English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
inexpressibly بیش از اندازه زیاده از حد
Other Matches
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
overmuch زیاده از حد
supernumerary زیاده
infrugal زیاده رو
kow-tow زیاده
excesses زیاده از حد
distemperate زیاده رو
kow-towed زیاده
kow-towing زیاده
fulsomely زیاده از حد
intemperate زیاده رو
kow-tows زیاده
overly زیاده
excess زیاده از حد
indulgent زیاده رو
de trop زیاده
more and more زیاده و زیاده
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
inordinateness زیاده روی
extorter زیاده ستان
extorsion زیاده ستانی
exorbitance زیاده روی
excess clearance تولرانس زیاده از حد
avaricious طماع زیاده جو
extortion زیاده ستانی
intemperance زیاده روی
extortionate زیاده ستان
avarice زیاده جویی
to pieces <idiom> خیلی زیاده
extortionary زیاده ستان
self indulgence زیاده روی
hairsplitting موشکافی زیاده از حد
ultraism زیاده روی
acquisitive زیاده طلب
surfeit زیاده روی
immoderation زیاده روی
hyperpragia زیاده اندیشی
hyperaesthetic زیاده از حد حساس
inordinacy زیاده روی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
insobriety زیاده روی در میگساری
exceeding زیاده روی زیادتی
austerity ریاضت سادگی زیاده از حد
richest زیاده چرب یا شیرین
rich زیاده چرب یا شیرین
indulgences زیاده روی افراط
indulgence زیاده روی افراط
richer زیاده چرب یا شیرین
extravagance زیاده روی بی اعتدالی
extravagances زیاده روی بی اعتدالی
superheat زیاده از حد گرم کردن
He is too clever(smart,shrewd). زیاده از حد زرنگ (نا قلا) است
intemperately ازروی افراط با زیاده روی
crapulence زیاده روی درخوردونوش بی اعتدالی
lay it on thick <idiom> زیاده حداز کسی تمجیدکردن
hypercriticize زیاده خرده گیری کردن
crapulent وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
To go too far . شور کاری را درآوردن ( زیاده روی )
over پیشوندی بمعنی زیادو زیاده و بیش
supererogation زیاده روی درکار خوش خدمتی
over- پیشوندی بمعنی زیادو زیاده و بیش
to push your luck [British English] to press your luck [American English] زیاده روی کردن [شورکاری را در آوردن] [اصطلاح مجازی]
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه وسیله اندازه گیری
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
ultraist کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
packing قرار دادن حجم زیاده داده در فضاهای ذخیره سازی کوچک
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauge اندازه اندازه گیر
gauges اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
overweary زیاده خسته کردن خسته شدن
indulged زیاده روی کردن شوخی کردن
indulge زیاده روی کردن شوخی کردن
indulging زیاده روی کردن شوخی کردن
indulges زیاده روی کردن شوخی کردن
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
inordinately بی اندازه
equals : هم اندازه
immensely بی اندازه
immense بی اندازه
equaled : هم اندازه
beyond measure بی اندازه
screamingly بی اندازه
attack size اندازه تک
equaling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
equalling : هم اندازه
equal : هم اندازه
gauged اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
so far forth تا ان اندازه
extent اندازه
gauge اندازه
isometrics هم اندازه
isometric هم اندازه
fitted اندازه
what is your size? اندازه
immoderately بی اندازه
in part <idiom> تا یک اندازه
quantum اندازه
gauges اندازه
soupcon اندازه کم
tract اندازه
tracts اندازه
immeasurable بی اندازه
deal اندازه
deals اندازه
inordinate بی اندازه
what چه اندازه
bulk اندازه
hecatompet [اندازه صد پا]
meter اندازه
to size up اندازه
floor length اندازه کف
meters اندازه
measurement اندازه
isodiametric هم اندازه
gauge=gage اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
how far <adv.> تا چه اندازه ای
dimension اندازه
degrees اندازه
degree اندازه
infintesimal بی اندازه
indefinite بی اندازه
symmetric هم اندازه
rather تا یک اندازه
magnitude اندازه
dimensions اندازه
measure اندازه
measurements اندازه
sizes اندازه
dealt اندازه
measurer اندازه
metres اندازه
metre اندازه
size اندازه
module اندازه گیری
modules اندازه گیری
stand measure اندازه قانونی
outsize اندازه غیرمعمولی
there is no limit to it اندازه ندارد
life size اندازه واقعی
t. far تا این اندازه
modules اندازه میزان
format اندازه شکل
formats اندازه شکل
symmetric هم اندازه متقارن
doubled up اندازه دو برابر
standard gauge اندازه معمولی
size constancy ثبات اندازه
measuring اندازه گیر
partially تایک اندازه
doubled اندازه دو برابر
gauging اندازه گیری
measurements اندازه گیری
mete :اندازه گرفتن
size tolerance تلرانس اندازه
so far as تا ان اندازه که انچه
module اندازه میزان
standard measure اندازه استاندارد
measurement اندازه گیری
size control کنترل اندازه
stand measure اندازه مقر ر
size effect تاثیر اندازه
double اندازه دو برابر
circular measure اندازه قوس
dimensional accuracy دقت اندازه
dimensional change تغییر اندازه
dimensional error خطای اندازه
dimensional stability ثبات اندازه
dimensioning اندازه گذاری
load limit اندازه بار
liner momentum اندازه حرکت
linear momentum اندازه حرکت
limiting size اندازه محدود
dimension sketch طرح اندازه
dimension diagram رسم اندازه
long measure اندازه درازا
commensurateness اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
critical magnitude اندازه بحرانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com