Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
to go away on a trip
به سفری رفتن
Other Matches
portable
سفری
safaris
سفری
safari
سفری
fold-away
سفری
hand bag
کیف سفری
cots
تختخواب سفری
cot
تختخواب سفری
hammocks
تختخواب سفری
hammock
تختخواب سفری
bedroll
تختخواب سفری
motor coach
مینی بوس سفری
set forth
<idiom>
سفری راشروع کردن
weekender
چمدان کوچک سفری
to start on a journey
عازم سفری شدن
to set out on
[start on]
a journey
رهسپار سفری شدن
camp bed
تخت خواب سفری
cot
تختخواب سفری نظامی
camp beds
تخت خواب سفری
cots
تختخواب سفری نظامی
Carpool
هم سفری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
gladstone
نوعی کیف سبک سفری
voyage charter
کرایه کشتی جهت سفری خاص
voyage charter
اجاره دربست کشتی برای سفری مشخص
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
maud
یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
schooners
گاری سفری گاری روپوش دار
schooner
گاری سفری گاری روپوش دار
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
shrink
اب رفتن
regresses
پس رفتن
to fly off
در رفتن
regressed
پس رفتن
hang around
ور رفتن
abstract
کش رفتن
abstracts
کش رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
retires
پس رفتن
to pair off
رفتن
retire
پس رفتن
admits
رفتن
admit
رفتن
to flow over
سر رفتن
snook
کش رفتن
shrinking
اب رفتن
going
رفتن
hedge
در رفتن
hedged
در رفتن
hedges
در رفتن
to foot it
رفتن
To go
رفتن
go off
در رفتن
abstracting
کش رفتن
departure
رفتن
departures
رفتن
snip
کش رفتن
snipped
کش رفتن
snipping
کش رفتن
regressing
پس رفتن
shrinks
اب رفتن
meddle
ور رفتن
retrograde
پس رفتن
to fall away
رفتن
go over
به ان سو رفتن
short-changes
کش رفتن
filching
کش رفتن
filches
کش رفتن
filched
کش رفتن
filch
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
to hang back
پس رفتن
to do out of
کش رفتن
to do a guy
در رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
gangs
رفتن
gang
رفتن
to fall away
پس رفتن
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
fribble
ور رفتن
to fall short
کم رفتن
short-change
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
putter
ور رفتن
puttered
ور رفتن
puttering
ور رفتن
putters
ور رفتن
to make ones getaway
در رفتن
glom on to
کش رفتن
to go to mess
رفتن
to boil over
سر رفتن
retract
تو رفتن
retracted
تو رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
snitched
کش رفتن
nim
کش رفتن
bleneh
پس رفتن
betake
رفتن
to take to ones heels
در رفتن
to go bang
در رفتن
receding
پس رفتن
to go backward
پس رفتن
to go back ward
پس رفتن
jauk
ور رفتن
niggle
ور رفتن
niggled
ور رفتن
niggles
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
twiddling
ور رفتن
recedes
پس رفتن
snitch
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
pilfer
کش رفتن
snitches
کش رفتن
make off
در رفتن
snitching
کش رفتن
to whisk away or off
رفتن
recede
پس رفتن
mog
رفتن
receded
پس رفتن
to break loose
در رفتن
break loose
در رفتن
twiddled
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
to sleep fast
رفتن
swiping
کش رفتن
crawled
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
swipe
کش رفتن
meddled
ور رفتن
swiped
کش رفتن
sink
ته رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
go
رفتن
pullback
پس رفتن
to get over
رفتن از
meddles
ور رفتن
sinks
ته رفتن
goes
رفتن
to run off
در رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to get away
رفتن
to peter out
پس رفتن
crawl
رفتن
crawls
رفتن
plunged
شیرجه رفتن
play-acted
تو بازی رفتن
plunged
فرو رفتن
to go to school
باموزشگاه رفتن
plunges
شیرجه رفتن
to go off
بخواب رفتن
goofing
ازکارطفره رفتن
traipsed
راه رفتن
goofed
ازکارطفره رفتن
traipses
راه رفتن
plunge
شیرجه رفتن
consumes
تحلیل رفتن
to go on foot
پیاده رفتن
to go forth
پیش رفتن
outrage
ازجا در رفتن
outraged
ازجا در رفتن
outrages
ازجا در رفتن
outraging
ازجا در رفتن
Mts
بالا رفتن
goofs
ازکارطفره رفتن
to go off
بیرون رفتن
to go on pilrimage
زیارت رفتن
to go down
پایین رفتن
consumed
تحلیل رفتن
play-acting
تو بازی رفتن
consume
تحلیل رفتن
play-acts
تو بازی رفتن
Mt
بالا رفتن
to go on
پیش رفتن
to go forward
پیش رفتن
traipsing
راه رفتن
to go on the stump
منبر رفتن
plunge
فرو رفتن
to walk off
ناگهان رفتن
teeters
پس وپیش رفتن
teetering
پس وپیش رفتن
to seek adventures
پی مخاطرات رفتن
teetered
پس وپیش رفتن
to show the white feather
ازمیدان در رفتن
teeter
پس وپیش رفتن
escalating
از دست رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com