English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ejector بیرون انداز
Other Matches
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
eject بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
off one's hands بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
aggregate saving پس انداز کل
irrigator اب انداز
forehanded پس انداز کن
thrift پس انداز
saving پس انداز
saver پس انداز کن
ex ante saving پس انداز
ex post saving پس انداز
deposits پس انداز
deposit پس انداز
savings پس انداز
theory of saving نظریه پس انداز
retardant عقب انداز
releaser راه انداز
the t. صاعقه انداز
postponer تاخیر انداز
savings bank صندوق پس انداز
saving rate نرخ پس انداز
puddles دست انداز
puddle دست انداز
stoker سوخت انداز
reverberative طنین انداز
savings account حساب پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
spearman نیزه انداز
saving function تابع پس انداز
splitter نفاق انداز
springer کمند انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
saving account حساب پس انداز
thrift institutions موسسات پس انداز
to lay aside پس انداز کردن
to lay up پس انداز کردن
save money پس انداز کردن
bumpy پر از دست انداز
bumpiest پر از دست انداز
bumpier پر از دست انداز
bumpy <adj.> پر دست انداز
rough <adj.> پر دست انداز
road hole دست انداز
starters راه انداز
starter راه انداز
rocket launcher موشک انداز
rocket launchers موشک انداز
bowler توپ انداز
torpedo tube اژدر انداز
catapults سنگ انداز
catapulting سنگ انداز
catapulted سنگ انداز
catapult سنگ انداز
unsaved پس انداز نشده
firemen سوخت انداز
fireman سوخت انداز
lookouts چشم انداز
lookout چشم انداز
mouth-watering دهان آب انداز
salt away <idiom> پس انداز کردن
bowlers توپ انداز
trappers تله انداز
crapshooter طاس انداز
lay-bys پس انداز کردن
lay-by پس انداز کردن
lay by پس انداز کردن
feller درخت انداز
firer سوخت انداز
fire teazer اتش انداز
fire teazer سوخت انداز
fluter چین انداز
foot cloth پای انداز
footcloth پای انداز
scenes چشم انداز
scene چشم انداز
grenadier نارنجک انداز
hand rail دست انداز
outlook چشم انداز
divisive تفرقه انداز
parapet دست انداز
discobolus دایره انداز
forced saving پس انداز اجباری
compulsory saving پس انداز اجباری
cannoneer توپ انداز
dissaving پس انداز منفی
buttonhook دکمه انداز
bumpiness دست انداز
ecbolic جنین انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
bank of deposit بانک پس انداز
ballista سنگ انداز
actual saving پس انداز واقعی
abortifacient بچه انداز
parapets دست انداز
howitzer خمپاره انداز
initiator terminator راه انداز
intrigant پشت هم انداز
bombers بمب انداز
bomber بمب انداز
ringers طنین انداز
ringer طنین انداز
national saving پس انداز ملی
negative saving پس انداز منفی
net saving پس انداز خالص
paradox of thrift تناقض پس انداز
paysage چشم انداز
permanent saving پس انداز دائمی
personal saving پس انداز شخصی
private saving پس انداز خصوصی
procrastinator تعویق انداز
propensity to save گرایش به پس انداز
sonorous طنین انداز
mobilization of savings تجهیز پس انداز
mortar خمپاره انداز
intriguant پشت هم انداز
intriguer پشت هم انداز
jack ketch طناب انداز
jaculator نیزه انداز
traffickers پشت هم انداز
trafficker پشت هم انداز
scenery چشم انداز
line starter راه انداز خط
drivers راه انداز
driver راه انداز
missile launcher موشک انداز
missile man موشک انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
mortars خمپاره انداز
rate of saving نرخ پس انداز
trapper تله انداز
scoops خاک انداز
prospected چشم انداز
scooped خاک انداز
dustpan خاک انداز
clearing banks بانک پس انداز
clearing bank بانک پس انداز
prospecting چشم انداز
dustpans خاک انداز
shovel خاک انداز
prospect چشم انداز
scooping خاک انداز
deposit accounts حساب پس انداز
landscape چشم انداز
panoramas چشم انداز
landscaped چشم انداز
bump دست انداز
hookers قلاب انداز
landscapes چشم انداز
landscaping چشم انداز
pothole دست انداز
prospects چشم انداز
deposit account حساب پس انداز
scope چشم انداز
napkins پیش انداز
napkin پیش انداز
potholes دست انداز
scoop خاک انداز
hooker قلاب انداز
overlooking چشم انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
shovelled خاک انداز
perspective چشم انداز
overlooks چشم انداز
perspectives چشم انداز
overlooked چشم انداز
overlook چشم انداز
saved پس انداز کردن
thundering صاعقه انداز
shovels خاک انداز
shovelling خاک انداز
penny bank صندوق پس انداز
view چشم انداز
savings bank صندوق پس انداز
panorama چشم انداز
provident bank صندوق پس انداز
save پس انداز کردن
saves پس انداز کردن
shoveled خاک انداز
shoveling خاک انداز
rheostatic starter راه انداز رئوستایی
stevedore کارگر بار انداز
bootstrap خود راه انداز
trust fund وجوه پس انداز شده
shedder جانور پوست انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com