Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
bail
بیرون ریختن اب ازقایق
Other Matches
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
vented
بیرون ریختن
jetted
بیرون ریختن
jetting
بیرون ریختن
emitting
بیرون ریختن
jets
بیرون ریختن
emit
بیرون ریختن
emits
بیرون ریختن
emitted
بیرون ریختن
venting
بیرون ریختن
jet
بیرون ریختن
vents
بیرون ریختن
to break out
بیرون ریختن
effuse
بیرون ریختن از
to pour out
بیرون ریختن
vent
بیرون ریختن
void
بیرون ریختن
outpour
بیرون ریختن
emitting
بیرون ریختن انتشارنور
emits
بیرون ریختن انتشارنور
emitted
بیرون ریختن انتشارنور
emit
بیرون ریختن انتشارنور
bailer
سوراخی در عقب قایق برای بیرون ریختن اب
gravity extraction
بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
strews
ریختن
pouring
ریختن
spills
ریختن
skink
ریختن
spilling
ریختن
spilled
ریختن
spill
ریختن
pours
ریختن
effuse
ریختن
sand
شن ریختن
poured
ریختن
pour
ریختن
sheds
ریختن
strewing
ریختن
shedding
ریختن
shed
ریختن
strew
ریختن
lave
ریختن
lash vi
ریختن
spilled or spilt
ریختن
interfusion
در هم ریختن
mew
پر ریختن
interfuse
در هم ریختن
mewed
پر ریختن
mewing
پر ریختن
grout
ریختن
strewed
ریختن
strewn
ریختن
to inject into the bowels
ریختن
mixing
در هم ریختن
bestrew
ریختن
birl
ریختن
to water
آب ریختن
besprinkle
ریختن
affose
ریختن
infusing
ریختن
infuses
ریختن
infused
ریختن
infuse
ریختن
cast concrete
ریختن
to take a cast of
ریختن
yeild
ریختن
sands
شن ریختن
disembogue
ریختن
disassemble
به هم ریختن
affution
ریختن
affuse
ریختن
dump
ریختن
to take to one's legs
ریختن
decants
ریختن شراب
moulted
موی ریختن
shedding
پوست ریختن
moults
موی ریختن
perspire
عرق ریختن
perspired
عرق ریختن
perspires
عرق ریختن
molted
موی ریختن
saucer
در نعلبکی ریختن
flush
اب را بافشار ریختن
flushes
اب را بافشار ریختن
moult
موی ریختن
saucers
در نعلبکی ریختن
jug
درکوزه ریختن
barrel
در خمره ریختن
molts
موی ریختن
molting
موی ریختن
decanting
ریختن شراب
barrels
در خمره ریختن
shed
پوست ریختن
flushing
اب را بافشار ریختن
perspiring
عرق ریختن
jugs
درکوزه ریختن
spewed
بخارج ریختن
spew
بخارج ریختن
recasting
ازنو ریختن
come along
<idiom>
برنامه ریختن
To cast in a mould .
درقالب ریختن
infusion
ریختن پاشیدن
infusions
ریختن پاشیدن
to tumble down
فرو ریختن
top cast
ریختن از بالا
topdress
سطحی ریختن
tun
دربشکه ریختن
to rain tears
اشک ریختن
to pour out tea
چایی ریختن
to come down with a run
فرو ریختن
spewing
بخارج ریختن
spews
بخارج ریختن
defoliate
برگ ریختن
sheds
پوست ریختن
decanted
ریختن شراب
top pour
ریختن از بالا
to spawn eggs
ریختن تخم
decant
ریختن شراب
to shed tears
اشک ریختن
crumbling
فرو ریختن
crumbles
فرو ریختن
defoliating
برگ ریختن
defoliates
برگ ریختن
crumbled
فرو ریختن
crumble
فرو ریختن
defoliated
برگ ریختن
recasts
ازنو ریختن
to make hay of
روی هم ریختن
bleeds
خون ریختن
ecdysis
پوست ریختن
die cast
ریختن حدیدهای
die cast
ریختن فشاری
back-up
معکوس ریختن
back up
معکوس ریختن
desquamate
پوست ریختن
cast up hill
سربالا ریختن
cast concrete
بتن ریختن
sands
ماسه ریختن شن
sand
ماسه ریختن شن
dish out
در فرف ریختن
bleed
خون ریختن
dusts
ریختن پاشیدن
dusted
ریختن پاشیدن
dust
ریختن پاشیدن
encase in concrete
بتن ریختن
drafts
از بشکه ریختن
drafted
از بشکه ریختن
draft
از بشکه ریختن
fob
بجیب ریختن
bottom cast
از زیر ریختن
can
درقوطی ریختن
baskets
درسبد ریختن
to make plans
برنامه ریختن
to forge out plans
برنامه ریختن
to make plans
نقشه ریختن
to forge out plans
نقشه ریختن
canning
درقوطی ریختن
cans
درقوطی ریختن
bottle
دربطری ریختن
bollix
بهم ریختن
sacks
درکیسه ریختن
sacked
درکیسه ریختن
sack
درکیسه ریختن
huddling
روی هم ریختن
huddles
روی هم ریختن
huddled
روی هم ریختن
huddle
روی هم ریختن
basket
درسبد ریختن
bottom pour
از زیر ریختن
stoking
سوخت ریختن در
stokes
سوخت ریختن در
stoked
سوخت ریختن در
stoke
سوخت ریختن در
overfeed
زیادمصالح ریختن در
recast
ازنو ریختن
rewrote
از نو طرح ریختن
practise or tice
طرح ریختن
oviposit
تخم ریختن
rewrite
از نو طرح ریختن
rewrites
از نو طرح ریختن
rewriting
از نو طرح ریختن
rewritten
از نو طرح ریختن
bottles
دربطری ریختن
caves
فرو ریختن
cave
فرو ریختن
blocked
قالب ریختن
block
قالب ریختن
inurn
در خاکدان ریختن
weeps
اشک ریختن
weep
اشک ریختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com