Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (9 milliseconds)
English
Persian
unattended
بی مراقبت
Search result with all words
aspect
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspects
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
care
مراقبت
care
محافظت کردن مراقبت
cared
مراقبت
cared
محافظت کردن مراقبت
cares
مراقبت
cares
محافظت کردن مراقبت
surveillance
مراقبت
surveillance
دیدبانی و مراقبت از منطقه
watchful
مراقبت
eyesight
مراقبت
picket
نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed
نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets
نرده کشیدن مراقبت کردن
lookout
مراقبت عمل پاییدن
lookouts
مراقبت عمل پاییدن
maintain
به خوبی مراقبت شده
maintained
به خوبی مراقبت شده
maintains
به خوبی مراقبت شده
ensure
مراقبت کردن در
ensured
مراقبت کردن در
ensures
مراقبت کردن در
ensuring
مراقبت کردن در
insures
مراقبت کردن در
insuring
مراقبت کردن در
vigilance
مراقبت
vigilance
مراقبت به گوش بودن
watch
مراقبت کردن
watch
مراقبت کردن موافبت کردن
watched
مراقبت کردن
watched
مراقبت کردن موافبت کردن
watches
مراقبت کردن
watches
مراقبت کردن موافبت کردن
watching
مراقبت کردن
watching
مراقبت کردن موافبت کردن
vigil
گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
vigils
گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
espionage
جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
search
مراقبت کردن از زمین
searched
مراقبت کردن از زمین
searches
مراقبت کردن از زمین
searchingly
مراقبت کردن از زمین
Medicare
مراقبت پزشکی
attendance
ملازمت مراقبت رسیدگی
attendances
ملازمت مراقبت رسیدگی
watchtower
برج مراقبت
watchtowers
برج مراقبت
beacon
برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
beacons
برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
acoustical surveillance
مراقبت صوتی
air beacon
برج مراقبت پایگاه
air pollution monitoring
مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
air search
مراقبت هوایی
air surveillance
مراقبت هوایی
airborne beacon
برج مراقبت هوابرد
animadversion
مراقبت مشاهده
area monitoring
مراقبت منطقهای
area monitoring
مراقبت کردن از منطقه
beacon flight
پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
care and handling
مراقبت و دستکاری وسایل
care of supplies
مراقبت اماد
chaperon
زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
circular scanning
مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
combat surveillance
مراقبت رزمی
cone of silence
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
counter surveillance
ضد مراقبت
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
double up
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
due care
مراقبت کافی
espial
مراقبت
fan marker
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
ground surveillance
مراقبت زمینی
harbor control tower
برج مراقبت بندر
helical scanning
مراقبت مارپیچی
instrument landing
فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
listening watch
مراقبت به گوش
maintain watch
مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
mine watching
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
overwatch
مراقبت از حرکت بااتش
overwatch
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
ovservation
مراقبت
primage
اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
radar beacon
برج مراقبت رادار
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
radar scan
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
residential care
مراقبت پناهگاهی
sea surveillance
مراقبت دریایی
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sector of search
منطقه مراقبت رادار
security monitoring
نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
see that he does it
مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
see to it
مراقبت کردن
to see after
مراقبت کردن
to see to it
مراقبت کردن
spiral scanning
مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
surveillant
مراقبت کننده دیدبان
tendance
مراقبت
to llok
مراقبت کردن
Other Matches
watchfulness
مراقبت
control towers
برج مراقبت
watch tower
برج مراقبت
day care
مراقبت در روز
unattended operation
هملکرد مراقبت نشده
stake-out
محل تحت مراقبت
to ensure something
مراقبت کردن در
[چیزی]
under one's wing
<idiom>
تحت مراقبت کسی
stake-outs
محل تحت مراقبت
up to someone to do something
<idiom>
مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
unattended ground sensor
رادار مراقبت زمینی خودکار
slap together
<idiom>
به عجله وبی مراقبت واداشتن
turn over
<idiom>
به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
snow under
<idiom>
قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
zmarker beacon
برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
There's a question mark
[hanging]
over the day-care clinic's future.
[A big question mark hangs over the day-care clinic's future.]
آینده درمانگاه مراقبت روزانه
[کاملا]
نامشخص است.
Creches
[جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com