Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
orangoutang
بوزینه دست دراز
orangutan
بوزینه دست دراز
Search result with all words
proboscis monley
بوزینه دراز بینی
Other Matches
monkeyish
بوزینه خو
monkey
بوزینه
monkeys
بوزینه
pug faced
بوزینه رو
jackanapes
بوزینه
ape
بوزینه
aping
بوزینه
apes
بوزینه
aped
بوزینه
baboonery
بوزینه خویی
apery
بوزینه خویی
apish
بوزینه صفت
apishness
بوزینه خویی
simian
بوزینه شبیه میمون
nose ape or monkey
بوزینه خرطوم دار
orang utan
یکجور بوزینه درازدست
macaca
بوزینه دم کوتاه شبیه انسان
toque
بوزینه دارای موی کلالهای
macaque
بوزینه دم کوتاه شبیه انسان
marmosets
بوزینه کوچک امریکایی که دم انبوهی دارد
apery
میمون صفتی کارهای بوزینه وار
marmoset
بوزینه کوچک امریکایی که دم انبوهی دارد
loris
دونوع بوزینه تنبل سیلان وهندوستان
mandrill
بوزینه بزرگ وزشت ودرنده خوی
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
oblongated
دراز
dolichomorphic
دراز تن
macro
دراز
toom
دراز
oblong
دراز
to be prolonged
دراز
to eke out
دراز
verbose
دراز
to piece out
دراز
lengthy
دراز
long
دراز
longish
دراز
oblongs
دراز
long headed
سر دراز
longheaded
دراز سر
prolix
دراز
linear
دراز
lengthwise
دراز
long-
دراز
longest
دراز
longer
دراز
longed
دراز
longs
دراز
elongating
دراز شدن
elongating
دراز کردن
elongates
دراز شدن
lengthen
دراز کردن
lengthen
دراز شدن
pintail
اردک دم دراز
lengthens
دراز کردن
lengthens
دراز شدن
lengthening
دراز شدن
lengthening
دراز کردن
lengthened
دراز شدن
lengthened
دراز کردن
elongates
دراز کردن
elongation
دراز شدگی
oblonated
دراز :درازنا
inductile
دراز نشو
long term
دراز مدت
long shunt
شنت دراز
long run
دراز مدت
long range
دراز مدت
lantern jawed
چانه دراز
lanternjaws
چانه دراز
long bill
نوک دراز
long billed
نوک دراز
long bone
استخوانهای دراز
ileum
روده دراز
long wind
دراز نفسی
longeval
دراز عمر
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
proboscis
پوزه دراز
proboscises
پوزه دراز
codlin
یکجورسیب دراز
at full length
دراز کشیده
morella cherry
گیلاس دم دراز
blue moon
زمان دراز
long necked
گردن دراز
codling
یکجورسیب دراز
couchant
دراز کشیده
longhead
کله دراز
long eared
گوش دراز
drag on
<idiom>
دراز کردن
long life
عمر دراز
long-life
عمر دراز
long-time
دراز مدت
long-drawn-out
دور و دراز
long winded
دراز نفس
verbalization
دراز گویی
far fetched
دور و دراز
far-fetched
دور و دراز
to stretch out
دراز کردن
narrowed
دراز وباریک
narrower
دراز وباریک
long-winded
دراز نفس
long term
<adj.>
دراز مدت
wader
مرغ دراز پا
string
چسبناک دراز
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
in the long run
در دراز مدت
long-term
دراز مدت
longer-term
دراز مدت
narrowest
دراز وباریک
longevity
دراز عمری
lanky
دراز وباریک
snipe
نوک دراز
stretch
دراز کردن
stretched
دراز کردن
stretches
دراز کردن
gangling
طولانی و دراز
prolongate
دراز کردن
protract
دراز کردن
narrow
دراز وباریک
oblongs
دراز پهنا
sniped
نوک دراز
oblong
دراز پهنا
streek
دراز کردن
extend
دراز کردن
weedy
دراز و باریک
elongate
دراز شدن
snipes
نوک دراز
elongate
دراز کردن
prolixity
دراز نویسی
sniping
نوک دراز
reach
دراز کردن دست
long term memory
حافطه دراز مدت
mygale
موش پوزه دراز
rangy
ولگرد پا دراز و لاغر
long necked flask
بالن گردن دراز
daddy-long-legs
بابا لنگ دراز
long horned grasshopper
ملخ شاخک دراز
prolate
دوک وار دراز
paidle
یکجوربیل دسته دراز
ringtail
تلیله نوک دراز
scoldpaceous
مانند نوک دراز
scolopax
جنس نوک دراز
tractile
لوله شو دراز شدنی
to make old bones
عمر دراز کردن
to live a long life
عمر دراز کردن
porrect
دراز کردن جلوگذاردن
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
longevous
دارای عمر دراز
longhorn
گوسفند شاخ دراز
longhorn
گاو شاخ دراز
longicorn
دارای شاخک دراز
tusks
دندان دراز وتیز
secular trend
روند دراز مدت
weeded
دراز و لاغر پوشاک
chatterboxes
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
windbags
نطاق روده دراز
mongoose
میمون پوزه دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
verbose
دراز نویس درازگو
long lived
دارای عمر دراز
long lived
دراز عمر معمر
long-lived
دارای عمر دراز
long-lived
دراز عمر معمر
interminably
بطور بسیار دراز
tirade
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirades
سخنرانی دراز وشدیداللحن
chatterbox
ادم روده دراز
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
weeding
دراز و لاغر پوشاک
gibbon
میمون دراز دست
gibbons
میمون دراز دست
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
repose
دراز کشیدن غنودن
long-term
دوره دراز مدت
longer-term
دوره دراز مدت
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
weed
دراز و لاغر پوشاک
spindle
دراز و باریک شدن
spindles
دراز و باریک شدن
chaise longue
نوعی نیمکت دراز
tusk
دندان دراز وتیز
toboggan
سورتمه دراز و باریک
ileal
وابسته به روده دراز
johnboat
قایق دراز و باریک
grallatorial
وابسته به دراز پایان
godwit
نوک دراز ابی
full bottomed
دارای دنباله دراز
hatchet face
صورت دراز وباریک
deferred liability
دیون دراز مدت
extended pole piece
قطبک دراز شده
toboggans
سورتمه دراز و باریک
ileitis
اماس روده دراز
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
ileac
وابسته به روده دراز
verbosity
دراز نویسی پرگویی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com