که نیامدی
An ounce of prevention is worth a pound of cure.
[Benjamin Franklin]
<proverb>
پیشگیری بهتر از درمانه.
more the merrier
<idiom>
هرچی بیشتر بهتر
modification
بهتر کردن مدل
enhance
بهتر یا واضح تر کردن
outplay
بازی بهتر از حریف
enhances
بهتر یا واضح تر کردن
enhancing
بهتر یا واضح تر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com