English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (3 milliseconds)
English Persian
beacon چراغ دریایی
beacon دیدگاه
beacon برج دیدبانی
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacon باچراغ یانشان راهنمایی کردن
beacon برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
beacon فار دریایی
beacon بیکن
beacon راهنما
beacon سیگنالهایی که پیامی توسط یک وسیله خراب در شبکه ارسال میشود
Other Matches
beacon on رادارتعقیب هدف خود را روشن کن
beacon on اسم رمز برای فرمان
beacon off رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
beacon off اسم رمز برای فرمان
radar beacon برج دیدبانی رادار
radar beacon راهنمای رادار
radar beacon برج مراقبت رادار
radio beacon بیکن رادیویی
radio beacon انتن بی سیم
radio beacon برج بی سیم انتن فرستنده بی سیم
stuck beacon ایستگاه مرتباگ فریمهای اخطار می فرستد
zmarker beacon نوعی برج کنترل هوایی مستقر در میدان تیر پدافندهوایی
zmarker beacon برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
locator beacon برج اکتشاف هوایی
locator beacon برج اکتشافی
air beacon برج مراقبت پایگاه
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
airborne beacon رادارمراقبت نصب شده روی هواپیما
beacon double اسم رمز برای انتخاب روش تعقیب هدف با استفاده از دونوع موج رادار
beacon flight پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
beacon frame فرم مخصوص در پروتکل FDDI که پس از توقف در شبکه ارسال میشود
Belisha beacon نوعیچراغراهنماییچشمکزن
day beacon برج ناوبری مورد استفاده درروز
day beacon برج ناوبری روز
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com