English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
English Persian
urchin بچه شیطان جوجه تیغی
urchins بچه شیطان جوجه تیغی
Other Matches
hedgehogs جوجه تیغی
hedgehog جوجه تیغی
hedge hog ارمجی جوجه تیغی
porcupiny مانند جوجه تیغی
porcupinish مانند جوجه تیغی
porcupine ant eater جوجه تیغی استرالیا
quill تیغ جوجه تیغی قلم پر
porcupines جوجه تیغی خارپشت کوهی
porcupine جوجه تیغی خارپشت کوهی
quills تیغ جوجه تیغی قلم پر
echidna جوجه تیغی استرالیا خارپشت بیدندان
spine تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
spines تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
broods کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brooded کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brood کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
acanthaid تیغی
razorbill پنگوئن منقار تیغی
nettles انواع گزنه تیغی گزنده
thorny تیغ تیغی خار مانند
thorniest تیغ تیغی خار مانند
thornier تیغ تیغی خار مانند
nettle انواع گزنه تیغی گزنده
prickling احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی
impish شیطان
demons شیطان
arch شیطان
demon شیطان
Satan شیطان
daemon شیطان
apollyon شیطان
deil شیطان
cloot شیطان
cacodemon شیطان
bogie شیطان
bogy شیطان
beelzebub شیطان
archfiend شیطان
arch fiend شیطان
arch enemy شیطان
lucifer شیطان
puckish شیطان
arches شیطان
naughtier شیطان
naughtiest شیطان
tempter شیطان
naughty شیطان
devils شیطان
the tempter شیطان
arch- شیطان
devil شیطان
deuce شیطان
mephistopheles شیطان
bogey شیطان
bogeys شیطان
bogies شیطان
the evil one شیطان
fiends شیطان
fiend شیطان
cygnet جوجه قو
cygnets جوجه قو
chick جوجه
bird جوجه
squab جوجه
brood جوجه
squealer جوجه
brooded جوجه
broods جوجه
birds جوجه
impishness شیطان صفتی
malkin ماده شیطان
his sable majesty ابلیس یا شیطان
pixy بچه شیطان
fiendlike شیطان صفت
maleficent شریر شیطان
prince of darkness اهریمن یا شیطان
satanophobia شیطان هراسی
elvish بدذات شیطان
air thread مخاط شیطان
devilishness شیطان صفتی
fiendishness شیطان صفتی
devil's advocate شریک شیطان
devil's advocates شریک شیطان
bedevilment شیطان سازی
Damn it ! Darn it ! Curse it ! لعنت بر شیطان !
devil worship شیطان پرستی
terrors بچه شیطان
pixies بچه شیطان
pixie بچه شیطان
impish شیطان صفت
gossamer بند شیطان
pucks بچه شیطان
mischievous شیطان بدجنس
puck بچه شیطان
mischievously شیطان بدجنس
devilish شیطان صفت
infernal شیطان صفت
pawpaws شیطان شریر
pawpaw شیطان شریر
terror بچه شیطان
roosters جوجه خروس
flapper جوجه اردک
cockerel جوجه خروس
falconet جوجه باز
chicken feed غذای جوجه
ducklings جوجه اردک
peachick جوجه طاووس
hatcher جوجه گیر
cockerels جوجه خروس
duckling جوجه اردک
hatch جوجه گیر ی
hatched جوجه گیر ی
hatches جوجه گیر ی
owlet جوجه جغد
eaglet جوجه عقاب
budding poet جوجه شاعر
chickens جوجه مرغ
chicken جوجه مرغ
incubation جوجه کشی
turkey poult جوجه بوقلمون
nestling جوجه اشیانه
nestlings جوجه اشیانه
rooster جوجه خروس
dovelet جوجه کبوتر
duckling جوجه مرغابی
gosling جوجه غاز
goslings جوجه غاز
She is exteremly adamant (unyielding). شیطان را درس می دهد
lead us not into temtation ماراازوسوسه شیطان رهایی ده
pandemonium کاخ شیطان دوزخ
impishly مانند بچه شیطان
To stop being adamant (unyielding). از خر شیطان پائین آمدن
To stop being intransigent. از خر شیطان پایین آمدن
devildom فرمان روایی شیطان
tyke بچه شیطان و موذی
imp بچه شریر و شیطان
imps بچه شریر و شیطان
ugly duckling <idiom> جوجه اردک زشت
polt جوجه ماکیان وامثال ان
piper جوجه کبوتر لوله کش
pipers جوجه کبوتر لوله کش
poult جوجه مرغ و بوقلمون
incubating جوجه کشی کردن
incubated جوجه کشی کردن
incubate جوجه کشی کردن
incubates جوجه کشی کردن
hatcher اسباب جوجه گیری
keet جوجه مرغ شاخدار
incubators ماشین جوجه کشی
incubator ماشین جوجه کشی
will o the wisp روشنایی مردابی فانوس شیطان
infernality دیو خویی شیطان صفتی
Touch wood . Lets keep our fingers crossed . She is extremely cunning . گوش شیطان کر (بزن بچوب )
hagborn شیطان زاده فرزند ساحره
Don't count your chickens before they are hatched. <proverb> جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
Don't count your chickens before they're hatched. <proverb> جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
to hatch out [egg] بیرون آمدن جوجه [از تخم]
hatchling جوجه سراز تخم دراورده
Dont count your chickens before they are hatched. جوجه ها راآخر پائیز می شمارند
I have a good mind to quit my job. شیطان میگه کارم راول کنم
He was working like the devil. مثل شیطان کارمی کرد(پرتلاش)
diabol کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
diabolo کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
hatches تخم دادن جوجه بیرون امدن
broiler بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
hatched تخم دادن جوجه بیرون امدن
Black sheep جوجه اردک زشت [اصطلاح روزمره]
fledglings جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
fledgling جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
fledgeling مرغ تازه پروبال دراورده جوجه
hatch تخم دادن جوجه بیرون امدن
to d. a chinken شکم جوجه راپیش از پختن پاک کردن
avianize ضعیف کردن ویروس بعلت کشت مکرر در جنین جوجه
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
chucks جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chuck جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
egg tooth نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
pullets جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullet جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com