English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
incommensurateness بی اندازه بودن عدم مقیاس مشترک
Other Matches
incommensurably بدون داشتن مقیاس مشترک
linear or long measure اندازه یا مقیاس در درازا
aba مقیاس اندازه گیری عرض جغرافیایی
liquid measure مقیاس اندازه گیری مایعات حجم سنج
wire gauge مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز
module نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
modules نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
nominal scale شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
fit اندازه بودن
fits اندازه بودن
fittest اندازه بودن
to fit like a glove درست اندازه بودن
barleycorn مقیاس وزنی برابر 8460/0 گرم مقیاس طولی برابر5/8میلیمتر
overabound بیش از اندازه فراوان بودن
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
rood مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
to be at full stretch تا اندازه امکان پذیر کشیده شده بودن
bathyconductograph وسیله اندازه گیری میزان هادی بودن اب
Being an actor has a certain amount of kudos attached to it. بازیگر بودن خودش تا اندازه ای جلال دربردارد .
to walk on eggshells <idiom> در برخورد با فردی یا موقعیتی بیش از اندازه مراقب بودن
joint venture سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
common divisor مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
subscribers مشترک روزنامه وغیره مشترک
joint نیروهای مشترک عملیات مشترک
subscriber مشترک روزنامه وغیره مشترک
centigrade temperature scale مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
balance earth works یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
gauges اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
scaling مقیاس
measure مقیاس
metre مقیاس
metres مقیاس
full size بخ مقیاس یک به یک
indicator مقیاس
full-size بخ مقیاس یک به یک
meter مقیاس
k scale مقیاس ک
z scale مقیاس " زی "
meters مقیاس
criterion مقیاس
scale مقیاس
nominal scale مقیاس
f scale مقیاس اف
t scale مقیاس T
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
spectral scale مقیاس طیفی
precision scale مقیاس دقیق
age scale مقیاس سنی
psychological scale مقیاس روانی
meter مقیاس میزان
time scale مقیاس زمانی
point scale مقیاس امتیازی
photographic scale مقیاس عکاسی
meters مقیاس میزان
percentile scale مقیاس صدکی
standard نورم مقیاس
range indicator مقیاس مسافت
ratio schedule مقیاس نسبتی
scale down کاهش مقیاس
scale factor ضریب مقیاس
product scale مقیاس فراورده
scale of preferences مقیاس رجحانها
scalability مقیاس پذیری
architecht's scale خط کش مقیاس مهندسی
scale of preferences مقیاس برتریها
scale of production مقیاس تولید
stens مقیاس ده بخشی
graphic مقیاس مصور
ration scale مقیاس نسبتی
graphic نمودار مقیاس
stanine scale مقیاس نه بخشی
scale factor مقیاس گذاری
absolute temperature scale مقیاس مطلق
absolute scale مقیاس مطلق
scaling مقیاس کردن
temperature scale مقیاس دما
tonal scale مقیاس صوتی
logarithmic scale مقیاس لگاریتمی
medium scale در مقیاس متوسط
long measure مقیاس طول
scale up افزایش مقیاس
measure درجه مقیاس
map scale مقیاس نقشه
transverse scale مقیاس عرضی
time scales مقیاس زمانی
scaling مقیاس سازی
standards نورم مقیاس
ordinal scale مقیاس ترتیبی
kelvin scale مقیاس کلوین
numerical scale مقیاس عددی
loading scale مقیاس بارگیری
nominal scale مقیاس اسمی
lie scale مقیاس دروغگویی
likert scale مقیاس لی کرت
scalogram مقیاس تراکمی
linear measure مقیاس طولی
linear scale مقیاس خطی
scaling مقیاس گذاری
map scale مقیاس نقشهای
on a grand scale <adv.> در مقیاس بزرگ
degree gradution مقیاس درجهای
derived scale مقیاس اشتقاقی
dial graduation مقیاس درجهای
image scale مقیاس تصویر
large-scale مقیاس بزرگ
yardsticks مقیاس پیمانه
elevation scale مقیاس درجه
scale مقیاس نقشه
small scale مقیاس کوچک
grade scale مقیاس کلاسی
scale مقیاس کردن
conversion scale مقیاس خطی
cubic measure مقیاس مکعب
interval scale مقیاس فاصلهای
cumulative scale مقیاس تراکمی
scale مقیاس گذاشتن
ipsative scale مقیاس نسبی
deflection scale مقیاس سمتی
large-scale در مقیاس بزرگ
large scale مقیاس بزرگ
ell مقیاس طول
handwriting scale مقیاس دستخط
norm مقیاس یامعیار
guttman scale مقیاس گاتمن
baume scale مقیاس بومه
gauged مقیاس معیار
bar scale مقیاس خطی
graphic scale مقیاس خطی
graphic scale مقیاس مصور
gauges مقیاس معیار
small-scale مقیاس کوچک
norms مقیاس یامعیار
evaporimter مقیاس تبخیر
fahrenheit scale مقیاس فارنهایت
large scale در مقیاس بزرگ
yardstick مقیاس پیمانه
gauge مقیاس معیار
centigrade scale مقیاس سانتی گراد
reconstituting تنظیم مقیاس کردن
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
liquid measure مقیاس حجم مایع
scale میزان مقیاس درجه
proofs مقیاس خلوص الکل
proof مقیاس خلوص الکل
wechsler bellvue scale مقیاس وکسلر- بلویو
thermodynamic temperature scale مقیاس دمای ترمودینامیکی
chromatic scale مقیاس نیم پردهای
test scaling مقیاس بندی ازمون
staves مقیاس پنج بخشی
reconstitutes تنظیم مقیاس کردن
reconstituted تنظیم مقیاس کردن
reconstitute تنظیم مقیاس کردن
medium scale نقشه مقیاس متوسط
m f scale مقیاس نرینگی- مادینگی
masculinity femininity scale مقیاس نرینگی- مادینگی
mach scale مقیاس ماکیاول گرایی
small scale industry صنعت به مقیاس کوچک
linear scale مقیاس خطی نقشه
mora مقیاس وزن شعر
sight scale مقیاس نشانه روی
deflection scale طبله مقیاس سمت
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
social distance scale مقیاس فاصله اجتماعی
additive scale مقیاس جمع پذیر
economies of scale صرفه جوئیهای مقیاس
rankin temperature scale مقیاس دمای رانکین
rankine temperature scale مقیاس دمای رانکین
rating scale مقیاس درجه بندی
rating schedule مقیاس درجه بندی
age equivalent scale مقیاس معادل سنی
return to scale بازده نسبت به مقیاس
arthur performance scale مقیاس عملکردی ارتور
gray scale مقیاس سایه زنی
scaler کسیکه مقیاس بکارمیبرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com