English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
to go away [off] on business به سفر تجاری رفتن
to go away on a business trip به سفر تجاری رفتن
Other Matches
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
business <adj.> تجاری
relating to business <adj.> تجاری
corporate [commercial] <adj.> تجاری
for-profit <adj.> تجاری
commercial <adj.> تجاری
commercial تجاری
mercantile تجاری
commerical تجاری
trades unions اتحادیه تجاری
memorandum of association شرکتنامه تجاری
argosy کشتی تجاری
balance of trade تراز تجاری
branding علامت تجاری
trade unions اتحادیه تجاری
trade union اتحادیه تجاری
deals توافق تجاری
deal توافق تجاری
brand علامت تجاری
business شرکت تجاری
commercials اگهیهای تجاری
brands علامت تجاری
balance of trade موازنه تجاری
market freedom ازادی تجاری
consortiums ائتلاف تجاری
consortium ائتلاف تجاری
consortia ائتلاف تجاری
commerical language زبان تجاری
commercial marine کشتی تجاری
commercial company شرکت تجاری
commercial attache وابسته تجاری
instrument of commerce سند تجاری
commercial area منطقه تجاری
business mechines ماشینهای تجاری
business inventories موجودی تجاری
business graphics گرافیکهای تجاری
business failure ناکامی تجاری
business failure شکست تجاری
business enterprise بنگاه تجاری
business cycle دور تجاری
factorship نمایندگی تجاری
trademark علامت تجاری
trademark مارک تجاری
trade name اسم تجاری
trade fair نمایشگاه تجاری
businesses شرکت تجاری
trade mark علامت تجاری
trade fairs نمایشگاه تجاری
trade credit اعتبار تجاری
management group ائتلاف تجاری
trade discount تخفیف تجاری
trade cycle دور تجاری
commercial relations مناسبات تجاری
trade restriction محدودیت تجاری
trademarks علامت تجاری
trade balance موازنه تجاری
trademarks مارک تجاری
franchise حق اشتراک تجاری
trade barriers موانع تجاری
trade barrier ممانعت تجاری
trade names اسم تجاری
trade price قیمت تجاری
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
businedd data processing داده پردازی تجاری
liner trade کشتیرانی منظم تجاری
business data processing داده پردازی تجاری
trade balance surplus مازاد تراز تجاری
trade balance deficit کسری تراز تجاری
big business واحد تجاری بزرگ
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
trade agreement موافقت نامه تجاری
business software نرم افزارهای تجاری
procyclical در جهت دور تجاری
franchises حق استفاده از اسم تجاری
franchise حق استفاده از اسم تجاری
advertising تبلیغ و آگهی تجاری
refusal to accept a bill نکول اسناد تجاری
trade pack بسته بندی تجاری
trade cycle دوره فعالیت تجاری
small business computer کامپیوتر کوچک تجاری
extensions تمدید اسناد تجاری
free zone منطقه ازاد تجاری
ship's master کاپیتان کشتی تجاری
unfair trade practice اعمال تجاری نادرست
extension تمدید اسناد تجاری
tight squeeze <idiom> شرایط سخت تجاری
retail shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
cutty sark نام تجاری نوعی ویسکی
commercial center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail park مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
common business oreinted language زبان با گرایش متداول تجاری
retail park مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
comecon گروه تجاری بلوک شرق
shopping mall [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
registered trade mark علامت تجاری ثبت شده
retail shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
prestel سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
kaypro علامت تجاری کامپیوترهای قابل حمل
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
presentation graphics گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
underconsumption theory of نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
entrepremership اداره و سازماندهی فعالیتهای تجاری یا مقاطعه کاری
edu سسه تحصیلاتی است ونه شرکت تجاری
frameworks صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
consumer advertising تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
framework صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
business park [ساخت شرکت تجاری در منطقه ای با چشم انداز طبیعی]
common زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
enterpreneur شخصی که یک سازمان تجاری را پایه گذاری کرده واداره میکند
personal ریز کامپیوتر کم هزینه برای مصارف خانگی و تجاری سبک
commoners زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
commonest زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
cobol زبان برنامه سازی که بیشتر در برنامههای کاربردی تجاری به کار می رود
turning points نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
biz نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
BIX سیستم تجاری online که توسط مجله Byte ساخته شده است
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
turning point نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
big blue ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
visicalc یک برنامه مشهور صفحه گسترده الکترونیکی نام تجاری یک بسته نرم افزاری
refinance تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinancing تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
business کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinances تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
businesses کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinanced تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
cobol Language BusinessOriented Common یک زبان برنامه نویسی سطح بالا برای کاربردهای تجاری
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
sbc یک کامپیوتر کوچک با قابلیت اجرای انواعی ازکاربردهای اساسی تجاری Computer Board Single یک برد CPU ,
presentation software برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
Delphi مین کننده online تجاری اطلاعات که حاوی بخشهایی است که به پایگاه داده خود اینترنت دسترسی دارند
Eudora برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
businesses مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
business مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
brand loyalty وفاداری به کالایی خاص وفاداری به علامت تجاری یک محصول
Royal Bokhara فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
chater party اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
presentation graphics گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
disclaimer عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
brand leader بهترین علامت تجاری بهترین مارک
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
innovation theory ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
run duration 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
admitting رفتن
goes رفتن
to make ones getaway در رفتن
to hang back پس رفتن
to go to the bottom ته رفتن
swiped کش رفتن
go رفتن
to pair off رفتن
swipe کش رفتن
retires پس رفتن
retire پس رفتن
admit رفتن
admits رفتن
to foot it رفتن
swiping کش رفتن
to go to mess رفتن
to go bang در رفتن
twiddling ور رفتن
to get over رفتن از
gangs رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com